مدیریت و برنامه ریزی امور خانواده
عوامل تقویت عواطف در خانواده از منظر اهل بیت علیهم السلام
ويژگى هاى خانواده موفق از نگاه قرآن
آرامش، صفا و صداقت ارمغان نماز در خانواده
مسئوليتهاى متقابل زن و شوهر در خانواده چيست؟
مرا آن گونه كه هستم دوست بداريد
نقش بهداشت روانی در ثبات خانواده
اخلاق در خانواده و طرز برخورد با خواهر و برادر
اهمیت آراستگی و زیبایی درآموزه های دینی
مقالات عکاسی
وبلاگ
برای مشاهده افکار ونظرات معلم شهید دکتر علی شریعتی
به وبلاگ
http://hamed-jalil.blogfa.com/
مراجعه کنید
مجموعه لینکهای مفید / 2
| • حواس |
| • حواشی هوش |
| • خوابی خوش با یوگا(How to sleep with yoga) |
| • خود را باور داشته باشید |
| • خود را باور کنید! |
| • خودآگاهی |
| • درباره خودتان چگونه می اندیشید |
| • درجستجوی عزت نفس بهتر |
| • درمان اضطراب، افسردگی و وسواس از طریق نیروی درون |
| • دوپینگ مغز |
| • ده تمرین کششی مهم |
| • رابطه حافظه وافزایش سن |
| • راجا یوگا |
| • راه گشای موفقیت |
| • راه های تقویت حافظه |
| • راهبردهای یادگیری |
| • راهکارهای مناسب برای تقویت خلاقیت |
| • راههای افزایش اعتماد به نفس |
| • راههای به دست آوردن اعتماد به نفس |
| • راههای رشد فکری و مغزی کودکان |
| • رمز گردانی در حافظه کوتاه مدت و حافظه دراز مدت |
| • روشهای تغییر و افزایش میزان عزت نفس |
| • روشهای تقویت عزتنفس کودکان |
| • روشهای صحیح تنفس |
| • روشهای کاربردی تقویت حافظه |
| • ریکی چیست ؟ |
| • ریلکسیشن، تکنیکی موثر |
| • سکوت شفابخش |
| • سلامتی با یوگا |
| • سنگهای شفابخش برای کودکان |
| • سوالات ماها یوگا |
| • سیستم ایمنی |
| • شفای خورشیدی |
| • شما چند تا مغز دارید؟ |
| • شما حق دارید" نه " بگویید! |
| • عزت نفس |
| • عزت نفس چیست ؟ |
| • عزت نفس و نقش آن در زندگی چیست ؟ |
| • عزت نفس در نوجوانان |
| • عزت نفس و کودکان |
| • عشق ورزیدن به سکوت |
| • عمل و عکسالعمل |
| • فرمول اعتماد به نفس برای خانم ها |
| • فلسفه آیورودا |
| • فنگ شویی چیست؟ |
| • فنگ شویی، هدف و تاریخچه |
| • فواید و روش های یوگا |
| • قابلیتهای ذهن سالم |
| • قدرت حافظه |
| • کدام باهوشترند، زنان یا مردان؟ |
| • کدامیک در تداوم یک زندگی نقش اساسی دارند؟ |
| • کسالت را ضربه فنی کنیم |
| • کسب اعتماد به نفس و افزایش عزت نفس در پنج گام آسان |
| • کسب اعتماد به نفس و تقویت اراده |
| • کمی اعتماد به نفس داشته باشیم |
| • کیمیا |
| • مادر و کودک |
| • ماهاریشی، مراقبه و روانشناسی |
| • متد سیلوا چیست؟ |
| • مدی تیشن راهی به سوی آرامش ماندگار |
| • مدیتیشن با موزیک |
| • مدیتیشن چیست؟ |
| • مراحل ری کی |
| • مراحل و روشهای مختلف یوگا |
| • مراقبه |
| • مراقبه ( آرامش روحی ،امواج آلفا ) |
| • مراقبه چیست؟ |
| • مراقبه گاشو |
| • معرفی ری کی |
| • مغز خود را تقویت کنیم |
| • مغزتان را شارژ کنید |
| • مغزتان را کمی بیشتر ورزش دهید |
| • مقابله با عوامل تنشزا |
| • مقدمه ای بر کلیت یوگا |
| • من می توانم |
| • مهارتها |
| • مهارتی به نام تیزهوشی |
| • می دونید هوش هیجانی چیه؟ |
| • میتوانید اعتماد به نفس بالایی داشته باشید اگر ... |
| • نشانههای عزت نفس بالا در کودکان چیست؟ |
| • نظریه های عزت نفس |
| • نفس سرگردان |
| • نقش عملکرد تحصیلی در اعتماد به نفس |
| • نقلقولهایی درباره هوش هیجانی |
| • ودا |
| • ورزشهای مخصوص مغز و فواید آنها |
| • وقتی حافظه پیرمیشود |
| • هفت اصل مهم برای تقویت حافظه |
| • هوش هیجانی چیست؟ |
| • هیپنوتیزم و تقویت حافظه |
| • یاما و نیاما |
| • یک تیر و دو نشان |
| • یوگا چیست؟ |
| • یوگا برای کودکان |
| • یوگا ( هاتایوگا ) چیست |
| • یوگا درمانی |
| • یوگا سفر به درون از روی نیاز یا مد |
| • یوگا و اسکولیوز |
| • یوگا و خواص آن در میانسالی |
| • یوگا و دورانهای تاریخی |
| • یوگا و سلامتی |
| • یوگا و مهربانی |
| • یوگای چینی |
مجموعه لینکهای مفید
| «فنگ شویی» و خانه تکانی ذهنی |
| • (Meditation) مدیتیشن چیست؟ |
| • " اعتماد به نفس " |
| • ۱۰ راهنمائی موثر برای تقویت حافظه |
| • ۱۲ روش ساده اما معجزه آسا برای تقویت مغز |
| • ۲۰ دستورالعمل |
| • ۲۱ گام عملی جهت پرورش اعتمادبهنفس |
| • ۲۳ راهکار تقویت هوشیاری |
| • ۳۰ راه ساده برای افزایش بهره هوشی کودکان |
| • ۵ راه برای ا فزایش هـوش |
| • ۵ نکته برای تقویت حافظه |
| • ۷ درس در اعتماد به نفس قوی |
| • ۹ توصیه برای افزایش ضریب هوشی کودک |
| • آئینه نفرت |
| • آرامش ، در بدترین شرایط |
| • آشنائی با تکنیک TM |
| • آشنایی با تای چی |
| • آشنایی با تکنیک های تقویت حافظه |
| • آشنایی با عارضه فراموشی |
| • آشنایی با مدیتیشن |
| • آموزش تمرینات چی گنگ |
| • آموزش ماها یوگا ( بررسی برای یافتن خویش ) |
| • آموزش یوگا |
| • آیا حافظه شما طبیعی است ؟ |
| • آیا یوگا در احساس سلامتی موثر است؟ |
| • آیورودا، دانش زندگی |
| • از «انتقاد به نفس» تا «اعتمادبه نفس» |
| • از کدام نیمکره فرمان میگیری؟ |
| • از مغزتان بیشتر استفاده کنید |
| • اسباب بازی های دیجیتالی و ذهن خلاق کودکان |
| • اشتباهات، فرصتی برای یادگیری |
| • اعتماد بنفس بالا، یک ضرورت حیاتی |
| • اعتماد بنفس خود را افزایش دهید |
| • اعتماد به نفس |
| • اعتماد به نفس ارثی نیست |
| • اعتماد به نفس او را افزایش دهید |
| • اعتماد به نفس برای یک عمر |
| • اعتماد به نفس بزرگترین زیبایی درون |
| • اعتماد به نفس چیست ؟ |
| • اعتماد به نفس چیست؟و راههای بدست آوردن اعتماد به نفس |
| • اعتماد به نفس را در خود افزایش دهید |
| • اعتمادبهنفس در ۱۰ روز |
| • اعتمادبهنفس یا عزت نفس |
| • افزایش اعتماد به نفس |
| • افزایش تمرکز از کارهای آسان تا سخت |
| • الفبای حافظه |
| • انرژی چیست ؟ (چاکراها) |
| • انواع روش های مدیتیشن (meditation methods) |
| • انواع هوش در کودکان |
| • او تمرکز حواس ندارد! |
| • ایجاد اعتماد به نفس در کودکان |
| • NLP |
| • بـاورکـن بـا ارزشـی! |
| • با بازی کردن ذهن خود را آماده کنید |
| • با مراقبه توان جسمی و ذهنی خود را افزایش دهید |
| • بازسازی اعتماد بنفس |
| • باکتی یوگا |
| • به خورشید سلام کنیم |
| • بهداشت روانی و مراقبه بصیرت |
| • بیدار کردن ستونفقرات |
| • بیوفیدبک یا بازخوراند زیستی چیست ؟ |
| • پالایش ذهن |
| • پالایش ذهن و جسم |
| • پذیرش |
| • پرانیک هیلینگ |
| • پنج راه برای تقویت قوای ذهنی |
| • تاپاس |
| • تاثیر دیگران بر اعتماد به نفس شما... آری؟ |
| • تاریخچه ری کی |
| • تجسم خلاق |
| • تحفهِ هند |
| • تقویت «عزت نفس» و «خودباوری» در کودکان و نوجوانان |
| • تقویت حافظه |
| • تقویت حافظه به کمک یوگا |
| • تقویت حافظه در ۵ قدم |
| • تقویت نیروی اراده و تادیب نفس |
| • تکنیک های تقویت تمرکز و حافظه |
| • تکنیکهای تغییر حالات احساسی و ذهنی |
| • تمرکز حواس |
| • تمرکز، کلید کارآمد در مطالعه |
| • تمرکز، مهارتی برای کسب آرامش، آگاهی و پیشرفت |
| • تمرین مراقبه (مدیتیشن) در زندگی |
| • تمرینات موثر در پرورش دقت و حواس پنجگانه |
| • تنفس عمیق، مؤثرترین درمان تنشزدائی |
| • توازن بی نظیر جسم و ذهن |
| • توسعه عزت نفس درکودکان |
| • توصیه هایی برای افزایش ضریب هوشی کودکان |
| • جنسیت و یوگا |
| • چقدر اعتماد به نفس دارید ( تست ) ؟ |
| • چقدر اعتماد به نفس داریم؟ |
| • چگونگی ایجاد اعتماد به نفس در کودکان |
| • چگونه از شر "آما"های بدنتان رها شوید |
| • چگونه اعتماد به نفس خود را بالا ببریم |
| • چگونه اعتماد به نفس را در کودک پرورش دهیم ؟ |
| • چگونه اعتماد به نفستان را باز یابید؟ |
| • چگونه شادابی و نشاط خودمان را افزایش دهیم؟ |
| • چگونه فراموش نکنیم؟ |
| • چگونه قوای ذهنی خود را تقویت کنیم؟ |
| • چگونه مدیتیشن کنیم؟ |
| • چگونه هوش کودکان را افزایش دهیم |
| • چگونه یادگیریهای کودکان در خلال بازی کردن شکل میگیرند |
| • چه چیزهایی باعث تقویت یا تضعیف حافظه می شود؟ |
| • حافظه سالمندان |
| • حافظه، انواع آن و اختلالات آن |
| • حالتون چطوره؟ عالیه! |
| • حرمت ذات،اعتماد به نفس و خودپذیری |
| • حصار شکست ناپذیر اعتماد به نفس |
| • حقایق مغزی |
اصلاحات ارضی
اصلاحات ارضی جهت امتحان سمینار جامعه شناسی روستایی دکتر اسدی داود ابادی
علی حامدی
اصلاحات ارضی عبارت است از تغییرات اساسی در میزان و نحوه مالکیت اراضی (خصوصاً اراضی کشاورزی و مراتع) به منظور افزایش بهره وری عمومی جامعه.
اصلاحات ارضی در کشور ایران عبارت است از تغییر شیوه مالکیت زمینهای زراعی از فئودالی سهم بری به خرده مالکی و توزیع مجدد آن بین زارعان، که با تصویب قانون اصلاحات ارضی و سپس قانون اصلاحی قانون اصلاحات ارضی طی ۳ مرحله انجام گرفت.
برای دیدن کامل متن روی ادامه مطلب کلیک کنید
تولید آسیایی
بخش اول: مختصري درباره ي فئوداليسم در اروپا: فئوداليسم محصول فروپاشي امپراطوري روم بود و جانشين اقتصاد سياسي مبتني بر برده داري شد (كاتوزيان، ١٣٧٧، ٥٩)، كه نتيجه اين جانشيني انحصار مالكيت خصوصي زمين، (كه قوانين ارث بري پسر ارشد و ارثيه غيرقابل انتقال، آن را جاودانه مي ساخت) ، ايجاد نهاد سرف داري ، تمركز قدرت سياسي و اقتصادي در جامعه روستايي ، ايجاد نوعي نظم اريستوكراتيك دائمي (هرچند نه تغييرناپذير) ، تقسيم اختيارات دولت، تشكيل يك سازمان سلسله مراتبي مشابه در كليسا و ... بود. (همان، ٥٩ و ٦٠)، در واقع نظام فئودالي، نظامي است كه در آن توليد كننده ي نهايي به تعبير كلاسيك آن سرف است كه بخشي از وقت خود را بايد در خدمت ارباب كار كند و بخشي را نيز به كار بر روي زمين اختصاص دهد. اين تقسيم زمان حتي به صورت پنهان هم كه شده نوعي اجاره شامل مي شود كه به صورت عيني يا نقدي يا هر دو است (دون، ١٣٦٨، ١٧). نظام فئودالي در اروپاي غربي از قرن پنجم تا قرون هفدهم و هجدهم و در روسيه و شرق اروپا از قرن نهم ميلادي تا نيمه دوم قرن نوزدهم را در بر مي گيرد.
