کلماتی در بین نوشته ها و مخصوصا فروش محصولات و ارائه خدمات استفاده کرد ؟

پس دیدم که خود این موضوع می تواند یک ایده خوب برای نوشتن در این مورد باشد و من مشغول تدوین یک فهرست و لیست از کلمات جذب کننده شدم که در اینجا مختصرا در موردشان گذرا بحث می کنم و امیدوارم کمک کننده خوبی برای جذب مشتریان بیشتر محصولات شما باشد. خب این موضوع چیزی است که همه ما به آن نیاز داریم ، درست است ؟

قدرت کلمات از سالیان دور و در طول تاریخ همچنان تا به حال ادامه داشته و ادامه خواهد داشت و ما این کلمات را می توانیم در میان شعرها ، نثرها ، رمان ها ، مقاله ها و … پیدا کنیم ، اما بحث ما در مورد کلمات ادبی نیست.

مبحث ما سر این موضوع است که با به کار بردن چه نوع کلماتی می توانیم کاربران و مشتریان بیشتری را به خود و محصولاتمان جذب کنیم !

لیستی از کلمات می تواند به صورت زیر باشد :

شما - کلمه ای بسیار ساده است . این کلمه باعث می شود تا مخاطب به عنوان بخشی از گفتگو قرار بگیرد.

می توانید - این کلمه ای است که القاء می کند که من می توان کاری را انجام بدم.

آسان - نشان می دهد که قرار نیست کار مشکلی انجام شود و به دست آوردن چیزی را به راحتی بیان می کند.

جدید - این نشان می دهد که من اولین کسی هستم که آن را ارائه می کند.

اختصاصی - این چیزی است که مختص من است و من را متمایز نمایش می دهد.

بهترین - نشان دهنده تمایز و نوعی بزرگی

کیفیت - ضمانتی برای اطمینان

منحصربفرد - باز هم کلمه ای برای القاء بزرگی و تمایز

برنده - این کلمه را دوست دارم و ای کاش به من برسه!

هیجان انگیز - اگر به شما بگویم هیجان زده هستم ، شاید شما هم هیجان زده شوید!

رایگان - بهترین کلمه دنیا و نشان دهنده اینکه لازم نیست چیزی صرف کنم.

هدیه - چیزی به صورت رایگان به من داده است ؟ چه عالیست !

تحویل - آن را درب خانه به صورت سالم و امن

مستقیم - سریع و مطمئن ، مستقیما به دستم می رسد.

بلافاصله - نشان دهنده اینکه سریعا می توانم به دست آورم!

مادام العمر - به من می گوید که یک ضمانت نامه ویژه دارم.

نمایش نتایج - شماره هایی که همیشه نشان دهنده واقعیت ها هستند.

پس انداز - با این کلمه ، صرفه جویی در پول نمایش داده می شود.

مقرون به صرفه - چیزی که باعث پس انداز پولم می شود.

چگونه - از آنجا که مردم خواهان دانستن جزئیات بیشتری هستند.

بشتابید - یک نوع اضطرار و فوریت که اعلام می کند تا سریع عمل کنم.

پیشنهاد - بهترین راهکار را به من می آموزد.

بنابر این چگونه باید از آنها استفاده کنید ؟

من فکر می کنم که شما به عنوان یک فردی که خواهان ارائه خدمات متنوع خود به افراد مختلف هستید ، به نوعی تحت فشار برای انتخاب بهترین کلمات خواهید بود ، اما مطمئنا اکثر کلماتی که در بالا نام برده شد می تواند برای ترویج محصول و خدمات شما استفاده شود.

با این حال اعتقاد من اینست که شما باید قدرتمندترین کلمات را برای جذب مشتری انتخاب کنید که یک نوع احساس مانند موارد زیر را پدیدار کند و کلمات به شکل زیر بکار روند :

ایجاد یک ارتباط – شما

ایجاد یک نیاز – می توانید ، آسان

ارائه مزایا – جدید ، ، بهترین ، منحصربفرد ، رایگان ، هدیه

ایجاد هیجان – هیجان انگیز ، عشق

به آنها بگویید که چه چیزی اتفاق می افتد – تحویل مستقیم ، بلافاصله ، چگونه

مزایای بیشتر – مادام العمر ، نمایش نتایج ، پس انداز ، مقرون به صرفه ، کیفیت

ضرورت – عجله ، پیشنهاد ، بشتابید ، برنده

سپس کافیست که بعد از به کار بردن این کلمات ، یک دکمه برای پر کردن فرم خرید قرار دهید و نوشته ای که کاربر را هدایت به گام های بعدی خرید کند.

