شل سیلور استاین

از : شل سیلور استاین

 

 

 

آرزوهایی که حرام شدند

 

جادوگری که روی درخت انجیر زندگی میکند

به لستر گفت: یه آرزو کن تا برآورده کنم

لستر هم با زرنگی آرزو کرد

دو تا آرزوی دیگر هم داشته باشد

بعد با هر کدام از این سه آرزو

سه آرزوی دیگر آرزو کرد

آرزوهایش شد نه آرزو با سه آرزوی قبلی

بعد با هر کدام از این دوازده آرزو

سه آرزوی دیگر خواست

که تعداد آرزوهایش رسید به ۴۶ یا ۵۲ یا...

به هر حال از هر آرزویش استفاده کرد

برای خواستن یه آرزوی دیگر

تا وقتی که تعداد آرزوهایش رسید به...

۵ میلیارد و هفت میلیون و ۱۸ هزار و ۳۴ آرزو

بعد آرزو هایش را پهن کرد روی زمین و شروع کرد به کف زدن و رقصیدن

جست و خیز کردن و آواز خواندن

و آرزو کردن برای داشتن آرزوهای بیشتر

بیشتر و بیشتر

در حالی که دیگران میخندیدند و گریه میکردند

عشق می ورزیدند و محبت میکردند

لستر وسط آرزوهایش نشست

آنها را روی هم ریخت تا شد مثل یک تپه طلا

و نشست به شمردنشان تا .......

پیر شد

و بعد یک شب او را پیدا کردند در حالی که مرده بود

و آرزوهایش دور و برش تلنبار شده بودند

آرزوهایش را شمردند

حتی یکی از آنها هم گم نشده بود

همشان نو بودند و برق میزدند

بفرمائید چند تا بردارید

به یاد لستر هم باشید

که در دنیای سیب ها و بوسه ها و کفش ها

همه آرزوهایش را با خواستن آرزوهای بیشتر حرام کرد !!!

 

کاریکاتور

TaranehhaGroups www.Hamtaraneh.com

 

رضا شفیعی جم

 TaranehhaGroups www.Hamtaraneh.com

 

پرویز پرستویی

 TaranehhaGroups www.Hamtaraneh.com

 

محمد رضا گلزار

 TaranehhaGroups www.Hamtaraneh.com

 

جومونگ

 TaranehhaGroups www.Hamtaraneh.com

 

فاطمه معتمد اریا

 TaranehhaGroups www.Hamtaraneh.com

 

بهنوش بختیاری

TaranehhaGroups www.Hamtaraneh.com

 

عادل فردوسی پور

 TaranehhaGroups www.Hamtaraneh.com

 

مهران رجبی

TaranehhaGroups www.Hamtaraneh.com

 

عمو پورنگ

 TaranehhaGroups www.Hamtaraneh.com

 

امین حیایی

 TaranehhaGroups www.Hamtaraneh.com

 

اکبر عبدی

 TaranehhaGroups www.Hamtaraneh.com

 

مهران غفوریان

 TaranehhaGroups www.Hamtaraneh.com

 

جواد رضویان

 

لبخند زدن را فراموش نكنيد…

لبخند زدن را فراموش نكنيد…


دختر كوچكي هر روز پياده به مدرسه مي رفت و بر مي گشت .
با اينكه ها آن روز صبح هوا زياد خوب نبود و آسمان نيز ابري بود ،
 دختر بچه طبق معمولِ هميشه ، پياده بسوي مدرسه راه افتاد.
بعد از ظهر كه شد ،‌هوا رو به وخامت گذاشت و طوفان و رعد و برق شديدي درگرفت.
 مادر كودك كه نگران شده بود مبادا دخترش در راه بازگشت از طوفان بترسد
يا اينكه رعد و برق بلايي بر سر او بياورد ، تصميم گرفت كه با اتومبيل بدنبال دخترش برود .
با شنيدن صداي رعد و ديدن برقي كه آسمان را مانند خنجري دريد ،
با عجله سوار ماشينش شده و به طرف مدرسه دخترش حركت كرد.
اواسط راه ، ناگهان چشمش به دخترش افتاد كه مثل هميشه پياده به طرف منزل در حركت بود ،
ولي با هر برقي كه در آسمان زده ميشد ، او مي ايستاد ، به آسمان نگاه مي كرد و لبخند مي زد
و اين كار با هر دفعه رعد و برق تكرار مي شد.
زمانيكه مادر اتومبيل  خود را به كنار دخترك رساند ، شيشه پنجره را پايين كشيد و از او پرسيد
:" چكار مي كني ؟ چرا همينطور بين راه مي ايستي؟"
دخترك پاسخ داد،" من سعي مي كنم صورتم قشنگ بنظر بيايد، چون خداوند دارد مرتب از من عكس مي گيرد."