الف- بيرون آمدن فئوداليسم از برده داري:اگر بخواهيم از منظر ماركسيستي و با توجه به چگونگي پيدايش شيوه ي توليد مختلف از طريق ديالكتيك تاريخي آن را توضيح دهيم بايد بگوييم كه همانطور كه از منظر ديالكتيكي عوامل تحول هر نظامي از درون خود ِ آن نظامها بيرون مي آيند، عوامل تحول نظام برده داري نيز از درون خود ِ اين نظام بيرون آمدند. منشاء تحول در نظام برده داري « كولون ها » بودند. کولون ها عبارت بودند از بردگان آزاد شده يا رعيت هاي آزاد و غير برده که روي قطعات کوچکي از زمين كه تحت قرار داد و شرايط معيني از مالك زمين گرفته بودند، كار مي كردند و در پايان سال زراعي سهم بزرگي از محصول را به صورت جنس يا نقد به مالک مي دادند و مقرري هاي ديگري نيز به شکل ماليات و بيگاري از آنها گرفته مي شد.
اين نوع از زارعين ِ جديد وابسته به زمين بودند، بدين معني كه اگر صاحب ملک، زمين خود را مي فروخت، به همراه زمين زارعي که روي آن کار مي کرد خريد و فروش مي شدند. امتياز وابسته بودن ِ رعيت نسبت به بردگي اين بوده كه آنها ديگر همچون بردگان بنده و زر خريد به شمار نمي رفتند و جداگانه مثل غلام و برده فروخته نمي شدند.اين نوع جديد از رعيت پيشگان در اواخر دوران برده داري ظهور كردند و پيشينيان سرف ها يا رعاياي قرون وسطائي هستند. با مرور زمان و با تحول نظام برده داري به فئوداليسم، تفاوت ميان بردگان آزاد شده و کولون ها و دهقانان آزاد از بين رفت و همه به توده وسيع و يکدست "رعيت" که در غرب "سرف" ناميده مي شد بدل شدند. از اين رو نظام فئوداليسم را "سرواژ" نيز گفته اند.
ب- ويژگيهاي نظام فئودالي
ب١- وابستگي دهقان به زمين: شيوه ي توليد فئودالي مبتني بر مالکيت ارباب بر زمين و بر وابستگي شخصي دهقانان به ارباب فئودال استوار بود. وابستگي شخصي دهقان به ارباب بدين معني بود كه در اين شيوه ي توليد رعيت و سرف ديگر بنده و برده نبود، اختيار جان او در دست مالک نبود و مستقلا و جداگانه فروخته نمي شد اما همراه زميني که به فروش مي رسيد، به مالک جديد منتقل مي شد، همچنين دهقان مجاز نبود زمين اربابي را ترک کند و اين اختيار را نداشت كه آزادانه بخواهد به خدمت اربابي ديگر در آيد.
ب٢- بهره ي مالكانه و انواع آن: دهقانان از آن جا كه خود مالک زمين نبودند مي بايست بر روي نسق، از زميني که متعلق به ارباب فئودال بود، کار کنند و به اين ترتيب مالک مي توانست به عنوان بهره مالکانه ثمره کار آنها را به سود خود ضبط کند.
بدين ترتيب، شيوه توليد فئودالي مبتني بر انواع بهره مالکانه يا بهره اربابي است كه از دهقانها وصول مي شود. بهره مالكانه در واقع محصول اضافي رعيت بود که تسليم ارباب مي شد. ما به طور کلي به سه نوع بهره مالکانه بر مي خوريم که در مراحل مختلف نظام فئودالي کما بيش در كنار يکديگر وجود داشتند. يکي کار بهره يا بيگاري، دوم بهره جنسي و سوم بهره نقدي.
بايد توجه داشت كه در هر يک از مراحل مختلف تکامل جامعه فئودالي، يکي از اين اشکال ياد شده، تفوق يافته است.
در مرحله ابتدائي نظام فئودالي کار بهره که در عرف معمولي مي توان آن را به « بيگاري » تعبير نمود شکل مسلط بهره کشي از دهقانان بود. بدين معنا که دهقانان روزهاي معيني از هفته را مستقيما براي ارباب و روي زمين او کارمي کردند و اين يک کار اجباري و مجاني براي ارباب بود. شكل ديگر بهره ي مالكانه « بهره جنسي » بود كه عبارت بود از تسليم منظم مقداري از محصول زراعي و دامي به ارباب و صاحب زمين، و در نهايت نوع سوم بهره ي مالكانه شامل بهره نقدي مي شد كه به معناي پرداخت بهره مالکانه به صورت پول است. تفوق بهره ي نقدي در انواع بهره مالكانه مربوط به اواخر دوران فئوداليسم مي باشد، يعني زماني كه مناسبات سرمايه داري بيش از پيش در حال شكل گيري است. البته بايد توجه داشت كه علاوه بر بهره مالکانه منظم، مالک يک سلسله ماليات ها و عوارض و سيورسات نيز به دهقانان تحميل مي کرد.
ب٣ - اقتصاد طبيعي: ويژگي ديگر شيوه ي توليد فئودالي طبيعي بودن يا بسته بودن اقتصاد آن مي باشد. اقتصاد طبيعي به معناي دايره بسته و محدود و تنگي از توليد است که هدف آن مصرف داخلي و خودي است. يعني در آنجا توليد بيش از آن كه هدف مبادله اي يا فروش داشته باشد، براي مصرف انجام مي شود. به عبارت ديگر مقصود از اقتصاد طبيعي آن است که هر ارباب در املاک خود از عوايد و بهره اي که از استثمار دهقانان بدست مي آورد زندگي مي کرد و تقريبا کليه نيازمندي هاي ضروري وي و خدمه اش در املاک خود او توليد و تهيه مي شد و به ندرت مبادلات با خارج از اين محيط بسته مورد احتياج بود. اقتصاد دهقاني نيز بر همين پايه قرار داشت و خانواده دهقاني خود اغلب به امور پيشه وري مي پرداخت و بخش عمده نيازمندي هاي خود را در داخل خود خانواده و شخصا تامين مي کرد. با گذشت قرن ها، به تدريج همراه توسعه شهرها، توليد پيشه وري و تقسيم کار و مبادلات بين شهرو ده بسط يافت و ناگزير درهاي اقتصاد طبيعي به خارج گشوده شد، دايره بسته شکسته شد و بازار گسترش يافت.
ب٤- نظام سياسي: خصيصه آغاز نظام فئودالي در شکل کلاسيک آن فقدان يک حکومت مرکزي مقتدر و تجزيه و پراکندگي سياسي است. ولي در نتيجه تکامل توليد و مناسبات توليدي و تشديد نبردهاي طبقاتي، گرايش بسوي وحدت سياسي و تمرکز دولتي پديد مي شود و کم کم تقويت مي يابد.دولت که در نظام فئوداليسم، به شکل سلطنت است در نبرد عليه دهقانان، يار اربابان مالک بوده و فقط در اواخرنظام فئوداليسم است که سلطنت مطلقه با دستياري بورژوازي عليه فئودال ها که مخالف تمرکز دولتي بودند، عمل کرده است و طبقه استثمارگر جديد از اين نهاد کهنه روبنائي براي استقرار سلطه خود و بسط شکل ديگري از استثمار سود جسته است.
ب٥- مذهب: مذهب و موسسات مذهبي در جامعه فئودالي نقش عظيمي داشت. موسسات مذهبي، عبادتگاه ها، و خدام مذهب، اوقاف فراوان و املاک وسيعي در اختيار داشتند و با دولت فئودالي و اشراف فئودال از جهت ثروت و نفوذ پهلو مي زدند. ايدئولوژي مذهبي، شکل مسلط ايدئولوژي در شيوه ي توليد فئودالي است. در شکل کلاسيک نظام فئودالي، مذهب در خدمت فئوداليسم بود و آن را جاوداني، مقدر و مقدس معرفي مي کرد. هر چند كه در نقطه مقابل نيز جنبش هاي دهقاني نيز اغلب خصلت مذهبي داشت و تحت تاثير جنبش هاي پروتستاني بر عليه تفوق كليساي كاتوليك صورت گرفت.
پ - تحول شيوه ي توليد فئودالي
همانطور كه اشاره كرديم رشته اساسي توليد در اين صورت بندي اقتصادي – اجتماعي کشاورزي است. در آغاز اين شيوه ي توليد، ادوات زراعي؛ خيش چوبي و آهني و داس و بيل بود و سپس گاو آهن چرخ دار و ادوات زراعي دندانه دار و بعد تدريجا آسياي بادي و آبي و غيره به وجود آمدند. به تدريج با رشد نيروهاي توليد، سطح توليد ترقي کرد، محصولات متنوع تر شد، دامپروري رشد يافت، پيشه وري به تدريج کاملا از کشاورزي جدا شد، حرفه هاي جديد پيدا شد، در پيشه وري تخصص و در نتيجه بازده کار رشد کرد. آهنگري، کشتيراني و منجمله با کشتي بادباني، و استفاده از نيروي آب و چرخ و باد (علاوه بر استفاده از نيروي عضلاني خود انسان) تاثير مهمي در پيشرفت امور صنعتي کرد. در دوره هاي بعد کاغذ، باروت، چاپ و بسياري از اختراعات ديگر که نقش مهمي در تکامل تاريخ ايفاء کردند در اين مرحله پديد شدند. در اواخر دوران فئودالي کشفيات بزرگ جغرافيائي قرن هاي پانزده و شانزده و ايجاد بازار جهاني و بسط تجارت و دريانوردي و آغاز مستعمره کردن سرزمين هاي ديگر و هم چنين مصرف فزاينده و تقاضاي روز افزون کالاهاي مختلف شكل گرفت كه از جمله مي توانيم به پيدايش دوک ريسندگي و بافندگي و رشد سريع نساجي و پيدايش سريع شهرها و بازارها و قوافل بازرگاني و استفاده از کود و دام براي کشاورزي و غيره و غيره اشاره كنيم. تمامي اين تحولات نشان دهنده ي رشد نيروهاي توليدي و روابط توليدي در اواخر دوران فئوداليته مي باشد. با پيدايش مانوفاکتورها كم كم و بتدريج مشخص شد که مناسبات فئودالي توليد، پس از چند قرن تکامل، ديگر بازدهي لازم را نداشته و تکامل آينده توليد، در چارچوب تنگ فئودالي ممکن نيست. (امير نيك آئين، فئوداليسم)
بخش دوم: نظام آسيايي
الف- نظرات ماركس و انگلس درباره ي نظام آسيايي
ماركس و انگلس درباره ي شيوه ي توليد آسيايي نظرات مهمي را ابراز داشته اند كه در ذيل مي آوريم. از نظر ماركس سير پيشرفت تاريخ را بر اساس شيوه ي توليد بررسي كرد و جوامع را به چهار دسته ي كمون اوليه، برده داري، فئوداليسم و سرمايه داري تقسيم نمود. در اين ميان يك نوع خاصي از شيوه ي توليد وجود داشت كه در فرآيند قرار نمي گرفت و آن هم شيوه ي توليد آسيايي بود. حال اين جامعه ي آسيايي از نظر ويژگيهايي از ساير شيوه هاي توليد متمايز بود كه از نظر ماركس نبودن مالكيت خصوصي بر زمين « كليد واقعي بهشت شرق است » (ماركس به انگلس ، نامه ٢ ژوئن ١٨١٣، در منتخب مكاتبات ، مسكو ١٩٧٥، ص ٧٥ – ٧٦؛ به نقل از سيف، ١٣٨٠، ١٦) . اين نبود مالكيت خصوصي به اقتدار بيش از حد دولت در نظام آسيايي مي انجامد كه خود زمينه ساز استثمار مي باشد. در واقع از نظر ماركس نبودن مالكيت خصوصي بدين جهت بود كه در جامعه ي آسيايي همه چيز تحت اختيار دولت قرار داشت. بدين جهت او قويا معتقد بود كه دولت آسيايي ماهيت استثماري دارد. مارکس مي گويد ارزش اضافي در جامعه ي برده داري به وسيله برده دار، در جامعه ي فئودالي به وسيله ي فئودال، در جامعه ي سرمايه داري به وسيله ي سرمايه دار و در جامعه ي آسيايي به وسيله ي دولت غصب مي شود لذا در جامعه آسيايي دولت و ادارات آن استثمارگران جامعه اند. بدين جهت ماركس در مقاله ي نقدي بر فلسفه هگل بحث استبداد شرقي را مطرح مي كند. او اظهار مي داد كه سياست دولت چيزي نيست جز اراده ي فردي يك شخص بر كل جامعه (وطن خواه، ١٣٨٠، ٢٨)، بدين لحاظ از نظر سياسي در استبداد آسيايي دولت سياسي چيزي جز بوالهوسي يك فرد نيست (ماركس، انتقادي بر نظريه هگل درباره دولت، از مجموعه نوشته هاي اوليه لندن، ١٩٧٧، ص ٩١ ؛ به نقل از سيف، ١٣٨٠، ١٦)، از نظر او در جامعه آسيايي دولت مالك وسايل توليد است. (وطن خواه، ١٣٨٠، ٥٠) و روابط توليدي در جامعه آٍسيايي مبتني بر استثمار مي باشد. (همان، ٥٢)
از نظر ماركس مكانيزم اين استثمار از طريق مالكيت زمين و آب مي باشد. او راجع به مسئله آبياري، شکل توليد کشاورزي و رابطه آن با نهاد سياسي مي گويد: « شرايط اقليمي و منطقه يي به ويژه سرزمين هاي وسيع که از صحراي آفريقا، عربستان، ايران، هند آبياري مصنوعي از طريق کانال کشي و امور آبياري که اساس کشاورزي شرق را تشکيل مي داد نيازمند بود ... اين ضرورت ابتدايي اقتصادي و استفاده ي مشترک از آب، دخالت نيروي متمرکز حکومت را ضروري گردانيد... از اين رو يک کارکرد اقتصادي به تمام حکومت هاي آسيايي محول شود و اين وظيفه ي جواب گفتن به کارهاي عمومي بود » (اقتصاد پيش سرمايه داري، مارکس، ترجمه خسرو پارسا). بدين ترتيب در اينجا سيستم آبياري و توزيع آب يكي از وظايف اصلي و حياتي دولت هاي شرق محسوب مي شود. (وطن خواه، ١٣٨٠، ٣١)
همچنين انگلس نيز اين سوال مهم را مطرح مي كند كه چرا و چگونه است كه شرقي ها به مالكيت زمين حتي به صورت فئودالي نرسيده اند؟ من فكر مي كنم كه علتش تركيبي از شرايط اقليمي شان است با كيفيت زمين. به ويژه صحراهاي گسترده كه از تنگه صحرا، از طريق عربستان، ايران، هندوستان و تاتارستان تا مرتفع ترين دشتهاي آسيايي ادامه مي يابد. او در ادامه مي نويسد در اين سرزمين ها « آبياري مصنوعي اولين شرط توليدات كشاورزي است و بايد از سوي جماعت يا ايالت و يا حكومت مركزي فراهم شود» (سيف، ١٣٨٠، ١٣٩)
بهرحال از نظر ماركس و انگلس دليل عدم رشد جامعه آسيايي را مي توان در تصرف مازاد توليد اجتماعي از طرف قدرت مركزي دانست كه دليل اصلي ركود و تغيير ناپذير جوامع آسيايي به شمار مي آيد. (وطن خواه، ١٣٨٠، ٣٦)
ب - ماهيت شيوه ي توليد آسيايي
بطور کلي مي توانيم ويژگيهاي عمده ي جامعه ي آسيايي را در مقولات زير فهرست کنيم:
ب1- وضعيت جغرافيايي (خشكي و كم آبي): فلات ايران به جهت داشتن صحراهاي وسيع و کم آبي بيش از حد همواره مستلزم روشهاي ابداعي و مصنوعي آبياري بوده است كه اين امر خود باعث پديد آمدن كارجمعي مي شده است که اغلب به صورت بنه و صحرا انجام مي گرفته است. کم آبي که باعث پديد آمدن کار جمعي مي شده است امكان كار فردي كه پيش زمينه ي انباشت سرمايه و بوجود آمدن سرف بوده است را ناممكن مي ساخته است.