 

3 راه برای رونق فروش در بازار خراب

وقتی که اوضاع اقتصادی خوب نیست فروشندگان با هوش می فهمنند که باید واکنش مناسب نشان دهند. روزنامه ها، برنامه های خبری و اخبار اینترنتی پر است از خبر هایی که روز های تیره و تاری را دربرابر چشمان شما نمایان می کنند. فروشگاه ها بسته می شوند برخی اعلام ورشکستگی می کنند، قیمت ها افزایش می یابد و خیلی ها بی کار می شوند و داستان های داغ بسیاری در روزنامه خواهید خواند. من آنقدر عمر کرده ام که بدانم همه این اتفاقات مانند گذشته در حال تکرار شدن است.

اما اگر شما صاحب کسب و کاری هستید پرسش این است که در این شرایط چه کاری باید انجام دهید؟ چه تغییراتی باید فورا انجام دهید تا در گذر این رخداد های اقتصادی بتوانید کسب خود را نجات دهید یا حتی وضعیت آنرا بهبود بخشید؟

اگر شما فروشنده ای هستید که محصول شما مایجتاج ضروری و روزمره مردم نیست با تمرکز بر روی سه ناحیه ای که از آن صحبت خواهیم کرد می توانید راحت تر از گردنه های خشن اقتصادی گذر کنید.

 

بر روی مشتریان خود تمرکر کنید.

اخیرا تحقیقی را مطالعه کردم که می خواست بداند مشتریان در چه شرایطی بهتر خریداری می کنند اما نکته جالب و فرعی  این تحقیقات این بود مردم بیشتر ترجیح می دهند از جایی در نزدیکی خود خرید کنند و تا می توانند کمتر برای پیدا کردن کالاهای مورد نیاز خود از این فروشگاه به آن فروشگاه بروند یا برای رسیدن کالای خود مدت ها در انتظار باشند. به عبارت دیگر ترجیح می دهند محلی و کمتر دکان به دکان خرید کنند!

بدترین کار برای یک کسب و کار این است که روند پیشرفت و بهینه سازی خود را متوقف کند. مردم نیاز دارند تا بفهمند شما هم مانند آنها به این شرایط حساس هستید و به آنها در این شرایط سخت اهمیت می دهید. این کار را می توانید با به کار بستن ابزار هایی که قیمت مصرف کننده را کاهش دهد انجام دهید و به این ترتیب حتی بیش از گذشته نام خود را در میان رقبا مطرح کنید. بزرگترین بانک اطلاعاتی از مشتریان خود را در این شرایط بحرانی تهیه کنید تلفن، ایمیل و هر آدرسی می توانید از آنها بدست آورید با آنها تماس بگیرید مشکل آنها را دریابید و بدنبال راهی برای حل مشکل آنها باشید این مشکل ممکن است فقط قیمت نباشد بلکه گاه با تغییراتی کوچک می توانید مشتریان قبلی خود را بازگردانید تا می توانید با مشتریان خود صحبت کنید و برای آنها وقت بیشتری بگذارید. باید بدانید آنها چه دوست دارند و چه چیزی را دوست ندارند و چه چیزی را بیشتر می خواهند.

 

بر موجودی انبار خود تمرکز کنید.

خرده فروشان باید از موجودی انبار خود مطلع باشند. برای مدیریت و قرار دادن موجودی انبار در بهینه ترین سطح ممکن باید از موجودی انبار خود مطلع باشید. با آنالیز تک تک قسمت های کسب و کار خود و این که چه کالاهایی خوب فروش می روند چه کالاهایی فروشی ندارند پیدا کردن دلیل آن و راهی برای روبرو شدن با این موقعیت می توانید با چشم باز نسبت به تهیه کالای انبار اقدام نمایید و حتی به این ترتیب شاید بتوانید به مشتری خود کمک کنید راحتتر جنس مناسب را انتخاب نماید.

همانطور که بازار کساد می شود مشتریان هم انتظار دارند کالا ها را با قیمت مناسب تر دریافت کنند. انعطاف پذیری در قیمت گذاری تاثیر مستقیم در ساختار خرید دارد. بیشتر فروشندگان از برچسب قیمت کارخانه برای قیمت گذاری استفاده می کنند. اما اگر خودتان با برچسب فروشگاه خود قیمت هایی رقابتی را روی کالای خود قرار دهید می توانید بازه قیمت گذاری بزرگتری برای خود تعیین نمایید در برابر رقبا سری بلند کنید.