باشد كه خداوند همواره حامي شما بوده و هنگام رويارويي با طوفانهاي زندگي كنارتان باشد.
در طوفانها لبخند را فراموش نكنيد.

 

روان شناسان شخصیتی براین عقیده اند

روان شناسان شخصیتی براین عقیده اند که شماره تولد، شما را از آن چیزی که می خواهید باشید دور نمی کند، بلکه مانند رنگی است که نوع آن و زیبایی اش برای افراد مختلف متفاوت است. به مثال زیر توجه کنید :

فرض می کنیم که شما متولد 29 اردیبهشت 1364 هستید.اردیبهشت ماه دوم (2) سال است پس :

>>>http://marshal-modern.ir/Archive/2010/8/16/wqwqww.jpg<<<

به مثال بالا دقیق توجه کنید تا بتوانید سن خود را حساب کنید

شماره تولد 9 است و اکنون می توانید آنچه راکه مربوط به این شماره است با خود مطابقت دهید.


تفسیر اعداد:


1- خالق و مبتکر:

''یک'' ها پایه و اساس زندگی هستند. همیشه عقاید جدید و بدیع دارند و این حالت در آنها طبیعی است. همیشه دوست دارند تمامی کارها و مسائل بر حول محوری که آنها می گویند و تعیین می کنند در گردش باشد و چون مبتکر هستند، گاهی خود خواه می شوند. با این حال ''یک'' ها بشدت صادق و وفادارند و به خوبی مهارتهای سیاسی را یاد میگیرند . همیشه دوست دارند حرف اول را بزنند و غالبا رهبر و فرمانده هستند، چون عاشق این هستند که ''بهترین'' باشند . در استخدام خود بودن و برای خود کار کردن بزرگترین کمک به آنهاست ولی باید یاد بگیرند عقاید دیگران ممکن است بهتر باشد و باید با رویی باز آنها را نیز بشنوند.



2-
پیام آور صلح :

''دو'' ها سیاستمدار به دنیا می آیند ! از نیاز دیگران خبر دارند و غالبا پیش از دیگران به آنها فکر می کنند . اصلا تنهایی را دوست ندارند . دوستی و همراهی با دیگران برایشان بسیار مهم است و می تواند آنها را به موفقیت در زندگی رهنمون سازد. اما از طرف دیگر ، چنانچه در دوستی با کسی احساس ناراحتی کنند ترجیح می دهند تنها باشند.از آنجایی که ذاتا خجالتی هستند باید در تقویت اعتماد به نفس خود تلاش کنند و با استفاده از لحظه ها و فرصت ها آنها را از دست ندهند.



3-
قلب تپنده زندگی :

'' سه '' ها ایده آلیست هستند، بسیار فعال،اجتماعی،جذاب،رمانتیک وبسیار بردبار و پر تحمل .خیلی کارها را با هم شروع می کنند اما همه آنها را پیگیری نمی کنند. دوست دارند که دیگران شاد باشند و برای این کار تمام تلاش خود رابه کار می گیرند. بسیار محبوب اجتماعی و ایده آلیست هستند اما باید یاد بگیرند که دنیا را از دید واقعگرایایه تری هم ببینند.



4-
محافظه کار :

''چهار'' ها بسیار حساس و سنتی هستند. آنها عاشق کارهای روزمره، روتین و پیرو نظم و انضباط هستند و تنها زمانی وارد عمل می شوند که دقیقا بدانند چه کاری باید انجام دهند. به سختی کار و تلاش می کنند. عاشق طبیعت و محیط خارج از خانه هستند. بسیار مقاوم و با پشتکار هستند. اما باید یاد بگیرند که انعطاف پذیری بیشتری داشته و با خود مهربانتر باشند.