ب2- وجود حكمراني مستبد: از آنجا که در نظام آسيايي، پادشاه مالکيت اسمي تمامي اراضي را در اختيار دارد، داراي قدرت نامحدودي است که به وي اجازه هر گونه دخل و تصرفي را در زندگي رعاياي خويش مي بخشد. در نظام آسيايي پادشاه قدرت مطلقه دارد و ديگران، چه رعيت، کسبه، بازاريان، تجار و حتي درباريان در برابر قدرت پادشاه وضعيت يکساني دارند.
ب3- عدم امنيت مالكيت خصوصي: عدم امنيت مالكيت خصوصي عوامل اصلي توليد (زمين ) در چنين جامعه اي وجود دارد بدين معنا كه آنچه وجود دارد نه مالكيت غير مشروط بلكه تصرف مشروط زمين است (سيف، ١٣٨٠، ١٣٨). در اين مرحله اعضاي جوامع اشتراكي ديگر به هيچ وجه در حاصل كار خود به يكسان سهيم نيستند. بلكه زمين را كم و بيش به اشتراك در تملك دارند. به گونه اي كه فرد از يك طرف حفاظت از موجوديت اشتراكي را بر عهده دارد و از طرف ديگر از تلاش جدي در آباد كرد قطعه زميني كه براي فصلي معين يا چند سال روي آن كار مي كند نفعي نمي برد.
ب4- وجود جماعت روستايي خودكفا: در جامعه ي آسيايي به جهت کم آبي، روستاها اغلب پراکنده بوده و دور از يکديگر قرار دارند. بدين جهت اين روستاهاي پراکنده اغلب بطور خودکفا بوده اند. عامل اين خودکفايي وحدت كشاورزي و صنايع دستي مي باشد. دلايل وجود اين وحدت عبارتست از:
١- تقسيم بدوي كار در جامعه و نيروهاي مولد تكامل نيافته.
٢- پراكندگي از يكديگر، كه باعث عدم رشد جاده مي شود. (همان، ١٤١)
بدين جهت ماركس پس از مطالعات بسيار به اين نتيجه مي رسد كه ويژگي اساسي نظام آسيايي « وحدت صنايع دستي و كشاورزي » در قالب اجتماع « ده » است. (اشرف، نظام فئودالي يا نظام آسيايي، ٨)
ب5- شهرهاي انگل صفت: به همان دلايلي که در بالا اشاره شد، يعني تقسيم کار بدوي و پراکندگي روستاها از يکديگر و نبود جاده باعث مي شده است که يک. ميان روستا به عنوان منبع توليد و شهرها به عنوان مصرف کننده ي توليدات کشاورزي مبادلات محدودي صورت بگيرد و دو. صنايع دستي در درون شهرها رشد پيدا نکند در نتيجه شهرها از لحاظ توليدي توسعه نيابند. در واقع به جهت آن که هزينه اجتماعي لازم براي توليد در نظام آسيايي بسيار بالاست شاهد گستردگي فقر در اين جوامع هستيم. درچنين وضعيتي پيدايش و گسترش شهرها علت اقتصادي ندارد بلكه علت ها و انگيزه هاي سياسي دارد. مركز ثقل در اين شهر نمونه وار آسيايي نه واحدهاي توليد بلكه قصر شاهان و ديگر حاكمان است. (همان، ١٤٢)
پ – موضع ويتفوگل
ويتفوگل در کتاب استبداد شرقي بحث هاي مفصلي درباره ي جوامع آسيايي ارائه مي کند. او معتقد است که در جوامع آبي تضادهاي اجتماعي جانشين تضادهاي طبقاتي مي شوند. اين تضادهاي اجتماعي عبارتند از: ١- تضاد بين مردم بخش هاي مختلف. ٢- تضاد بين مردم و حکومت. ٣- تضاد بين افراد ِ حکومت.
از منظري ديگر، ويتفوگل معتقد است که در نظام آسيايي، بوروکراسي جانشين مالکيت مي شود. اين نظام بوروکراتيک به منظور کنترل دولت بر منابع آبي بوجود آمده است. از اين نظر استبداد شرقي ويتفوگل بيانگر سخت ترين شکل قدرت مطلقه و استبداد تام فردي است و دولت شرقي به عنوان يک نهاد بي رقيب سياسي با حذف همه ي ساختها و نهادهيا غير دولتي اجتماعي به صورت نيرويي قدرتمندتر از جامعه در آمده است.
پ1- ايرادها به نظرات ويتفوگل
دكتر محمد علي خنجي در كتاب تاريخ ماد مي گويد كه تمركز بيش از حد ويتفوگل بر جامعه ي آبي اغراق آميز است (خنجي، ١٣٥٨، ١٢)، كاتوزيان نيز ضمن استدلالهايي ايرادهاي خود را به نظريه ويتفوگل نشان مي دهد:
١- عدم شواهد معتبر درباره ي نقش دولت در سيستم آبياري.
٢- عدم تداوم ديوانسالاري پايدار در طول تاريخ ايران (كاتوزيان، ١٣٧٧، ٧١ و ٧٢)
٣- نبود رودخانه هاي بزرگ همچون دجله و فرات در ايران.
٤- وجود استبداد در ايران نه به خاطر وظايف اقتصادي و اجتماعي دولت، بلكه بخاطر ضعف سياسي واحدهاي كار (روستاها) بوده است. (همان، ٧٥)
ت- دولت ِ آسيايي
١- ريشه هاي قدرت مطلق پادشاه و تيولداري: ريشه هاي قدرت مطلق پادشاه و تيولداري به دوره ي هخامنشيان باز مي گردد. با اوجگيري قدرت هخامنشيان، شاه به عنوان قدرت يكه و برتر، مالكيت بر زمينهاي زراعي بخشي از حق و اختيار مطلق و شخصي شاه شد. هم از اين رو روند توليد بر مبناي تيولداري به عنوان شكل عمدهي زمينداري در ايران آغاز شد. در اساس ، تيول -كه بعدا از اسلام به عنوان «اقطاع» تداوم يافت - مالكيت مشروط يا حق تصرف زمين است. اين چنين مالكيتي كه در واقع حق انتفاع ميباشد، از سوي شاه به هر كس كه او اراده ميكرد اعضاي خانوادهي سلطنتي، سرامدان ديوانسالاري، فرماندهان نيروهاي نظامي و روحانيون وابسته به قدرت مركزي واگذار ميشد و به ارادهي او نيز هر زمان ممكن بود اين حق تصرف نقض شده و به ديگري واگذار شود.
٢- تفاوت منشاء دولت در نظام هاي آسيايي با فئودالي: در اروپا منشاء دولت از تخاصم ميان طبقه برده دار و طبقه برده بوجود مي آيد كه از همان آغاز دستگاهي است متعلق به يك طبقه كه براي حفظ تعادل و نظم اجتماعي به سوده برده داران در برابر بردگان بكار برده مي شود. اما در جوامع آسيايي منشاء دولت باز مي گردد به كم آبي مناطق مختلف اين سرزمين و اين كه نياز به مباشران در امر آبياري بوده است. نخست جماعت بوده است و عده اي خادمان و مباشران امور آن، در مراحل بعد همگام با افزايش توليد و ترقي ميزان بازدهي كار انسان، « جامعه و مباشر » كم كم جاي خود را به « تابع و متبوع » و آن گاه « حاكم و محكوم » و سپس به « استثمار شونده و استثمار كننده » واگذار كرده اند و پا به پاي اين تغييرات، اختلاف در سطح ثروت، مستمند و غني و به نوبه خود تقسيمات ثانوي و گروه هاي اجتماعي « كاست ها » بوجود آمده اند. بدين جهت به نظر مي رسد كه در شكل اروپايي تكامل، نخست جامعه به طبقات تقسيم مي شود و سپس از تعارض منافع طبقات، دولت نشات مي گيرد. ولي در شكل شرقي تطور، نخست دولت پديدار مي شود و جامعه به دو دسته تقسيم مي شود، طبقه حاكم و طبقه تحت حكومت، يا طبقه استثمار كننده و طبقه استثمار شونده. (خنجي، ١٣٥٨، ١٩)
٣- ويژگيهاي دولت ِ آسيايي
الف- قدرت مطلق و انحصار حق مالكيت: در جامعه ي آسيايي دو منظر از دولت وجود دارد: ١- حكومت خودكامه بر انحصار حقوق مالكيت در دست دولت و قدرت نظام ديواني و نظامي متراكم عدم وجود حقوق مالكيت ارضي بلكه وجود تنها امتيازاتي كه دولت به افراد (گاه طوايف و عشاير) مي بخشيد و هر زمان مي خواست از آنها پس مي گرفت.
٢- دولت مالك بخش اعظم از زمين هاي كشاورزي و بخش ديگر هم در اختيار خاندان سلطنتي كارمندان دولت و ديگر بزرگان ... است که در آن عدم امنيت قراردادي در مالكيت وجود دارد. (كاتوزيان، ١٣٧٧، ١٣)
ب - خودكامگي: انگ و نشانه ي دولت خودكامگي دولت آسيايي در متراكم بودن قدرت و كاربرد خودسرانه ي آن است (كاتوزيان، ١٣٧٧، ٤٠)، ريشه ي اين خودکامگي در كم آبي است. كم آبي احتمالا نقش اساسي در شكل دادن به ساختار اقتصاد سياسي ايران بازي كرده است (همان، ص ٤٢).
دو دليل اصلي: الف- كم آبي سبب ايجاد واحدهاي روستايي توليدي شد كه از هم جدا افتاده و مستقل بودند ولي هيچ يك از آنها نمي توانست چنان مازادي توليد كند كه مبنايي براي ايجاد قدرتي همچون قدرت فئودال توليد كند. ب- با توجه به گستردگي خاك ايران، مازاد جمعي تمامي يا بيشتر اين روستاهاي از هم جدا افتاده چنان عظيم بود كه وقتي به دست يك نيروي بيروني مي افتاد مي توانست به عنوان بنيان اقتصادي (تشكيل) يك دولت يا امپراطوري خودكامه كشورگستر به كار آيد. (همان، ص ٤٢)
پ - عدم وجود قانون در جامعه آسيايي (قانون محدود كننده ي اعمال قدرت دولت): در جامعه ي آسيايي قانون به معناي قواعد اساسي محدود كننده ي اعمال قدرت دولت كه آن را بطور كلي قابل پيشبيني نمايد وجود ندارد. در واقع در جايي كه حقي وجود براي انسانها وجود ندارد نمي توان از قانون سخن گفت. اما در جامعه فئودالي اروپا قوانيني (نوشته يا نانوشته) وجود داشت كه ظاهرا هرگز تغيير نمي يافت. تا حد زيادي مانع پويايي اجتماعي و جغرافيايي بود، امتيازات انحصاري و طبقاتي را دوام مي بخشيد و پيدايش قانون و انديشه هاي نو را محدود مي ساخت. (كاتوزيان، ١٣٧٧، ١٧و ١٨)
ت- عدم وجود سياست در جامعه آسيايي: در جامعه ي آسيايي سياست هم وجود ندارد. در اينجا سياست به معناي مبادله اجتماعي است. سياست بدون قانون موجوديت نمي يابد زيرا تنها در درون يك چهارچوب حقوقي تعيين كننده و تكاليف است كه انديشه و اقدام مستقل امكان پذير مي گردد. (همان، ص ٢٠)
ث- عدم مشروعيت دولت آسيايي: دولت در جامعه ي آسيايي از مشروعيت برخوردار نيست چرا که به جهت عدم وجود اشراف اصيل، قدرتمند و باثبات در جامعه ي آسيايي دولت از امکان حمايت آنها برخوردار نيست. (همان ص ٢٢)
ج- عدم وجود استمرار دولت هاي آسيايي: در نهايت کاتوزيان از عدم امکان وجود استمرار دولت در جامعه ي آسيايي صحبت مي کند. (همان، ص ٢١)
٤- ضرورت هاي اجتماعي و كاركردهاي مثبت استبداد شرقي
1- حمايت از واحدهاي کار (روستاها) که به جهت پراکندگي شان آسيب پذير هستند.
