تفاوت خانواده روستايي با خانواده شهري

محمد قاسمی

 

شما براي پي بردن تفاوت بين خانواده شهري و روستايي کافي است مصارف يک خانواده روستايي را با يک خانواده شهري مقايسه کنيد تا تفاوت را مشاهده کنيد. يک خانواده شهري براي خوردن سوپ يک نوع قاشق مي‌خواهد براي خوردن ماست يک نوع قاشق مي‌خواهد و براي خوردن بستني يک نوع ديگر قاشق نياز دارد. اجناس لوکسي که ارز کشور را مانند رودخانه‌ها به دريا مي‌ريزد هر روز در شهر مشتريان جديد‌تري مي‌يابد. شايد هزينه دکوراسيون يک منزل شهري به تنهايي بتواند هزينه ساخت يک خانه‌ي روستايي شود.


 

 کاهش آلودگي هوا و کاهش مصرف سوخت‌ها و مصرف بي رويه انرژي هم از مزاياي توجه به روستاها است. هر شهري علاوه بر منزل نياز به يک ساختمان عريض و طويل براي کار دارد، اين ساختمان‌ها خود نياز به هزار جور امکانات دارد در حالي که در روستا افراد علاوه بر منزل نياز به فضاي ديگري براي کار ندارند، زيرا کار کشاورزي روي زمين و زير آسمان انجام مي‌شود. به علاوه سرمايه‌گذاري که براي شغل آنان مي‌شود عاقلانه‌ترين هزينه است زيرا صرف توليد مي‌شود.


 

از نظر رواني و اجتماعي روستاييان سالم‌تر و بهداشت رواني حاکم بر آن محيط بسيار فراتر از محيط‌هاي شهري است. محيط‌هاي شهري به لحاظ همان مسايلي که قبلا گفتم دچار بيماري‌ها و ضايعات رواني و روحي هستند آمار طلاق که اکثرا مربوط به شهرهاي بزرگ هستند خود عاملي تهديدزا برای امنیت و سلامت اجتماعی کشور است و در دراز مدت می‌تواند اساس فرهنگ و هستی کشور را با مشکل مواجه کند.


 

در روستا مشکلات زناشویی اساسا فضای طرح شدن ندارد. فضای کار و تلاش و رضایت مشخصه‌ی فرهنگی روستا است و اساسا این فرهنگ هرگز به مشکلات روحی و روانی اجازه‌ی بروز نمی‌دهد.


 

توجه به روستاها باعث می‌شود تا از نظر امنیتی مشکلات کمتری برای کشور به وجود بیاید. مسایل امنیتی و سرقت و جرایم معمولا زائیده شهرنشینی است، در روستاها به لحاظ محدودیت تعداد افراد معمولا افراد بزه‌کار اجازه‌ی رشد نمی‌یابند، زیرا در معرض نظارت همگانی قرار دارند و فرهنگ روستا به طور کاملا خودکار ضد ناامنی است. در مقابل در شهرها یگان‌های ویژه‌ی پلیسی و بسیار مجهز هر روز باید با سارقان و مجرمان دست به یقه باشند و تعقیب و گریز تقریبا امری روزمره برای یگان‌های پلیس است. بد نیست سری به ادارات آگاهی و کلانتری‌ها و دادگاه‌ها در شهرها بزنید و آنگاه با کلانتری‌های روستایی مقایسه کنید.


 

از نظر جسمی جامعه‌ای که کار و تلاش می‌کند در سلامت بیشتری به سر می‌برد. هزاران بیماری جور واجور از انواع بیماری‌های عصبی و مغزی گرفته تا بیماری‌هایی مثل دیابت و ایدز و کمردردهای مزمن، سینوزیت، چاقی، سکته‌های قلبی و مغزی، چربی خون و ... زاییده‌ی زندگی و کار در شهر است. در روستا به دلیل تلاش جسمی و تحرک کافی، همینطور استفاده از مواد غذایی سالم و تازه اعم از لبنیات و سبزیجات و میوه‌جات و گوشت تازه و بدون مواد شیمیایی سلامت جسمی مردم باعث می‌شود که تا سنین بالا به طور کاملا سلامت عمر بکنند. شهری‌ها به واسطه شرایط غلط زندگی و نداشتن امکان تحرک کافی و مصرف مواد غذایی تازه و سالم علاوه بر اینکه عمر کوتاه‌تری دارند، هزینه‌های هنگفتی را هم بر سیستم بهداشت و درمان کشور تحمیل می‌کنند.


 

این‌ها همه و همه از مضرات پرداختن به شهرها است. به نظرم در چشم‌انداز بیست ساله جای این نکته خالی است که کشور باید روی‌کردی جدی به روستاها داشته باشد. شاید بتوان این موضوع را به نوعی در همه‌ی ابعاد چشم انداز لحاظ کرد اما مطمئنم که این موضوع سال‌های سال مغفول خواهند ماند. زیرا تصمیم گیران و دولت مردان همه‌گی در فضای شهری زندگی می‌کنند و تصور صحیحی از زندگی روستایی ندارند و نمی‌توانند اهمیت آن را در بین این همه سر و صدای شهرها درک کنند.


http://ghasemisiani.parsiblog.com

امیدوارم که روند مهاجرت از روستاها به شهرها معکوس گردد و هر شهری آرزو کند که ای کاش در روستا کار و زندگی می‌کرد