5-
ناهماهنگ با جماعت :

''پنج'' ها جهانگرد هستند و کنجکاوی ذاتی، خطر پذیری و اشتیاق سیری ناپذیر آنها به جهان هستی و دیدن محیط اطراف خود،غالبا برایشان درد سر ساز می شود. آنها عاشق تنوع هستند ودوست ندارند مانند درخت در یک جا ثابت بمانند. تمام دنیا مدرسه آنهاست و در هر موقعیتی به دنبال یادگیری هستند. سوالات آنها هرگز تمام نمی شود. آنها به خوبی یاد گرفته اند که قبل از اقدام به عمل، تمامی جوانب کار را سنجیده و مطمئن شوند که پیش از نتیجه گیری ،تمامی حقایق را مد نظر قرار داده اند.



6-
رمانتیک و احساساتی :

'' شش'' ها ایده آلیست هستند و زمانی خوشحال می شوند که احساس مفید بودن کنند. یک رابطه خانوادگی بسیار محکم برای آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اعمالشان بر تصمیم گیری هایشان موثر است و آنها حس غریب برای مراقبت از دیگران و کمک به آنها دارند. بسیار وفادار و صادق بوده و معلمان بزرگی می شوند. عاشق هنرو موسیقی هستند. دوستانی صادق و در دوستی ثابت قدم هستند.''شش'' ها باید بین چیزهایی که می توانند آنها را تغییر دهند و چیزهایی که نمی توانند، تفاوت قائل شوند.



7-
عاقل و خردمند :

''هفت'' ها جستجو گر هستند. آنها همیشه به دنبال اطلاعات پنهان و مخفی بوده و به سختی اطلاعات به دست آمده را با ارزش حقیقی آن می پذیرند.احساسات هیچ ارتباطی با تصمیم گیری های آنها ندارد. با اینکه در مورد همه چیز در زندگی سوال می کنند اما دوست ندارند مورد پرسش واقع شوند و هیچگاه کاری را ابتدا به ساکن با سرعت شروع نمی کنند و شعارآنها این است که به آرامی می توان مسابقه را برد. آنها فیلسوفهای آینده هستند؛ طالبان علم که به هر چه می خواهند می رسند و سوال بی جوابی ندارند . مرموز هستند و در دنیای خودشان زندگی می کنند و باید یاد بگیرند در این دنیا چه چیزی قابل قبول است و چه چیزی نه!



8-
آدم کله گنده :

''هشت '' ها حلال مشکلات هستند. اساسی و حرفه ای سراغ مشکل رفته و آن را حل می کنند. قضاوتی درست دارند و بسیار مصمم هستندو طرحهاو نقشه های بزرگی دارند و دوست دارند زندگی خوبی داشته باشند. مسوولیت افراد را بر عهده می گیرند و مردم را با هدف خاص خود می بینند. با شرایط ویژه ای این امکان رابه وجود می آورند که دیگران همیشه آنها را رئیس ببینند.



9-
اجرا کننده و بازیگر :

''نه '' ها ذاتا هنرمند هستند . بسیار دلسوز دیگران و بخشنده بوده و آخرین پول جیب خود را نیز برای کمک به دیگران خرج میکنند . با جذابیت ذاتی شان اصلا در دوست یابی مشکلی ندارند و هیچ كـس برای آنها فرد غریبه ای به حساب نمی آید.در حالات مختلف شخصیت های متفاوتی از خود بروز می دهند و برای افرادی که اطرافشان هستند شناخت این افراد کمی دشوار به نظر می رسد . آنها شبیه بازیگرانی هستند که در موقعیت های مختلف رفتارهای متفاوتی نشان می دهند. افرادی خوش شانس هستند اما خیلی وقتها از آینده خود بیمناک و نسبت به آن هراسان هستند. آنها برای موفقیت باید به یک دوستی و عشق دو جانبه که می تواند مکملشان در زندگی باشد دست یابند

 

رنگ چشم

معمولا انسان ها برای بدست آوردن شناخت بیشتر از دوستان و اطرافیان خود و یا شناخت سطحی از کسانی که برای اولین بار با آنها روبرو می شوند به گزینه های مختلفی پناه می برند که حدس زدن شخصیت طرف مقابل از روی لباس پوشیدن، امضا» و یا شیوه دست دادن او از جمله این امور است. شناخت شخصیت افراد از روی رنگ چشم، گزینه جدیدی است که در روابط انسانی بی تاثیر نبوده و چنانچه درست بکار رود مشکلات زیادی را حل خواهد کرد.
 