٢- کاکرد ديگر دولت ضرورت جمع آوري مازاد محصول مي باشد.
٣- دولت آسيايي مي تواند در وحدت دروني جامعه با توجه به گوناگوني اقوام و قبائل موثر باشد.
٤- دولت آسيايي در كنترل و نظارت بر آبياري مصنوعي موثر است.
٥- دولت آسيايي مي تواند ثبات را برقرار کرده و باعث امنيت در برابر حملات و يورشهاي خارجي شود (شكربيگي، مكانيزمهاي استبداد در ايران)
ث- طبقات اجتماعي
در جامعه ي آسيايي به علت عدم امنيت مالكيت خصوصي، طبقه اجتماعي فئودال و زمين دار مستقل وجود ندارد (كاتوزيان، ١٣٧٧، ١٥)، چرا كه امنيت سرمايه در جامعه ي آسيايي وجود ندارد و به محض اين كه دولت احساس مي كرد كسي از موقعيت مالي و اجتماعي بالايي برخوردار است، به بهانه اي اموال او را مصادره كرده و ضبط مي نمود. اين در حالي است كه در اروپا طبقات اجتماعي ماهوي و اصل بودند و نسبتا خودمختار بودند (همان، ١٤)
بدين ترتيب نبود امنيت سرمايه، باعث وابستگي طبقات اجتماعي به دولت در جوامع آسيايي مي گرديد. اين در حالي است كه در اروپا دولت كمابيش وابسته به منافع طبقات اجتماعي و كمابيش نماينده ي اين منافع بود. هر چند يك طبقه اجتماعي جايگاه بالاتري داشت دولت بدان وابسته تر بود و منافع آن را بيشتر نمايندگي مي كرد و برعكس در ايران هر چه جايگاه اجتماعي يك طبقه بالاتر بود وابستگي آن به دولت نيز شدت بيشتري مي يافت (همان، ١٦)
همين نبود طبقات اجتماعي اصيل در جوامع آسيايي باعث پويايي و تحرك اجتماعي بسياري بود. در واقع به قول كاتوزيان در اين جامعه همه چيز ممكن بود فرودست ترين افراد مي توانستند به فرادست ترين جايگاه ها برسند و بالعكس (همان، ١٧).
نقش اشرافيت و زمينداران در سياستاروپا
انواع اشرافيت در اروپا: مفهوم اشرافيت (nobility, aristocracy) چنانكه از آراء افلاطون و ارسطو در باب حكومت اشرافي بر مي آيد، اصلا بر تبار و نژاد والا اطلاق مي شد. معمولا از سه نوع اشرافيت در تاريخ اروپا سخن رفته است: يكي اشرافيت تبار از نوع اشرافيت سنتي فرانسه قبل از انقلاب، دوم اشرافيت نظامي مثل اشرافيت پروس و سوم اشرافيت ديواني كه مقامشان مبتني بر مناصبي بود كه به طور موروثي از جانبت حكام به آنها واگذار مي شد، مانند بخشي از اشرافيت حاكم در فرانسه (noblesse de robe) (بشيريه، ١٣٧٤، ١٩٤).
١- وظايف نظامي و دفاعي: اشراف در اروپا وظايف نظامي و دفاعي در برابر حملات خارجي يا شورشهاي داخلي بر عهده داشتند و به نوعي كمك و پشتيبان دولت بودند.
٢- محدود كردن قدرت شاه: اشراف در همه جا مدعي امتيازات موروثي و خانوادگي و غير قابل انتقالي بودند. در كشورهايي كه داراي اشرافيت نيرومندي بودند، حتي حق تغيير شاه و يا دودمان سلطنتي از امتيازات اشرافي به شمار مي آمد. اشرافيت در جوامع سنتي تنها يك طبقه به مفهوم اقتصادي مدرن به شمار نمي رفت، بلكه يك پايگاه (status/stand) و گاه حتي يك كاست نيز بود.
٢- حمايت از حكومت در برابر قبايل و اقوام: طبقه اشراف به منظور ايجاد وحدتي در مقابل گرايشهاي قبيله اي و قومي از اقتدار پادشاهان حمايت مي كرد. به همين دليل بود كه حكومتهاي سلطنتي فئودالي نسبتا متمركزي نيز با وجود تفرق قدرت فئودالها به وجود آمدند.
٤- پايه هاي ثبات در حكومت: طبقه اشراف با قدمت چند صد ساله مي توانستند به خوبي حافظ اقتدار و استحكام نظام باشند، چرا كه از سويي منافع اشراف در گرو حفظ وضعيت موجود بود و از سويي ديگر منافع دولت نيز در صورت حفظ و تحكيم جايگاه اشراف تامين مي شد. (همان، ١٩٥- ١٩٨)
ايران
الف- عدم امكان تحقق اشرافيت مستقل بواسطه وجود استبداد ايراني (تغيير تيولداران – قانون ارث): در استبداد ايراني همواره بخش عمده اي از زمينها متعلق به حكومت بود كه آنها را به مقطعان و تيولداران واگذار مي كرد و يا اجاره مي داد. در نتيجه اشرافيت موروثي در ايران پيدا نشد. بر اساس گفته لمبتون، دو مانع عمده در اين زمينه وجود داشت: يكي قانون ارث در اسلام موجب تقسيم مداوم اراضي به قطعات كوچك مي شود و ديگري بي ثباتي سياسي و تغيير مداوم سلسله هاي حاكم كه موجب تغيير تيولداران مي شد. تيولداران وظيفه ي جمع آوري مالياتها و انجام برخي خدمات نظامي را بر عهده داشتند. آنها در واقع منبع اصيل تامين درآمد حكومت مركزي بودند. نظام تيولداري در ايران شامل وگذاري حق موقت يا دايمي بهره برداري از زمين و يا حق جمع آوري ماليات بود. در دوره هاي ضعف قدرت مركزي، تيولداران خود به گروه هاي قدرت محلي تبديل مي شدند. اين وضعيت در اواخر عصر قاجار به اوج خود رسيد. (همان، ٢٠٠- ٢٠١)
ب- قدرت گرفتن اشراف در قرن ١٩: در طي قرن نوزدهم مالكيت خصوصي بر زمين به علت ضعف حكومت مركزي گسترش يافت. در عصر قاجار در مقايسه با دوره هاي قبل نظام تيولداري گرايش فئودالي بيشتري يافت و پراكندگي در منابع قدرت سياسي شدت گرفت. در اين دوران اشراف و خوانين مقتدرترين نيرويه اجتماعي كشور بودند و ماموران محلي را منصوب مي كردند. دولت قاجار در جهت انجام اصلاحات و نوسازي و براي تامين منابع مالي لازم، به فروش اراضي خالصه و دولتي هم دست زد. در نتيجه در كنار طبقه تيولداران قديم به تدريج طبقه جديدي از زمينداران پيدا شد. به هر حال از لحاظ حقوقي و نظري پادشاهان و حكام در عصر قاجار هيچ گونه حقوق مستقلي براي زمينداران به عنوان يك طبقه قائل نبودند و در صورتي كه قدرت لازم را داشتند به تصرف و مصادره زمينهاي آنها مي پرداختند.
پ- برخي اطلاعات درباره ي دوره ي قاجار : در آن دوران دو نوع اشرافيت وجود داشت: اشراف ديواني كه وابسته به دولت و دربار بودند؛ و اشراف زمين دار كه در قرن ١٩ به علت فروش زمين هاي دولتي به جهت افزايش مخارج دولت رشد يافته بودند. در آن دوران دسته بندي هاي اراضي شامل خالصه جات دولتي- تيولهاي فئودالي- اراضي عشايري- اراضي اربابي- اراضي خرده مالكي مي شد. و در آخر اين كه تا پيش از اصلاحات ارضي چهار شكل زمينداري در ايران وجود داشت:
١- اراضي سلطنتي شامل ٢٠٠٠ روستا (٤% روستا).
٢- خالصه جات شامل ٣٠٠٠ روستا (٦% روستا).
٣- زمينهاي اوقاف شامل ٦٠٠٠ روستا (١٢% روستاها).
٤- اراضي اربابي شامل ٤٠٠٠٠ يعني ٨٠ درصد روستاها (بشيريه، ١٣٧٤، ٢١٩).
ج - شيوه ي زندگي روستايي در جامعه ي آسيايي
شيوه ي زندگي روستايي در جامعه ي آسيايي مبتني بر ويژگيهاي خاصي است كه در زير مي آوريم:
١- شيوه توليد ِ جمعي (وابستگي فرد به جماعت، بنه و صحرا): شيوه و روش سنتي توليد در ايران عمدتا بنه و صحرا بوده است. ريشه آن به اين امر بازمي گردد كه در ايران عمدتا آب كمياب ترين منبع كشاورزي بوده است كمبود آب همكاري اشتراكي براي ساخت و نگهداري مجاري زير زميني آب يعني قنات ها و كاريزها و نيز توزيع آب در ميان كشتكاران را تشويق مي كرد. (كاتوزيان، ١٣٧٧، ٧٤)، بدين ترتيب در جامعه ي آسيايي و روستايي ايران، وابستگي فرد به جماعت وجود دارد و با كار جمعي است كه امكان توليد كشاورزي ممكن مي گردد (سيف، ١٣٨٠، ٢٣). در اين شيوه ي توليد روستايي عوامل توليد عبارتند از زمين ، آب، بذر، گاو و كار. كه در اين ميان مالك (زمين و آب)، دهقان (كار)، مالك و زارع يا گاوبند (بذر و گاو) را در اختيار داشتند (كاتوزيان، ١٣٧٧، ص ٧٥).
٢- پراكندگي و خودكفايي: ويژگي شيوه ي توليد روستايي در جامعه ي روستايي پراكندگي و خودكفايي است كه اين بدين لحاظ است كه از طرفي صنايع دستي در روستاها رشد كرده است و از طرفي ديگر پراكندگي روستاها و نبود جاده هاي مناسب باعث عدم ارتباط كافي ميان روستائيان مي گرديد و اين باعث ترغيب آنها به خودكفايي مي شد. (سيف، ١٣٨٠، ١٤١)
٣- ساختار جامعه ي روستايي: ١- آنهايي كه حق سنتي كشت را داشتند (نسق داران). ٢- خانواده هايي كه فاقد چنين حقي بودند (خوش نشينان و گاوبندان و كارگران روزمزد). ٣- كسبه و نزول خواران. (كاتوزيان، ١٣٧٧، ٧٣)
٤- بهره كشي (دروني – بيروني؛ دولت و شهري ها): بهره كشي در نظام آسيايي از مازاد توليد در دو سطح است: درون جماعت ها و نيز در ارتباط جماعت ها با حكومت محلي و از طريق آن با حكومت مركزي. ماركس مي گويد در جامعه روستايي آسيايي ١٢ نفر جيره خوار جماعت هستند: قاضي، پليس، مامور ماليه، مرزبانان، ميراب، براهمن، منجم باشي، آهنگر و نجار ، كوزه گر آرايشگر ، رختشور جواهر فروش شاعر و ... (ماركس، سرمايه، جلد اول، صص ٣٣٧ – ٣٣٨ ؛ به نقل از سيف، ١٣٨٠، ٢٨)
٥- رابطه با دولت: كشاورزي و روستاييان ايران براي تامين و تنظيم منابع آب يا چيز ديگري به دولت وابسته نبودند بلكه اين دولت بود كه قدرت اقتصادي خود را از استثمار واحدهاي روستايي پراكنده و منزوي از هم مي گرفت. واحدهايي كه دولت مازاد توليدشان را يا مستقيما ضبط مي كرد و يا به زمينداران و تيولداران واگذار مي كرد. (كاتوزيان، ١٣٧٧، ٧٧ و ٧٨)
٦- رابطه با شهرها: در جامعه ي پيشين ايران، نوعي حس غريبگي ميان روستاييان و شهري ها وجود داشت و روستاييان چندان به اموري كه در شهرها مي گذشت توجهي نداشتند. شهري ها نيز اغلب تنها سالانه براي جمع آوري مازاد توليد به روستاها مي آمدند و آشنايي چنداني با مشكلات روستائيان نداشتند. اين حس بيگانگي و فاصله ميان روستائيان و شهري ها باعث مي شد كه نظام روستايي توليد در طول قرنها همچنان بي تغيير باقي بماند. (همان، ٧٨)
نقش دهقانان در زندگي سياسياروپا
وجود نظام سرواژ : كه در آن وابستگي دهقان به زمين، خريد و فروش دهقانها در قرون ميانه و … وجود داشت. كه اين امر باعث شورشهاي دهقاني و فروپاشي نظام فئودالي گرديد. از جمله ي اين شورشها عبارتند از: (فرانسه در ١٣٥٦، انگلستان در ١٣٨١، بوهم در ١٤١٩- ٣٦، سويس در ١٥- ١٥١٣ ، آلمان در ٢٥- ١٥٢٤ و روسيه در اوايل قرن هفدهم فرانسه در ١٣٥٦، انگلستان در ١٣٨١، بوهم در ١٤١٩- ٣٦، سويس در ١٥- ١٥١٣ ، آلمان در ٢٥- ١٥٢٤ و روسيه در اوايل قرن هفدهم).
واكنش فئودالي: از اين شورشها با عنوان واكنش فئودالي ياد كرده اند. برخي معتقدند كه اين واكنش فئودالي بعد از يك دوره بهبودي وضعيت دهقانها در قرون ١٣، ١٤، ١٥زماني كه فئودالها كوشيدند دوباره وضعيت سخت تري را حاكم كنند رخ داده است.