شیر بفروشید! یعنی چه؟! شیر یک کالای اساسی در یک بقالی است. اگر یک بقالی شیر و لبنیات مورد نیاز مشتری خودرا داشته باشد بدون شک مشتریانی که برای خرید شیر به فروشگاه او می آیند چیز های بیشتری هم از او خواهند خرید. در فروشگاه شما چه کالاهایی نقش شیر را بازی می کنند؟ آیا کالای دیگری هم وجود دارد که بتواند نقش شیر را در فروشگاه شما بازی کند؟ اگر این موارد را به اجناس خود اضافه نمایید چقدر در فروش شما تاثیر خواهد داشت؟ من فکر می کنم بیش از آن چیزی که فکر می کنید می توانید به مردم جنس بفروشید. خوب کافیست فکر کنید در کنار این کالای اساسی که مورد نیاز بسیاری از افراد است حال باید چه چیز هایی داشته باشید که احیانا مورد نیاز آنها خواهد بود.

در شرایط بد اقتصادی هدف این است که چیز های بیشتری به افراد بیشتری بفروشید. و این به معنای افزایش UPT است یعنی گردش مالی شما بیشتر شده است. همانطور که گفته شد مشتریان دوست دارند محلی و یکجا خرید کنند. اگر آنها یک مشتری وفادار باشند، آنگاه شما مسئول هستید تا از آنها قدر دانی کنید چه راهی برای قدر دانی کردن از آنها بهتر از اینکه کمک کنید در پول و زمان خود صرفه جویی کنند و در عین حال کالای با کیفیت هم دریافت کنند.

 

بر پرسنل خود تمرکز نمایید

چندی پیش سفری کاری به لاس وگاس داشتم به خاطر دارم که به راننده تاکسی گفتم ظاهرا اوضاع کار و کاسبی شرکت شما خوب است. اما در کمال تعجب او گفت که این روز ها وضعیت کار خیلی خراب است اما صاحب شرکت ما در چنین شرایطی که وضعیت کار و کاسبی خوب نیست به هیچ کس اجازه مرخصی رفتن نمی دهد. او گفته بود که وقتی که اوضاع کار خوب نیست می خواهد تمام تاکسی هایش در شهر دیده شوند و اگر مشتری باشد باید مال آنها باشد. آن راننده تاکسی به من گفت که آنها زمانی می توانند به مرخصی بروند که کار و کاسبی خوب باشد.

خوب این حرف ها برای شما چه معنایی دارد؟ پرسنل خود را تا رمانی که واقعا مجبور می شوید کم نکنید. از ساعت کاری آنها نزنید مگر اینکه بایدی در کار باشد. مشتری که ببیند کسی برای پاسخگویی به او وجود ندارد سراغ کس دیگری می رود. آنها اهمیت نمی دهند که شما بخاطر مشکلات بودجه ای و شرایط بد اقتصادی مجبور شده اید از تعداد پرسنل خود کم کنید. اگر از پرسنل خود بدون دلیل کم کنید یعنی خود را تضعیف کرده اید و رقبا را تقویت کرده اید. با داشتن پرسنلی با دانش و سخت کوش که در ساعات اوج شلوغی به سرعت به مشتریان خدمات می دهند شما فروش بالایی خواهید داشت چون پرسنل شما می فهمند که خدمت رسانی به مشتری در اولویت اول است این به معنای امنیت شغلی برای آنها و بقای کسب و کار شماست.

شرایط بد اقتصادی معمولا از وفاداری مشتریان خواهد کاست در این شرایط احتمال از دست دادن مشتریان وفادار بسیار زیاد است. اما سئوال اینجاست که آیا شما می توانید اولین کسب و کاری باشید که تشخیص می دهد در این شرایط اقتصادی در ذهن مردم چه می گذرد؟ و چه چیزی باید به مشتری عرضه نمایید؟ این شرایط اقتصادی بهترین زمان برای تحقیق است تا انحراف مسیر خود را پیدا کنید و آنرا اصلاح کنید، دارایی های خود را ارزیابی کنید و برنامه ای برای بهینه سازی و پیشرفت کسب و کار خود در شرایط بحرانی تهیه نمایید و تلاش کنید همچنان که رقبای شما تلاش می کنند.

نوشته: ان ام. ابراسکی

ترجمه: علی یزدی مقدم

مشترياني بيابيد كه فروشنده شما باشند

چرا مردم خريد مي كنند

84 درصد از كل فروش در آمريكا نتيجه تبليغات شفاهي است. وقتي كه فروش كالايي به شدت افزايش مي يابد قسمت زيادي از اين افزايش فروش مربوط به توصيه مشتريان كنوني به مشتريان آينده است مثلاً اگر فردي كالاي شما را بخرد و از آن راضي باشد او آن را به همكاران، هم دوره اي ها، همكلاسي ها و خلاصه دوستان و آشنايان خود توصيه خواهد كرد. و اگر از آن كالا راضي نباشد احتمالاً ديگران را از خريد كالاي شما منصرف خواهد كرد.