در «دنیای درون» امروز به بررسی انواع رنگ چشم و شخصیت دارندگان آن می پردازیم:

رنگ چشم سبز
رنگ چشم سبز، نشان دهنده آنست که صاحبان آن شخصیتی قوی و اراده ای بالا دارند.
 در تصمیم گیری ها، خیلی محکم عمل کرده و تا حدی خود رای و مغرور هستند. این افراد اعتماد به نفس بالایی دارند و در کمک به دیگران سعی می کنند تا آخرین توان خود را مصرف کنند.
 
 
رنگ چشم آبی
دارندگان چشم های آبی دارای نگاهی عمیق بوده و شخصیتی حساس و شفاف دارند.
این افراد به راحتی فکر و نظر خود را به دیگران تحمیل می کنند و به همین نسبت جرات و شجاعت ویژه ای هم به خرج می زنند. قابل توجه است که بیشتر چشم آبی ها طبیعت و احساساتی هنری و ملموس دارند.
 
 
رنگ چشم مشکی
صاحبان چشمان مشکی انسان هایی رویایی هستند که در فضای شاعرانه ای زندگی می کنند و همچنین بسیار دست و دل باز هستند. بسیار سعی می کنند با هرچه دارند به دیگران کمک کنند. این افراد همچنین دارای خلق و خوی اجتماعی و احساسات ظریف هستند.
 
 
رنگ چشم قهوه ای
چشم قهوه ای، سنبل مهربانی و محبت است و هرچه تیره تر باشد مهر و محبت صاحبش بیشتر است. چشم قهوه ای ها بسیار خون سردند و هرچه را که می خواهند به راحتی تصاحب می کنند. چنین به نظر می رسد که این افراد معنای عصبانیت را نمی شناسند و از آرامشی تمام نشدنی بهره مند هستند.

 
رنگ چشم خاکستری
صاحبان چشم های خاکستری دو دسته هستند، یا از شخصیتی آرام و با اعتماد به نفس برخوردارند و یا شخصیتی عصبی و انقلابی دارند و همیشه به دنبال آرامش می گردند ولی در مجموع انسان هایی سرسخت و سنگین دل هستند.
 
 
رنگ چشم عسلی
با وجود اینکه چشم عسلی ها انسان هایی خوش قلب هستند ولی با دیگران صریح نیستند. این افراد همیشه به دنبال دوست می گردند. چشم عسلی ها معمولا از کودکی روی پای خود بزرگ شده و دوست ندارند به دیگران تکیه کنند.

پائولو کوئیلو

صفات نيك يا عيوب !
 

 

انسان ها  به شیوه ی هندیان بر سطح زمین راه  می روند.
با یک سبد در جلو ویک سبد در پشت.
در سبد جلو ,صفات نیک خود را می  گذاریم .در سبد پشتی ,عیبهای خود را
نگه می داریم . به همین دلیل در طول روزهای زندگی خود ,چشمان خود را بر
صفات نیک خود می دوزیم وفشارها را درسینه مان  حبس می کنیم . در همین
زمان بیرحمانه , در پشت سر همسفرمان که پیش روی ما حرکت میکند,تمامی عیوب او را می بینیم .
بدین گونه است که در باره ی خود بهتر از او داوری می کنیم ,بی آنکه
بدانیم کسی که پشت سر ما راه می رود
به ما با همین شیوه می اندیشد.
پائولو کوئیلو

آیین همسرداری در احادیث اسلامی

یکی از موضوعات مهمی که هر مؤمنی خواهان فهم آن از کلام درربار معصومین علیهم السلام است، موضوع «آیین همسرداری » است . بدین منظور، بر آن شدیم تا به «آیین همسرداری در احادیث اسلامی » نظری بیفکنیم و «40 حدیث » در این زمینه را برگزینیم و با ترجمه هایی دقیق و روان همراه سازیم و با عنوان هایی زیبا و تفکر برانگیز زمینه تدبر فراهم کنیم و این نکته را نیز خاطرنشان کنیم که 20 حدیث آغازین آن ها مربوط به «اخلاق شوهر نسبت به همسر» و 20 حدیث پسین آن ها مربوط به «اخلاق زن نسبت به همسر» است .