دو گرايش در شورشها: بطور كلي در اين شورشهاي دهقاني دو گرايش عمده مشاهده مي شود. يكي همانطور كه گفتيم واكنش فئودالي است و ديگري شورشهايي كه حول گرايشهاي پروتستاني شكل گرفت. و در نهايت به الغاي نظام سرواژ كه شروع آن از اواخر قرن ١٧ بود منتهي گرديد كه با پيروزي انقلاب فرانسه همراه شد (بشيريه، ١٣٧٤، ٢٠٨ – ٢١٠)
در ايران دهقانها هيچ گاه نقش سياسي خاصي نداشته اند، كه يكي از دلايل عمده ي آن همان پراكندگي روستاها بوده است كه موجب مي شده روستائيان نتوانند هيچ گاه به وحدت با يكديگر برسند. به اعتقاد بشيريه، در تاريخ معاصر ايران، دهقانان نقش تعيين كننده اي در تحولات سياسي نداشته اند و بيشتر از سوي گروه ها و نيروهاي سياسي گوناگون بسيج شده اند. (بشيريه، ١٣٧٤، ٢١٨)
چ - وضعيت شهرها
شهرها در جامعه ي آسيايي مبتني بر ويژگيهاي خاصي هستندكه در زير مي آوريم:
چ١- ماهيت انگلي شهرها (نامولد بودن و وابستگي به روستاهاي اطراف): در جوامع آسيايي شهرها نه نتيجه ي مبادله اند، و نه به مبادله بيشتر كمك مي كنند. شهرها نشان دهنده ي تقسيم كار بين صنعت و كشاورزي نيز نيستند و به تقسيم كار بيشتر هم كمك نمي كنند، بلكه آنها انگل هستند. بايد توجه داشت كه ريشه هاي اين نامولد بودن ِ شهرها در عدم امنيت مالكيت خصوصي است. بنابراين ويژگي شهرها در اين است كه:
١- صنايع دستي در شهرها امكان ناچيزي براي رشد و توسعه خواهند داشت.
٢- سرمايه موجوديتي مستقل از زمين پيدا نخواهد كرد.
٣- بدين ترتيب طبقه مستقلي از تجار شكل نمي گيرد.
٤- عدم رشد مبادله كالايي تقسيم كار بين توليد و تجارت را به تعويق مي اندازد و نتيجه آن كندشدن فعاليتهاي غير كشاورزي و تجاري است. (سيف، ١٣٨٠، ١٥٣)
چ٢- مكانيزم پيدايش شهرها در جوامع آسيايي: مكانيزم پيدايش شهرها در جوامع آسيايي عمدتا مبتني بر حضور دربار و بزرگان دولتي در آن شهرها، يا قرار گرفتن در مسير تجارت بوده است. به طور عمده، الزامات قدرت متمركز دولتي از جمله نياز به مراكز اساسي اداري براي تامين كنترل حكومت مركزي به قلمرو وسيع امپراتوريهاي باستان باعث ايجاد و گسترش شهرها به عنوان محل زندگي و فرمانروايي شاهزادگان و امراي محلي ميشده است. از پيش از ميلاد مراودات تجاري بين شرق (چين و هند) و غرب (يونان و روم) گسترش يافت و بسياري از كالاهاي تجاري در مسير شرق و غرب از ايران ميگذشت. از اين رو شهرهاي مهم متعددي در مسير اين راههاي تجاري به وجود آمده كه علاوه بر سامان دهي مبادلات كالا بين شرق و غرب، كالاهاي ايراني نيز در آنها مبادله ميشد. اين امر يكي ديگر از الزامات قدرت متمركز دولتي در ايران بوده است. زيرا چنين حكومتي بود كه ميتوانست وظيفهي راه و پلسازي و نيز گسترش و حفاظت مسيرهاي بسيار طولاني تجاري و راههاي ارتباطي ميان نواحي مختلف امپراتوري را به عهده بگيرد. الزام بيگاري مردم براي ساختن اين شبكهي عظيم راههاي ارتباطي و تجاري نيز از جمله عوامل زمينهساز قدرت متمركز بوده است. پيامدهاي اين قرار گرفتن در مسير تجارت خارجي براي شهرها از بين رفتن محصولات صنعت داخلي و صنايع دستي، و كشاورزي بوده است (اشرف، نظام فئودالي يا نظام آسيايي، ٨)
چ٣- شهر در دوره قاجار : ١- شهر اسلامي متشكل بود اركان سه گانه ي ارگ، مسجد جامع (= آدينه) و بازارها كه هر يك جايگاه يكي از عناصر متشكله ي اجتماع شهري يعني علما، عمال ديواني و بازاريان (= تجار، كسبه و پيشه وران) به شمار مي آمد.
٢- بازارها با مسجد جامع ارتباط اجتماعي و كالبدي نزديكي داشتند. معمولا بناي مسجد جامع در محل مناسبي در كنار شاهراه اصلي شهر و يا در محل برخورد شاهراههاي اصلي، در محوطه بزرگ مستطيلي شكلي بنا مي شد. در يك سوي جامع ساختمانهاي اصلي دولتي جا داشت و در سوي ديگر ان بازارها قرار داشتند.
چ٤- موانع داخلي رشد تجارت در شهرها، در زمان قاجار
١- مصادره اموال تجار بزرگ.
٢- مصادره بخش قابل ملاحظه اي از اموال درگذشتگان از سوي شاه، برخي از حكام و در مواردي از سوي برخي از روحانيون.
٣- خودداري حكام و عمال بلند پايه ديواني از پرداخت قرضه هايي كه از تجار مي گرفتند.
٤- خودداري از پرداخت بهاي كالاهايي كه {حكام و عمال بلندپايه ديواني} از تجار خريداري مي كردند.
٥- غارت كاروانها و بازراها از سوي شاهزادگان و قشون دولتي.
٦- اخاذي از تجار به عناوين و بهانه هاي گوناگون مانند پيشكش و تعارف و تامين مخارج قشون.
٧- اعمال فشار بر تجار و بازاريان در صورت ايستادگي در برابر زورگوييهاي حكومت.
٨- عدم امنيت عمومي در كشور (ايلات متعدد و پراكنده كه دست به تجاوز و غارت بر كاروانهاي تجاري مي زدند).(از كتاب موانع رشد سرمايه داري درجامعه ايران، احمد اشرف)
خ – ويژگيهاي اجتماعي جامعه آسيايي
خ١- فساد: در گستردهترين معنا، فساد عبارت است از سوء استفادهي فرد (يا گروه) از موقعيت يا قدرت اجتماعي كه به پشتوانهي اعتماد به او داده شده است مي باشد. او از اين موقعيت و قدرت اجتماعي در جهت رفع نيازها و تحقق منافع و مصالح شخصي (يا گروهي) بهره مي برد. زمينه و بستر رشد فساد در جامعه ي آسيايي ايران از آنجا نشات مي گرفت كه در استبداد، هر قلمرو اجتماعي تابع اراهي شخصي ميشود. در جامعهي سنتي ايران اقشار و طبقاتي مستقل از حكو.مت وجود نداشتند (از جمله طبقهي اشراف) تا از طريق پيگيري منافع و مصالح طبقاتي خود رادر رقابت با حكومت استبدادي (حتي با تحقق منافع اشرافي خود) بر فساد حكومتها مرز نهند. البته بايد توجه داشت كه علاوه بر اين كه فساد جزء نهادي شدهي حكومت استبدادي است حكومت نيز آگاهانه ميكوشد تا زمينههاي فساد را در جامعه بگستراند. چرا كه حكومت مي داند انسان فاسد شده عليه شرايطي كه فساد را براي او ممكن داشته نه ميخواهد و نه ميتواند اقدامي بكند اما آنچه حكومت استبدادي ميخواهد و نميتواند به آن تحقق بخشد تحت نظارت خود درآوردن فساد ميباشد، در جامعهي ذرهاي شده، فساد هرگز بر قواعد معين و قابل پيشبيني متكي نميگردد. همين امر است كه فساد را به عاملي در به زوال كشاندن قدرت اقتصادي و مشروعيت سياسي حكومت تبديل ميكند. بهرحال نتيجهي مستقيم فساد، رشد بياعتمادي مردم نسبت به يكديگر، تضعيف وفاق اجتماعي، رشد بيتفاوتي اجتماعي، تخريب شخصيت فردي، تشديد تفرقهي اجتماعي و.... ميباشد، كه بروز وحدت حكومت استبدادي و خودمداري بوده و مستقيما به نفع حكومت استبدادي عمل ميكند. گسترش اجتناب ناپذير فساد در حكومت استبدادي از جمله دلايل اين دريافت ايرانيان بوده است كه قدرت و فساد ذاتا از يكديگر تفكيك ناپذيرند.
خ٢- تجاوزگري و خشونت: ويژگي حكومت استبدادي در اين است كه مي كوشد مخالف خود را نه محدود كند يا تحت نظارت قرار دهد بلكه او را حذف كند. در اين حالت ميبايد خشونت، امكان و توان مخالفت را در مخالف نابود كند. اين خشونت گسترده و بيمرز چنان ارعابي به وجود ميآورد كه جهان را براي مردمي كه در اين جو قرار ميگيرند به پديدهاي غيرقابل درك و بيش از آن به پديدهاي بي معنا تبديل ميكند. خشونت و ارعاب استبدادي، هستي انسان مخاطبين خود را نفي ميكند، انسانيت آنها را ناديده گرفته و آنها را در حد«شيء» در نظر ميآورد. شيءاي كه فقط بايد به تاييد و متابعت از عامل خشونت و نفي خويش اقدام كند. جهان براي كسي كه به خاطر بقاء ناگزير به نفي خود ميگردد بيمعناست و او در برابر جهان، منفعل ميگردد. جالب اين كه اين بيمعنايي كه از خشونت استبدادي برميخيزد عامل خشونت را نيز در برميگيرد. او نيز در اعمال خشونت فراموش ميكند كه چه هست و هدف از كاربرد خشونت چيست بلكه اعمال خشونت براي او هدف در خود ميشود.
در شرايط استبدادي كه مردم در انفعال ناشي از فقدان حق تعيين سرنوشت خود زندگي ميكنند و در عين حال با غارت و تجاوزگري رويارو هستند و چه بسا به ورطهي نااميدي در پاسخ گويي به منافع و مصالح خودمدارانهاش در ميغلتند، تجاوزگري به مثابهي بديهيترين«حق»ي در ميآيد كه انسان مستبد در ارتباط با ديگران براي خود قايل ميگردد.
خ٣- فقدان اعتماد اجتماعي: در جامعهي ذرهاي شدهي تحت استبداد، بياعتمادي عمومي جايگزين عشق و دوستي ميشود. بياعتقادي مسلطترين احساس در جامعهي استبدادي است. چرا كه هر اعتمادي مستلزم رابطهي دو سويهاي ميان طرفين است، اما خود كامهگي رابطهي يك سويهاي است ميان خدايگان و بنده كه در آن تسلط سلطهگرانه از يك سو و تسليم و انفعال سوي ديگر وجود دارد. حكومت استبدادي هر چند مدعي وحدت و اعتماد ميان خود و مردم باشد اما در عمل متداوما بياعتمادي مردم را نسبت به خود برميانگيزد. به طور مثال از طريق غير قابل نظارت داشتن خود و پاسخگو نبودن در برابر مردم، پيشبيني ناپذير كردن خود و يا دروغ گفتن به مردم در موضوعي كه ميداند مردم نسبت به آن موضوع، حقيقت را ميدانند و يا حدس ميزنند. و در عين حال ميكوشد تا نشان دهد به مردم بياعتماد است، با دستهبندي متداوم مردم و در طرد كردن و مورد تهاجم قرار دادن بخش يا گروهائي از آنان؛ بدين ترتيب حكومت استبدادي علاوه بر اين كه ميكوشد تا به مردم نشان دهد كه در برابر قدرت حكومت هيچ هستند ميخواهد تا بياعتمادي را به عنوان احساس غالب در روابط بيناشخصي اتباعاش بگستراند.
خ٤- نااميدي و تحقير مردم: ايجاد نااميدي به لحاظ سركوب شديد هر نوع تلاش براي تغيير وضعيت موجود پديد مي آيد. چرا كه در وضعيت استبدادي شرايطي بوجود مي آيد كه در آن اميد تغيير محال مي گردد. اين بدان جهت است كه استبداد در تعارض تام با هر نوع تلاش آگاهانهي انسان براي تغيير شرايط زندگياش قرار دارد. در واقع استبداد، ارادهي آزاد خود انگيختهي اتباعاش را سركوب ميكند. استبداد هيچ نوع نظارت اتباعاش بر واقعيت موجود اجتماعي را برنميتابد. بدين جهت با شيوههاي گوناگون و از جمله سوق دادن مردم به غرق شدن در زندگي روزمره معيشتي ميكوشد تا نگاه آنها را به آينده كور كند. استبداد با جدا كردن حال از آينده، آيندهاي براي مردم ترسيم كرده و مجاز ميدارد كه فقط انتظار كشيدني است و نه تحققپذير، همچنان كه حكومت استبدادي نابود كنندهي هر نوع آرمان عيني اجتماعي است اما در عين حال يوتوپياهايي براي آينده نيز ترسيم مي كند كه تنها بايد به انتظارش ماند.
تفاوت خانواده روستايي با خانواده شهري
تفاوت خانواده روستايي با خانواده شهري
محمد قاسمی
شما براي پي بردن تفاوت بين خانواده شهري و روستايي کافي است مصارف يک خانواده روستايي را با يک خانواده شهري مقايسه کنيد تا تفاوت را مشاهده کنيد. يک خانواده شهري براي خوردن سوپ يک نوع قاشق ميخواهد براي خوردن ماست يک نوع قاشق ميخواهد و براي خوردن بستني يک نوع ديگر قاشق نياز دارد. اجناس لوکسي که ارز کشور را مانند رودخانهها به دريا ميريزد هر روز در شهر مشتريان جديدتري مييابد. شايد هزينه دکوراسيون يک منزل شهري به تنهايي بتواند هزينه ساخت يک خانهي روستايي شود.