 

به ده درصد برتر بپيونديد

براي اينكه در صنعت خود به 10% برتر (ازحيث) فروش بپيونديد بايد مشترياني داشته باشيد كه در هر موقعيت مانند فروشندگان شما عمل كنند. اعتبار ميليوني در فروش بسيار مهم است پس بايد مشتريان شما راضي باشند تا هر جا كه هستند درها را به سمت شما باز كنند.

 

ديگر هرگز پيش بيني نكنيد

همه فروشندگان برتر به نقطه اي رسيدند كه هيچگاه آن را پيش بيني نمي كردند. چون مشتريان بيش از انتظار آنها برايشان فروخته اند. وقتي كه در زندگي شخصي و حرفه اي خود ثابت قدم هستيد و به شعارهاي خود پايبند هستيد، آنگاه همانند قطعات يك پازل همه چيز كنار هم چيده مي شود تا فروش شما افزايش يابد و به در آمدي دست پيدا خواهيد كرد كه هيچگاه منتظر آن نبوده ايد.

 

در مورد اينكه كه هستيد صادق باشيد

يك نكته مهم در مورد ديدگاه، ارزش ها و شعارهاي شما به عنوان يك فروشنده يا صاحب يك كسب و كار وجود دارد: به خود فرصت كافي بدهيد. كارهاي زيادي هست كه بايد انجام دهيد، عادت ها، اخلاق، دانش و توانايي هاي خود را بايد تقويت كنيد. اما همه اينها يك شبه انجام نمي شود. بايد صبور باشيد.

 

تا موفقيت پافشاري كنيد

علت اينكه افرادي پيشرفت مي كنند و روز به روز توانايي هاي بيشتري مي آموزند اين است كه آنها در حركت به سمت روياها و اهداف خود ثابت قدم هستند. و مسير را پله پله مي پيمايند. آنها از خود انتظار ندارند يك شبه تبديل به يك انسان فوق العاده شوند. اين افراد وقتي به نتيجه مناسبي دست پيدا نمي كنند دلسرد نمي شوند. آنها فقط ادامه مي دهند و ادامه مي دهند. و كاري كه شما بايد انجام دهيد همين است.

 

افكار خود را به عمل تبديل كنيد

هر گاه كه افكار روشني داشتيد و دانستيد كه مي خواهيد چطور آدمي باشيد، چه زندگي داشته باشيد و چه شغل و حرفه اي مي خواهيد داشته باشيد، آنگاه قدم اول را برداريد. در اين صورت شما از فرد ايده آلي كه مي خواهيد باشيد يك توصيف داريد. (مثلاً مي گوييد من مي خواهم موفق ترين مدير فروش دنيا باشم.) خوب حال عمل كنيد، شروع به كار كنيد ولي اين توصيف يا عبارت را در ذهن داشته باشيد. به راههاي متفاوتي فكر كنيد كه با بكارگيري آنها هم شخصيت خود و هم حرفه خود را ارتقاء دهيد. اين توصيف را هميشه به ياد داشته باشيد و هر لحظه به خود بگوييد اكنون چه كاري مي توانم انجام دهم كه به آن فرد ايده آل نزديك شوم. پبژس از مدتي متوجه مي شويد كه تبديل به انساني پر تلاش و موفق شده ايد كه از زندگي و كار كردن خود لذت مي برد و آنگاه است كه نزديك شدن موفقيت ها و فرصت ها را حس خواهيد كرد.

به خاطر داشته باشيد، رفتار و عملكرد شما در برابر ديگران بيان مي كند چه جور آدمي هستيد. و اگر در اين راه به اندازه كافي ثابت قدم باشيد شخصيت شما به آن فرد ايده آلي كه در رويا تصورش را داشتيد نزديكتر مي شود.

 

تمرين كنيد

اول، با هر مشتري طوري رفتار كنيد گويي او قرار است براي شما هماننند يك مبلغ تبليغ كند. به خاطر داشته باشيد هر كس در حدود 300 نفر ديگر را مي شناسد. پس او يك مشتري با ارزش است.

دوم، رفتار خود را بررسي كنيد سعي كنيد هر بار از دفعه قبل در معامله با ديگران بهتر رفتار كنيد. هر روز بهترين روش هاي ممكن را كه مي توانيد بكار ببنديد تا مطمئن شويد بهترين نتيجه را مي گيريد.