چشمان امید ما می گوید که این «حدیث گزینی » مطبوعتان می آید و مقبولتان می افتد; اما «خواجه شیراز» نیز چه در سفته است که گفته است:

صالح و طالح متاع خویش نمودند

تا که قبول افتد که در نظر آید

یادآوری می شود که مبلغان محترم می توانند در ماه مبارک رمضان این موضوع را در قالب سخنرانی کوتاه (10 دقیقه ای) بین دو نماز یا بعد از نماز صبح مطرح کرده و هر روز یک یا دو مورد از وظایف زن یا مرد را بیان کنند . البته مبلغان هنرمند با طرح مقدمه و ارائه توضیح و سپس نتیجه گیری مطلوب از این احادیث، جلسات با برکت و پرفیضی خواهند داشت .

ادامه نوشته

پیش بینی آینده صورت شما

 

سایت زیر آینده چهره شما را پیش بینی میکند

http://www.in20years.com/

خیلی جالبه...

تولد تا مرگ

از تولد تا مرگ یک دختر(خیلی جالبه).gif

زندگی


 

 

در جاده زندگی مشترك، هر یک از تابلوهای زیر به چه مفهومی اشاره دارند؟


چشم نواز
الف. فرمان زندگی را از همان اول، خودت به دست بگیر
ب. اگر پرسپولیسی هستی آن گاه همسرت نباید استقلالی باشد


چشم نواز


الف. انتخاب همسر از بین آدمهای برجسته
ب. شکم برجسته ممنوع!



چشم نواز

الف. همیشه راه راست را برو
ب. به طرف منزل مادرزن



چشم نواز
ازدواج:
الف. آغاز آزاد روابط
ب. ‌پایان روابط آزاد



چشم نواز

الف. لطفا موالیدتان را كنترل كنید!
ب. یکی کمه، دو تا غمه، سه تا که شد خاطرجَمعه!



چشم نواز
الف. به سراغ شوهر که می روی تازیانه را فراموش نکن!
ب. کتک زدن ممنوع



چشم نواز
الف. همسرت را نپیچان
ب. دم درآوردن ممنوع!



چشم نواز

الف. ماه عسل به دریا نروید، غرق می شوید، حسرت به دل می مانید!
ب. زیرآبی رفتن ممنوع 



چشم نواز
الف. وفاداری در حد سگ
ب. اخلاق سگی ممنوع



چشم نواز
الف. به پای هم پیر شوید
ب. پیرتان در می آید!


چشم نواز
الف.  ladies next
ب.  محل وقوع عشق های خیابانی



چشم نواز

الف. بعد دوسال راه میندازیم یه مخزن گنده جوجه کشی!
ب. دو فرزند کافی است!


چشم نواز

الف. همدیگر را دور نزنید!
ب. دور همدیگر بگردید!



چشم نواز

الف. هنگام دعوا از چکش استفاده نکنید
ب. زندگی شما به بن بست رسیده است

 

10 هزار تومانی

اسكناس‌ يكصد هزار ريالي ( 10 هزار تومانی) با حضور مقامات و مسئولين بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران امروز (یکم تیرماه) رونمايي ‌شد.

اين اسكناس در ابعاد 166 ميلي‌متر در 79 ميلي‌متر دقيقاً مشابه اسكناس 5 هزار توماني چاپ شده است.

چاپ اسکناس صد هزار ریالی

blqowkaxczk94m9r7sy.jpg

در نیست
راه نیست
شب نیست
ماه نیست

نه روز و
نه آفتاب،
ما
بیرونِ زمان
ایستاده‌ایم
با دشنه‌ی تلخی
در گُرده‌هایِمان.

هیچ‌کس
با هیچ‌کس
سخن نمی‌گوید
که خاموشی
به هزار زبان
در سخن است.

در مردگانِ خویش
نظر می‌بندیم
با طرحِ خنده‌یی،
و نوبتِ خود را انتظار می‌کشیم
بی‌هیچ
خنده‌یی!

لبخند‌

لبخند‌های بسیاری هست
من اما به دشوارترينشان فکر می‌کنم
آسان‌ترين لبخند
نشسته در اعماق،
بريده از هر سو،
با تيغه‌ی زمان.

لبخندی که فقط چند چین کم دارد
تا همه‌چيز را از هم بگشاید و برای اسم اعظم خدا مهیا باشد
لبخندی که بر چهره می‌ماند
اندکی بيش‌تر از شادی که بدان آمده
يا همان لبخند که پيش از شادی می‌رود
و ناپديد می‌شود
و همه‌ی چهره را برای شادی تنها رها می‌کند.

دكتر علي شريعتي

سه نكته از دكتر علي شريعتي

  (1)

اينجا آسمان ابريست، آنجا را نميدانم...

اينجا شده پائيز، آنجا را نميدانم...