کاهش آلودگي هوا و کاهش مصرف سوختها و مصرف بي رويه انرژي هم از مزاياي توجه به روستاها است. هر شهري علاوه بر منزل نياز به يک ساختمان عريض و طويل براي کار دارد، اين ساختمانها خود نياز به هزار جور امکانات دارد در حالي که در روستا افراد علاوه بر منزل نياز به فضاي ديگري براي کار ندارند، زيرا کار کشاورزي روي زمين و زير آسمان انجام ميشود. به علاوه سرمايهگذاري که براي شغل آنان ميشود عاقلانهترين هزينه است زيرا صرف توليد ميشود.
از نظر رواني و اجتماعي روستاييان سالمتر و بهداشت رواني حاکم بر آن محيط بسيار فراتر از محيطهاي شهري است. محيطهاي شهري به لحاظ همان مسايلي که قبلا گفتم دچار بيماريها و ضايعات رواني و روحي هستند آمار طلاق که اکثرا مربوط به شهرهاي بزرگ هستند خود عاملي تهديدزا برای امنیت و سلامت اجتماعی کشور است و در دراز مدت میتواند اساس فرهنگ و هستی کشور را با مشکل مواجه کند.
در روستا مشکلات زناشویی اساسا فضای طرح شدن ندارد. فضای کار و تلاش و رضایت مشخصهی فرهنگی روستا است و اساسا این فرهنگ هرگز به مشکلات روحی و روانی اجازهی بروز نمیدهد.
توجه به روستاها باعث میشود تا از نظر امنیتی مشکلات کمتری برای کشور به وجود بیاید. مسایل امنیتی و سرقت و جرایم معمولا زائیده شهرنشینی است، در روستاها به لحاظ محدودیت تعداد افراد معمولا افراد بزهکار اجازهی رشد نمییابند، زیرا در معرض نظارت همگانی قرار دارند و فرهنگ روستا به طور کاملا خودکار ضد ناامنی است. در مقابل در شهرها یگانهای ویژهی پلیسی و بسیار مجهز هر روز باید با سارقان و مجرمان دست به یقه باشند و تعقیب و گریز تقریبا امری روزمره برای یگانهای پلیس است. بد نیست سری به ادارات آگاهی و کلانتریها و دادگاهها در شهرها بزنید و آنگاه با کلانتریهای روستایی مقایسه کنید.
از نظر جسمی جامعهای که کار و تلاش میکند در سلامت بیشتری به سر میبرد. هزاران بیماری جور واجور از انواع بیماریهای عصبی و مغزی گرفته تا بیماریهایی مثل دیابت و ایدز و کمردردهای مزمن، سینوزیت، چاقی، سکتههای قلبی و مغزی، چربی خون و ... زاییدهی زندگی و کار در شهر است. در روستا به دلیل تلاش جسمی و تحرک کافی، همینطور استفاده از مواد غذایی سالم و تازه اعم از لبنیات و سبزیجات و میوهجات و گوشت تازه و بدون مواد شیمیایی سلامت جسمی مردم باعث میشود که تا سنین بالا به طور کاملا سلامت عمر بکنند. شهریها به واسطه شرایط غلط زندگی و نداشتن امکان تحرک کافی و مصرف مواد غذایی تازه و سالم علاوه بر اینکه عمر کوتاهتری دارند، هزینههای هنگفتی را هم بر سیستم بهداشت و درمان کشور تحمیل میکنند.
اینها همه و همه از مضرات پرداختن به شهرها است. به نظرم در چشمانداز بیست ساله جای این نکته خالی است که کشور باید رویکردی جدی به روستاها داشته باشد. شاید بتوان این موضوع را به نوعی در همهی ابعاد چشم انداز لحاظ کرد اما مطمئنم که این موضوع سالهای سال مغفول خواهند ماند. زیرا تصمیم گیران و دولت مردان همهگی در فضای شهری زندگی میکنند و تصور صحیحی از زندگی روستایی ندارند و نمیتوانند اهمیت آن را در بین این همه سر و صدای شهرها درک کنند.
http://ghasemisiani.parsiblog.com
امیدوارم که روند مهاجرت از روستاها به شهرها معکوس گردد و هر شهری آرزو کند که ای کاش در روستا کار و زندگی میکرد
مفهوم شهر و روستا
راه روستایی ما تا شهر خاکی است ، درست مثل مردم روستا ، مثل خودمان که خاکی هستیم ، هوای روستا صاف است ، درست مثل قلب های مردم اش که از صافی آینه را می ماند . مردم روستای ما بسیار صمیمی و با صفا هستند ،
|
نقش جامعه شناسی روستایی
نقش جامعه شناسی روستایی
--------------------------------------------------------------------------------
نگرش کلی
پژوهشگران و جامعه شناسان روستایی میتوانند نتایج تحقیقاتشان را در برنامه ریزی اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی روستاها ، امور مدد کاری ، خانوادگی ، ترویج کشاورزی ، و دیگر زمینههای توسعه روستایی بکار بندد، بنابراین در عین حال که به عنوان جامعه شناس روستایی به کار تحقیق میپردازند، در بخشهای کاربردی نیز میتوانند وظایف و نقشهای گوناگونی را احراز کنند.
وظایف و نقشهای جامعه شناس روستایی
جامعه شناس روستایی به عنوان یک پژوهشگر ، مسائل اجتماعی جامعههای روستایی را مورد بررسی قرار میدهد و از طریق تبیین پدیدههای اجتماعی ، کشف علل ، آثار و نتایج آنها میتواند زمینه را برای رفع دشواریهای حیات روستایی فراهم سازد و به نتایج کاربردی خاص جامعه شناختی مربوط به توسعه روستایی دست یابد. علاوه بر این قادر است، پایههای علمی تحقیق خود را بنا کند و زمینه نظری آنرا تقویت نماید و در نتیجه به گسترش دامنه علم جامعه شناسی روستایی کمک کند.
جامعه شناس روستایی در نقش یک استاد دانشگاه ، نتیجه پژوهشهای خود را در کلاس درس ارائه میکند، زمینه نظری رشته خود را به دانشجویان میآموزد و به تربیت جامعه شناسان روستایی میپردازد و جامعه شناس روستایی را به عنوان یک رشته علمی دانشگاهی گسترش میدهد.
جامعه شناس روستایی در نقش یک برنامهریز اجتماعی میتواند بر اساس نتایج بررسیهای جامعه شناختی روستایی که خود در آنها مشارکت مستقیم دارد، برنامه ریزی کند و مسائل اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی را در جامعه روستایی حل و فصل نماید و موانع توسعه روستایی را بر طرف سازد.
جامعه شناس روستایی میتواند به عنوان مدد کار اجتماعی ، راهنما و مشاور خانواده در روستا ، پس از بررسی مسائل خانوادگی روستایی و شناخت علمی آنها به حل این مسائل بپردازد و خانوادههای روستایی را مورد حمایت قراردهد و مدد کار آنها باشد.
جامعه شناس روستایی در نقش یک مصلح اجتماعی سعی دارد با استفاده از نتایج بررسیهای خود ، راهنماییهای سودمندی جهت بهبود شرایط اجتماعی جامعههای روستایی انجام دهد و به اصلاح امور جامعه مبادرت ورزد. مصلحان اجتماعی میکوشند باورهای نادرست ، الگوهای ذهنی و تصورات قالبی را که درباره مردمان و جامعههای روستایی و جود دارد اصلاح کنند.
مثلا تصور (دهاتی) که از گذشتههایی دور در ذهن مردمان (شهری) وجود دارد و آنان را به قبول پارهای عقاید و باورهای نادرست ، چون مردمان روستایی ساده لوحاند، استعدادشان کمتر از مردمان شهری است، قدرت ابتکار ، خلاقیت و رهبری را ندارند و نسبت به هنجارها و ارزشهای اجتماعی جامعهها بیگانه و ناآگاهند و بطور کلی از همه جهت پایین تر از مردم شهر هستند. حاکی از وجود سلطه فرهنگی شهر بر جامعه روستایی میباشد و به گونهای پدیده فرهنگ مداری را در میان شهرنشینان تبیین میکند.
مسائل مورد بررسی جامعه شناسان روستایی
بررسی ساختار جمعیت ده که نه تنها تعداد ساکنان مرده را به دست میدهد بلکه از چگونگی تشکیل جمعیت ، ترکیبهای سنی و جنسی ، حرکات جمعیت در زمان و مکان مانند زاد و ولد ، ازدواج ، طلاق ، مرگ و میر ، مهاجرتها و علل و آثار نتایج آن بررسی میشود. امروز جامعه شناسان روستایی به زمینههای کیفی حیات اجتماعی مردمان روستایی نیز توجه دارند و به بررسی مسائل بهداشتی ، رفاهی و سلامت جامعه میپردازد.
بررسی طبقات و قشرهای اجتماعی ، نحوه معیشت و سطح زندگی آنها میزان برخورداری از امکانات و تسهیلات زندگی ، چگونگی تحرک اجتماعی و تغییرات آن بویژه در سالهای اخیر و نیز مسائل مربوط به زنان روستایی ، میزان فعالیت اقتصادی زن در روستا در قشرهای مختلف اجتماعی در جامعه روستایی.
بررسی نقشها و پایگاههای اجتماعی ، نقش اجتماعی فعالیت معینی است که بر عهده یکی یا بعضی از افراد گروه گذاشته شده باشد، مانند سالار ، سربنه ، داروغه ، کدخدا ، دشت بان ، پا کار ، میرشکار ، دهقان برزگر ، شب پا.
مدیر عامل شرکت تعاونی روستایی ، رئیس و اعضای شوراهای روستایی و مانند آنها که هر کدام وظیفه خاصی در جامعه روستایی برعهده دارند و در استمرار حیات اجتماعی - اقتصادی - فرهنگی روستا سهیماند.
پایگاه اجتماعی ، ارزشی است که جامعه برای یک نقش اجتماعی قایل است. افراد گروه دارای پایگاه اجتماعی ویژهای هستند و این پایگاه هم امتیاز جداگانهای دارد که به افراد همان گروه مربوط میباشد. مثلا ارباب ، مباشر ، رعیت در دوران بزرگ مالکی در ایران هر کدام پایگاه اجتماعی مشخص و وظایف و نقشهای معینی داشتند و امروز نیز نقشها و پایگاههای تازهای در جامعه روستایی به وجود آمده است.
هنجارهای اجتماعی و آن نحوه رفتاری است که از فرد در گروه انتظار میرود، به عبارت دیگر در جامعه روستایی قواعدی وجود دارد که معلوم میکند چه شیوهای از لحاظ اجتماعی پسندیده یا ناپسند است. مثلا احترام گذاشتن به پیران بویژه در جامعه روستایی ایران یک رسم اخلاقی و پسندیده و خلاف آن امری نابهنجار و ناپسند به شمار میرود.
کنترل یا نظارت اجتماعی ، یعنی نیرویی که بر رفتار افراد اثر میگذارد و آنان را به پیروی از هنجارهای اجتماعی وادار میسازد و در صورتی که فردی از هنجارهای اجتماعی سرپیچی کند و رفتارش مخالف هنجار اجتماعی باشد، از طرف جامعه مورد سرزنش و مجازات قرار میگیرد و در صورتی که موافق هنجار اجتماعی عمل کند، تشویق میشود و پاداش میگیرد.
نهادها ، موسسهها و سازمانهای اجتماعی در روستا مانند: خانواده ، تعلیم و تربیت انجمنهای محلی ، واحدهای سنتی تولید زراعی (بنه ، هراثه ، پیکال و …) و واحدهای سنتی تولید دامی ( واره ، شیرواره ) و نهادهای سنتی همیاری در روستا و نهادهای مشابهای که در سطح روستا فعالیت و کارکرد دارند.
فرهنگ روستایی که بطور عمده متاثر از سنتهای روستایی است و در برگزیده هنجارها و ارزشهای اجتماعی ، روابط اجتماعی ، روابط انسان با طبیعت ، بیان ادراک مسائل اخلاقی ، مجموعه حافظه تاریخی ، حافظه جمعی و تجربههای مربوط به کار است. ضرب المثلها ، ترانهها ، افسانهها ، آداب و عادات اجتماعی نیز از جمله مقولههای اساسی فرهنگ سنتی روستایی را تشکیل میدهند که میتوانند از دیدگاه جامعه شناسی روستایی مورد بررسی قرار گیرند.
نظام خویشاوندی در روستا و نقش آن در ازدواجهای درون گروهی در ارتباط با تولید زراعی و دامی ، در زمینه همکاری ، همیاری ، یاریگری ، قدرت و حمایت از افراد بی سرپرست و بالاخره تمشیعت امور ده از طریق کدخدامنشی و نفوذ شبکه خویشاوندی و نیز تاثیر تکنولوژی در دگرگونی نظام خویشاوندی و دیگر زمینههای اجتماعی در روستا.
توسعه روستايي
توسعه روستايي بعنوان يك مفهوم ، اشاره ضمني به عمران كلي مناطق روستايي با نظر اصلاح كيفيت زندگي مردم روستايي دارد. در چهارچوب اين مفهوم توسعه روستايي يك امر جامع و چند بعدي بوده كه در بر گيرنده توسعه كشاورزي و فعاليتهاي وابسته به آن يعني صنايع دستي ، صنايع روستايي ، زير بناي هاي اقتصادي اجتماعي ، خدمات اجتماعي و تسهيلات مربوطه و بالاتر از همه توسعه منابع انساني در مناطق روستايي مي باشد
ضرورت و اهمیت توسعه روستایی
ضرورت و اهمیت توسعه روستایی
نقش و جایگاه روستاها در فرایند های توسعه اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی در مقیاس محلی ، منطقه ای ، ملی و بین المللی و پیامدهای توسعه نیافتگی مناطق روستایی چون فقر گسترده ، نابرابری فزاینده،رشد سریع جمعیت، بیکاری، مهاجرت، حاشیه نشینی شهری و غیره موجب توجه به توسعه روستایی و حتی تقدم آن بر توسعه شهری گردیده است. به نظر مایکل تودارو « ضرورت تقدم و توجه به توسعه روستایی نسبت به توسعه شهری به این علت نیست که اکثریت جمعیت جهان سوم در مناطق روستایی قرار دارند، بلکه به این علت است که راه حل نهایی مسئله بیکاری شهری و تراکم جمعیت
رویکردهای نظری توسعه روستایی
رویکردهای نظری توسعه روستایی
تمامی راهبردهای مطرح شده در ادبیات توسعه روستایی دارایی دارای خاستگاه و سرچشمه های فکری و نظری ویژه هستند. شناسایی این سرچشمه ها و زمینه های فکری و نظری به فهم بهتر راهبردهای مربوطه کمک خواهد کرد . در نگاه نخست شاهد وجود دو نوع سنت فکری عام از اجتماع روستایی هستیم : سنت و برداشتی که اجتماع روستایی را یک اجتماع همگون تصور می کند و سنتی که اجتماع روستایی را اجتماعی ناهمگون در نظر می گیرد .
سوسیالیستی قبل و بعد از اصلاحات ارضی
چکیده
هدف از این پژوهش تحقیق اسنادی در مورد بررسی وضعیت کشورهای سوسیالیستی قبل و بعد از اصلاحات ارضی در این کشورها است . مطالعه بر اساس چهار کشور شوروی ، چین ، کوبا و رومانی است . این چهار کشور نماینده خیل وسیعی از کشورهایی هستند که در آنها اصلاحات ارضی صورت گرفت . هر کدام از این کشورها سیر مشخص تاریخی داشتند . قبل از انقلاب که عمدتا ساختارها فئودالی بوده ، بعد از انقلاب که کشورها تحت تاثیر آموزه های مارکس دست به تغییرات در کشاورزی خود زدند و بعد از انقلاب که نشان از بازگشت تدریجی از آرمان های خود است .در برخی از این کشورها ما مشاهده می کنیم که با فروپاشی ساختار کمونیسم این کشورها با نوعی هرج و مرج روبرو شدند ، حالتی بین آزاد سازی اقتصادی و محترم شمردن حق مالکیت و سوسیالیسم که خود مشکلات حتی بیشتری را در این کشورها بوجود آورد . در این مقاله ما در صدد هستیم تا این ساختارها را بررسی کنیم و با دیدن روند تجربیات آنها از وضعیت روبرو شده با آن آگاه شویم .
اصلاحات اجتماعی و انقلاب
انقلاب (Revolution)
«انقلاب» بر وزن «انفعال» مصدر عربی است که از فعل «قَلَبَ» مشتق شده است و به معنای «تغییر و دگرگونی و زیر و رو شدن» است . فلاسفه این واژه را به معنای «طغیان علیه وضع موجود ، به منظور برقراری وضع مطلوب» دانسته اند و آن را به دو بخش انقلاب فردی و اجتماعی تقسیم کرده اند که بر این اساس ، انقلاب فردی نیز خود می تواند حیوانی یا انسانی باشد . حالت حیوانی وقتی رخ می دهد که فرد ، تنها در راستای یک هدف جاه طلبانه یا شهوت جویانه قرار گیرد؛ اما حالت انسانی انقلاب فردی ، قیام قُوای عالی انسان ، علیه قُوای دانی وی است که «توبه» نام دارد و نشان دهنده حالتی در انسان است که در حیوانات، دیده نمی شود .1 نمونه دیگر انقلاب های فردی ، «عشق» است که در حیوانی یا انسانی بودنش ، اختلاف است .
پیرامون چرائی انقلاب
عادت به اطاله کلام ندارم که سخن راستین در (قله و دله) اما نوشتار فوق ایجاب میکرد کمی ریشه ای تر به انقلاب اسلامی ایران بنگریم پس یاران میدانیم اطاله کلام را به طبع بلند خویش خواهید بخشید که به غیر این از شما انتظاری نیست
حاشيه نشيني
اصطلاح حاشيه نشيني يا زاغه نشيني و .. در كشورهاي در حال توسعه به محلات فقير نشيني اطلاق ميشود كه در اطراف شهرهاي بزرگ به وجود آمده و ساكنين اين مناطق به علل گوناگون نتوانستهاند جذب نظام اقتصادي- اجتماعي شهر شده تا از امكانات و خدمات شهري استفاده نمايند.
رهيافت هاي چهارگانه تبيين هاي فرهنگي انقلاب اسلامي
|
|
|
|
|
معدل را بايد از جمله پژوهشگراني دانست كه دايره تحقيقاتش داراي تنوع قابل توجهي است. تحليل گفتماني معدل از انقلاب كه خارج از دايره مفاهيم جامعه شناسي به معناي كلاسيك آن صورت گرفته، از جمله نمونه هاي درخشان تحليل هاي فرهنگي انقلاب اسلامي است. هدف معدل در اين پژوهش تحليل دروني ايدئولوژي انقلابي به مثابه يك گفتمان و منطق شكل گيري آن با توجه زمينه هاي اجتماعي آن است. |
اصلاحات ارضي در ايران
اصلاحات ارضي در ايران
مقدمه
مطالب موجود در مورد اصلاحات ارضي را مي توان به دو دسته وسيع تقسيم كرد . دسته اول شامل مطالعات كلي است كه درباره اصلاحات ارضي انجام شده و از آن به دليل شكستن مناسبات ارباب رعيتي دفاع شده است .نظير لمپتون و واريرز . برخي ديگر از محققان ، اصلاحات ارضي را يك رفرم بورژوازي قلمداد كرده اند مثل كدي ، كاتوزيان ، ريچاردز و خسروي . دسته دوم كه جهت درك چگونگي انتقال جامعه روستايي سنتي ايران به يك جامعه مدرن از نظريه نوسازي كمك گرفته اند
اصلاحات ارضی
اصلاحات ارضی عبارت است از تغییرات اساسی در میزان و نحوه مالکیت اراضی (خصوصاً اراضی کشاورزی و مراتع) به منظور افزایش بهره وری عمومی جامعه.
اصلاحات ارضی در کشور ایران عبارت است از تغییر شیوه مالکیت زمین های زراعی از فئودالی سهم بری به خرده مالکی و توزیع مجدد آن بین زارعان، که با تصویب قانون اصلاحات ارضی و سپس قانون اصلاحی قانون اصلاحات ارضی طی 3 مرحله انجام گرفت.
فرهنگ صنعتي و جهاني شدن
ايوب صادقياني ، دانشجوي كارشناسي مهندسي صنايع دانشگاه صنعتي اميركبير (پرديس تفرش)
چكيده
اين مقاله قصد دارد مقولهي جهاني شدن را از منظر صنعت و توسعهي فرهنگ صنعتي بررسي كند. مقالهي حاضر با مقدمهاي بر جهاني شدن شروع ميشود. سپس با يك ديدگاه سيستماتيك تأثير واحدهاي صنعتي (زيرسيستمها) بر توسعهي فرهنگ صنعتي (سيستم) بررسي ميشود. آنگاه با استفاده از يك الگوي موفق براساس نظريههاي دكتر دمينگ و توسعهي صنعت ژاپن، پارامترهاي مؤثر در توسعهي فرهنگ صنعتي را با ذكر نمونهاي از بخش توليد ايران بررسي ميكنيم. پس از آن مشكلات موجود بر سر راه الگوپذيري را بررسي ميكنيم. و در نهايت با ارائهي دورنمايي از آيندهي جهان و جايگاه ايران در مسير جهاني شدن، با توجه به لزوم توسعهي فرهنگ صنعتي و بررسي امكان جهاني شدن از ديدگاه فلسفه، سنت و فرهنگ مقاله را جمعبندي ميكنيم.
مقدمه انسان از آغاز آفرينش همواره در پي فراهم آوردن شرايطي بوده است كه راحتتر زندگي كند. برقرار كردن رابطه و تبادل اطلاعات با روشهاي بسيار سنتي، مثل ايما و اشاره، دود و آتش و غيره اولين جرقههاي بهبود زندگي بشر بوده است. آنچه كه به عنوان بهبود از آن نام ميبريم، چيزي است كه تقريباً براي عامة بشر آسايش فراهم ميكند. بشر در راه دور و دراز توسعه، همواره با مشكلاتي مواجه بوده است؛ از جمله اين مشكلات ميتوان به اختلاف عقايد انسانها، تفاوت در آداب و رسوم قبال مختلف و غيره اشاره كرد كه منجر به بروز اختلافات و گاه جنگهاي خونين ميشده است. همزمان با توسعة ارتباطات و ايجاد روشهاي نوين اطلاعرساني، روشهاي نوين جنگ نيز به وجود آمده. اگر بگوييم بشر بيش از اينكه نيروي خود را صرف بهبود زندگي كند، آنها را صرف توسعه ابزارهاي دفاع يا حمله به مخالفان خود نموده است، سخن گزافي نگفتهايم. گرچه هدف توسعة تكنولوژي، بايستي خدمت به بشر باشد، متأسفانه بيشتر اوقات از اين هدف فاصله ميگيريم. اگر كمي دقت كنيم، متوجه ميشويم كشورهايي كه به اصطلاح بيشتر توسعه مييابند، بيشتر از هدف اصلي توسعه فاصله ميگيرند. كشورگشاييهاي اخير و جنگ با پيشرفتهترين تكنولوژيها و همچنين سرمايهگذاريهاي كشورهاي پيشرفته براي جنگهاي نوين اينترنتي، شاهدي بر اين مدعاست. گرچه جهاني شدن در سالهاي اخير بيشتر مطرح شده است، ولي در حقيقت پروسة جهاني شدن از همان آغاز آفرينش بشر شروع شده. تنها تفاوتي كه بين انسان كنوني و انسان اوليه وجود دارد، برتري صنعت در عصر حاضر است. ولي در رسيدن به هدف اصلي بشر، پيشرفت چشمگيري حاصل نشده. در گذشته، انسانها با تير و كمان به جنگ عقايد هم ميرفتند و در عصر حاضر با امواج ماهوارهاي و سيستمهاي هوشمند به جنگ عقايد هم ميروند. بنابراين اگر بخواهيم جهاني شويم، بايستي عقايد ما جهاني شود. گرچه كشور ما نسبت به كشورهاي پيشرفته از نظر تكنولوژي عقب است، ولي اين عقب بودن يك فايده دارد و آن اين است كه ما راحتتر ميتوانيم داراي عقيدهاي جهاني شويم.
تأثير واحدهاي صنعتي بر توسعة فرهنگ صنعتي
گرچه جدا كردن صنعت از ساير بخشها كار اشتباهي است، ولي براي تجزيه و تحليل راحتتر فرض ميكنيم ساير بخشها به نقطة ايدهآل رسيدهاند و همة شرايط براي توسعة صنعت و فرهنگ صنعتي آماده است. طبيعت هر سيستم به گونهاي است كه تقابل زيرسيستمها به بينظمي و در نهايت مرگ سيستم منجر ميشود. همچنين سطح سلامت زيرسيستمها بايد يكنواخت باشد، طوري كه ناقص بودن جزئي از سيستم به معناي ناقص بودن كل سيستم است. در حالي كه حتي در كشورهاي پيشرفته همة صنايع همگام و همزمان پيش نميروند، هدفي كه بايستي مد نظر ما باشد، توسعة يكنواخت همة صنايع است. توسعهاي كه يك محيط برد-برد براي همه فراهم كند. از آنجا كه صنايع مختلف داراي رابطة نزديكي با هم هستند، جهت توسعة صنعت بايستي رقيبان مختلف در يك صنعت و همچنين ساير صنايع توسعه يابند.
براي بررسي راحتتر موضوع، الگوي موفق توسعة صنعت ژاپن را مدنظر قرار ميدهيم و آنچه كه در آنجا جهت شروع توسعة فرهنگ صنعتي مورد توجه قرار گرفت را بررسي ميكنيم. ابتدا اصولي كه به آموزههاي چهاردهگانه دمينگ معروف است را ليست ميكنيم، آنگاه يكي از واحدهاي صنعتي قطعهساز خودرو كه براي شركتهاي بزرگ خودروسازي نظير ايرانخودرو، سايپا و غيره قطعه ميسازد را مورد بررسي قرار ميدهيم.
هنگامي كه در سال 1950، ادواردز دمينگ اصول و شيوههاي مديريت خود را جهت بهبود كيفيت به مديران و مهندسان ژاپني آموزش ميداد كمتر كسي باورش ميشد كه اين اصول به نتيجة مثبت منجر شود. ادوادرز دمينگ در آن سالها معتقد بود كه مديريت به شيوة آمريكايي به شكست منجر ميشود. پس از چند سال سخنان دكتر دمينگ به عينيت رسيد. صنايع ژاپن خيلي سريع توسعه يافت و سهم عمدة بازارهاي جهاني حتي بازارهاي رقيب بزرگ خود، آمريكا، را نصيب خود كرد. آنچه كه دمينگ به مديران ژاپني آموخت بيشتر يك فرهنگ بود؛ فرهنگي ساده و عاري از اصول پيچيدة علمي. مشكل عمدة دمينگ در آن دوران مبارزه با تفكرات سنتي مديريت بر پاية اهداف (mbo) بود. و حسن عمدة كارهاي او، اثربخشي در درازمدت و فراهم آوردن محيطي صميمي براي توسعه بود.
انگيزهها و شرايط شكلگيري اصلاحات ارضي در دهه1340
فرهنگ صنعتي و جهاني شدن
دانلود اسلاید آموزشی دروس علوم اجتماعی
دانلود اسلاید آموزشی دروس علوم اجتماعی
شبکه علمی پژوهشی بررسی نظریه های جامعه شناسی در طول تاریخ و دوران معاصر
تلاشی است در جهت آشناسازی دانشجویان و علاقه مندان رشته جامعه شناسی با نظریه ها و نظریه پردازان مطرح این رشته علمی . مبنای کار ما ارائه نظریه های مطرح جامعه شناسی برای دانشجویانی است که قصد ادامه تحصیل در این رشته را دارند . امید که مثمر ثمر باشد
دروغ ها و ريشه هاي مراقبه
عشق چيست؟ زندگي كردن عشق و شناختن عشق بسيار آسان است، ولي بيان آن دشوار است. مانند اين است كه از ماهي بپرسي "دريا چيست؟"
ماهي ممكن است بگويد، "دريا اين است. در همه ي اطراف هست، همه جاست."
شاگرد اول
چرا باید مطالبی را که میخوانیم مرور کنیم؟
زیرا بدون مرور نمی توان انتظار داشت که در جلسه امتحان مطالب خوانده شده را به یاد آورد.
کجا بایستی عمل مرور را انجام داد؟
در اتاقی ساکت که در آن میز و یک ساعت وجود داشته باشد و از گرما و نور مناسب برخوردار باشد.چراغ مطالعه را نیز توصیه میکنیم زیرا باعث میشود تا بتوانیم روی موضوعی مورد نظر تمرکز کنیم.
چگونه باید مرور کرد؟
تاریخ مونث
رهام امیریفر:
زن به معنی دارنده خانه. پس از دوران مادرسالاری؛ تا چند قرن پیش؛ انقلاب صنعتی، برخلاف مردان كه سعی میكردند معنی زندگی را چنان مرغ مهاجر جای دیگری بجویند، آنها اما، معنی را در حریم خانههای خود جستوجو كردند.
.
ناریخچه لباس در ایـــران
ايرانيان از بيش از 10 هزار سال پيش داراي تمدن بودهاند. از اين رو، ريشهي بسياري از دستاوردهاي بشر را در اين تمدن ميتوان يافت. براي مثال، نخستين ابزار ريسندگي و بافندگي در غار كمربند، نزديك بهشهر، يافت شده است كه به 7 هزار سال پيش از ميلاد مسيح بازميگردد. به علاوه، در قديميترين بخشهاي شهر باستاني شوش، كه در خوزستان قرار دارد، سوزنهاي سوراخدار پيدا شده است.
اين دستاوردهاي و نوآوريهاي ديگري كه در دورانهاي بعدي رخ داد، صنعت پارچه و پوشاك ايران را پيشتاز و سرآمد جهانيان كرد. جالب است بدانيد اسكندر مقدوني، با آنكه به ايران حمله و آن را اشغال كرده بود، لباس ايراني ميپوشيد. در اين جا به برخي از نوآوريهاي ايرانيان در زمينهي پوشاك و پارچه اشاره ميشود
ليست مقالات سيستم ارزيابي مهارت ها
در اينجا 10 عامل مهم شکست نوآوري ذکر مي شود :
شيوههاي جديد آموزشي در اروپا
بسيج
سرمايه اجتماعي و قدرت نرم
در اين مقاله درصدد هستيم با توجه به اصالت فرهنگ اجتماعي و عناصر سامان بخش آن در ساماندهي امور اجتماعي در تاريخ و تمدن ايران زمين، نقش سرمايه اجتماعي و شاخصه هاي آن را نسبت به بسيج عمومي براي توليد قدرت نرم كه همان نفوذ اجتماعي است در دفاع و مقابله با انواع تهديدات فرهنگي و اجتماعي باز يابيم. بدون شك اگر در سازمان هاي مناسب اجتماعي، توليد سرمايه اجتماعي بر اساس پتانسيل هاي فرهنگي صورت بگيرد
ساختن يك تيم موفق؛ تلفيق تفاوتها
ابوالفضل نيشابوري
چكيده
ضرورت تشكيل تيمها و كارگروهي در سازمانها اهميت مطالعات برروي مقوله كار تيمي را آشكار ميسازد. از آنجايي كه ايجاد هماهنگي و دستيابي به يك تركيب بهينه از افراد مي تواند به عملكرد بالاي تيمي منجر شود، اين مقاله با تمركز بر اين مسئله با استفاده از ابزار «تيپ نماي مايزر- بريگز» (MBTI) بيان ميشود كه اين ابزار نيز از روشهاي ارزيابي شخصيتي است و از تئوري يونگ سرچشمه ميگيرد. در واقع به کمک اين ابزار ميتوان ترجيحات افراد در مورد مفاهيم زندگي را بررسي كرد. درنهايت اين ترجيحات به تفاوت در يادگيري، برقراري ارتباطات، مديريت تضاد و روابط منجر ميشود.(ترجيحات بيان شده توسط اين ابزار برگرفته از فرايندهاي رواني انساني است)مدیریت منابع انسانی قدرتمندی شرکتهای کوچک
مبنای ثروت آفرینی در اقتصاد امروز، دانش و تخصص است. آینده از انقلابی خبر میدهد که نیروی حرکت آن از اندیشههای انسانها سرچشمه میگیرد. بیشک عصر حاضر، عصر سازمانهاست و متولیان این سازمانها، انسانها هستند. انسانهایی که خود به واسطه در اختیار داشتن عظیمترین منبع قدرت یعنی تفکر، میتوانند موجبات تعالی، حرکت و رشد سازمانها را پدید آورند. در فضای پرشتاب و سرشار از تحول و رقابت دنیای امروز، آنچه که منجر به کسب مزیت رقابتی سازمانها میگردد، نیروی انسانی با کیفیت، خلاق و پویاست.
ادامه دارد..........
نحوه تشخیص و برخورد با مشتریان عصبانی
می دانید، آنهایی که می خواهند همه اتفاق های بدی که
در زندگیشان افتاده را یکجا سر شما خالی کنند؟ حـرفهای
آنها ممکن است طعنه آمیز و نیشدار باشد و یا با بد زبانی
و حـرف هـای نـاروا همـراه بـاشد. مـمکن اسـت مستقـیـماً
فـحـش بـارانـتـان کنـند، تـهدیـدتان کـننـد، یـا سـعی کنــنـد
بترسانندتان. کنار آمدن با چنین افرادی خیلی سخت است
و روبه رو شدن با یکی از آنها همه روزتان را خراب خواهد کرد.
با اینکه این آدم ها ممکن است عصبانیتان کنند اما واکنش خوبی نیست که بخواهید مثل خودشان با آنها رفتار کنید. چنین واکنشی فقط وضعیت را بدتر کرده و در واقع ممکن است به خطرتان بیندازد. اگر بخواهید جواب داد را با داد بدهید، فقط نتیجه منفی برایتان خواهد داشت.
اجازه بدهید با آن روبه رو شویم. شما آنقدر وقت ندارید که آن را برای بحث و دعوا تلف کنید...خیلی کار دارید و باید به آنها برسید. اما می خواهید که بتوانید از پس این نوع مشتری هایتان هم برآیید. باید موقعیت را تحت کنترل خودتان بگیرید، با آن کنار آمده و به کارتان برسید.
روش ها و تکنیک های مختلفی هست که برای برخورد با این دسته افراد می توانید از آن استفاده کنید. اما امروز می خواهیم اول به شما کمک کنیم که متوجه شوید وقتی مشتری های خشمناک عصبانیتشان را سر شما می ریزند. درک آدم های عصبانی به ما کمک می کند کمتر واکنش نشان دهیم و عصبانی نشویم.
اصلاً شخصی نیست
اولین چیزی که درمورد مشتری های عصبانی باید به یاد داشته باشید این است که وقتی رفتار آنها متوجه شماست، سرچشمه اصلی این عصبانیت جای دیگری است. این فرد عصبانی در حالت عادی بر سر شخص شما عصبانی نخواهد بود. این فرد بر سر شما بعنوان کارمند یک اداره یا شرکت که احتمالاً به کارهای او رسیدگی نکرده است، عصبانی می شود. از آنجاکه داد کشیدن و فریاد زدن بر سر یک شرکت به طور کل خیلی سخت است، ارباب رجوع عصبانی عصبانیتش را بر سر شما به تنهایی فرود می آورد.
فرد عصبانی چه می خواهد؟
یکی از واقعیت ها درمورد ارباب رجوع ها و مشتریان عصبانی این است که آنها می خواهند مشکلشان برطرف شود. البته این همه ماجرا نیست. وقتی اداره یا شرکت کار او را انجام نداده است، دیگر حل شدن مشکل برای او در مرتبه دوم اهمیت قرار می گیرد. بله، آنها می خواهند مشکلشان حل شود، اما از یکجا، آنقدر عصبانی می شوند که دیگر سعی نمی کنند خودشان هم همکاری کنند تا کاری که می خواستند انجام شود. حتی اگر شما بتوانید کارهایشان را بدون کمک خودشان راست و ریست کنید، هنوز هم عصبانی خواهند ماند.
مهم است که بدانید افراد خیلی عصبانی به دنبال فرصتی هستند تا عصبانیتشان را خالی کنند و دوست دارند که داد و بیدادها و حرف هایشان را کسی بشنود. اگر شما عصبانیت آنها را درک نکنید، و خیلی سریع سعی کنید مشکلشان را حل کنید، باعث خواهید شد که عصبانی تر از قبل هم شده و داد و قال بیشتری راه بیندازند.
چه باید کرد؟
برای گرفتن کنترل عصبانیت این افراد در دستتان کارهای خاصی هست که می توانید انجام دهید تا بیشتر از این دیگر وقتتان را نگیرند.
اول اینکه باید مشتریانتان را همانطور که از در وارد می شوند و به سمتتان می آیند برانداز کنید، و خودتان را آماده کنید چون این امکان وجود دارد که رفتارهای خشونت آمیز از خود نشان دهند.
افرادیکه ناراحت باشند حتی قبل از اینکه دهانشان را باز کنند، علائمی از خود نشان می دهند. این افراد علائمی غیر کلامی از خود نشان می دهند که برخی از آن عبارتند از: شانه های خمیده، مشت های گره کرده، صورت برافروخته، ناراحتی و بی قراری، خیره شدن یا اجتناب از ارتباط چشمی، حرکات و تکان های سریع و ....
باید به این علائم توجه داشته باشید تا هرگونه خالی شدن خشم و عصبانیت متعجبتان نکند. خیلی از موقعیتهای خشمناک به این علت غیرقابل کنترل می شوند چون کارمند خیلی سریع به این رفتار عصبانی واکنش می دهد، آن هم به این دلیل است که انتظار چنین برخوردی را نداشته است.
اگر متوجه شدید که یکی از این افراد عصبانی به شما نزدیک می شود، با یادآوری اینکه می توانید این موقعیت را کنترل کنید، خودتان را از لحاظ ذهنی آماده کنید و به این دلیل لازم است که کنترل خودتان را هم به دست گیرید. اگر شما هم عصبانی شوید، فقط باعث خراب تر شدن موقعیت خواهید شد.
دوم اینکه وقتی با یک مشتری عصبانی برخورد کردید، باید تا می توانید سعی کنید که خود را کمتر به امور اداری مربوط کنید. یادتان هست که گفتم عصبانیت این مشتری بیشتر از اداره یا شرکتتان ناشی می شود؟ اگر مشتری شما را بخشی از آن اداره تلقی کند، مطمئناً عصبانیت بیشتری را نثارتان خواهد کرد. اما، اگر طوری رفتار کنید که او شما را مثل یک انسان عادی ببیند که هرچه در توان دارد برای جلب رضایت او انجام می دهد، مطمئناً دیگر چندان پرخاشجویانه رفتار نخواهد کرد.
اجازه بدهید کمی جزئی تر بررسی کنیم. شما چطور اینکار را انجام می دهید؟
1) با زبانی دوستانه صحبت کنید. به هیچ عنوان با صدایی یکنواخت یا به صورتیکه نشان دهد بی علاقه هستید، حرف نزنید.
2) در صورت امکان از اسم فرد استفاده کنید و اگر موقعیت ایجاب می کرد خودتان را هم به او معرفی کنید.
3) خیلی خوب و مودبانه با وی سلام و احوالپرسی کنید. رفتارهایی مثل نگاه کردن از بالای صفحه کاغذ پیش رویتان و به زبان آوردن "بله؟" یا "بعدی" شما را یک ماشین به نظر می آورد.
4) خیلی خوب گوش دهید. با خلاصه کردن حرف هایی که به شما گفته و تکرار آن به او نشان دهید که به حرفهایش گوش می دهید. این نشاندهنده علاقه و توجه شماست. اشتباه متداولی که خیلی از افراد مرتکب می شوند این است که اجازه نمی دهند مشتری حرفش را تمام کند.
5) از به زبان آوردن جمله هایی مثل "من فقط اینجا کار می کنم" یا "من فقط از قوانین پیروی می کنم" خودداری کنید. این حرف ها هم شما را به بخشی از آن اداره یا شرکت مربوط می کند. درست است که این شما نیستید که قانون ها را وضع می کنید اما می توانید آن حرف را به این صورت هم بزنید: "جناب، قوانین را فلان کس تعیین میکند. اگر دوست داشته باشید می توانید با فلان کس و فلان کس صحبت کنید و بگویید که قوانین منصفانه و عادلانه نیستند. می خواهید شماره تلفن آنها را در اختیارتان بگذارم؟"
نتیجه گیری
هر موقعیت خشمناک به طریقی متفاوت است، و همه راه حل ها برای همه موقعیت ها موثر نیستند. اصول کلی که در این مقاله درمورد آن صحبت کردیم را باید در شرایطی استفاده کنید که از قبل خوب مشتری خود را برانداز کرده باشید و حتماً خودتان را یک فرد عادی نشان دهید.