اينجا فقط رنگ است ، آنجا را نميدانم...

اينجا دلي تنگ است ، آنجا را نميدانم.

  دکتر شريعتي

(2)

وقتي كه بچه بودم هر شب دعا ميكردم كه خدا يك دوچرخه به من بدهد. بعد
فهميدم كه اينطوري فايده ندارد. پس يك دوچرخه دزديدم و دعا كردم كه

خدا مرا ببخشد.

دکتر شريعتي

(3)
هي با خود فکر مي کنم ، چگونه است که ما ،

در اين سر دنيا ، عرق مي ريزيم و وضع مان اين است.

و آنها ، در آن سر دنيا ، عرق مي خورند و وضع شان آن است!

... نمي دانم، مشکل در نوع عرق است،

يا در نوع ريختن و خوردن.

دکتر شريعتي

نه

نه سلامم نه علیکم
نه سپیدم نه سیاهم
نه چنانم که تو گویی
نه چنینم که تو خوانی
و نه آنگونه که گفتند و شنیدی
نه سمائم نه زمینم
نه به زنجیر کسی بسته‌ام و بردۀ دینم
نه سرابم
نه برای دل تنهایی تو جام شرابم
نه گرفتار و اسیرم
نه حقیرم
نه فرستادۀ پیرم
نه به هر خانقه و مسجد و میخانه فقیرم
نه جهنم نه بهشتم
چُنین است سرشتم
این سخن را من از امروز نه گفتم، نه نوشتم
بلکه از صبح ازل با قلم نور نوشتم ...
گر به این نقطه رسیدی
به تو سر بسته و در پرده بگویــم
تا کســی نشنـود این راز گهــربـار جـهان را
آنچـه گفتند و سُرودنـد تو آنـی
خودِ تو جان جهانی
گر نهانـی و عیانـی
تـو همانی که همه عمر بدنبال خودت نعره زنانی
تو ندانی که خود آن نقطۀ عشقی
تو خود اسرار نهانی
تو خود باغ بهشتی
تو بخود آمده از فلسفۀ چون و چرایی
به تو سوگند
که این راز شنیدی و نترسیدی و بیدار شدی در همه افلاک بزرگی
نه که جُزئی
نه که چون آب در اندام سَبوئی
تو خود اویی بخود آی
تا در خانه متروکۀ هرکس ننشـــینی و
بجز روشنــی شعشـعۀ پرتـو خود هیچ نبـینـی
و گلِ وصل بـچیـنی

تازه ترین حرفهای محمد اصفهانی پس از ماهها سکوت

تازه ترین حرفهای محمد اصفهانی پس از ماهها سکوت

 

 دچار افسردگی شدم و حال و روز خوبی نداشتم / آلبوم جدیدم با حضور نوازندگان مطرح ترکیه در مرحله میکس است / قطعه( محمد ) سامی یوسف را می خوانم

 

محمد اصفهانی خواننده و میثم مروستی سولیست و سرپرست ارکستر ، عصر دوشنبه 12 مرداد در یک نشست مطبوعاتی به تشریح جزئیات برگزاری کنسرت مشترک خود و آلبومی که قرار است در آینده‌ای نزدیک منتشر شود، پرداختند.

 

محمد اصفهانی در نشست خبری این کنسرت که عصر روز گذشته برگزار شد، اظهار کرد: دلایل متعددی وجود داشت که من چند سالی کنسرت برگزار نمی‌کردم. دلیل عمده‌ آن این بود که مدت‌ها من آلبوم جدیدی به بازار ارائه نکرده بودم بنابراین برای گریز از اجرای تکراری قطعات گذشته، چند سالی را در تهران کنسرت برگزار نمی‌کردم.

 

 اصفهانی با بیان اینکه 14 قطعه که برای ارکستر بزرگ تنظیم شده است را اجرا خواهیم کرد، بیان داشت: در این برنامه قطعات آلبوم‌های گذشته به‌خصوص آلبوم «تنها ماندم» که در قالب و فرمی جدید تنظیم شده است را اجرا خواهم کرد . تنها قطعه جدید در کنسرت 14 و 15 مرداد ماه، قطعه «محمد» اثر سامی یوسف است که برای اولین بار به زبان انگلیسی و عربی اجرا می‌شود. وی در خصوص چرایی اجرای این قطعه اظهار داشت: به خاطر ارتباط حسی با این ترانه، این قطعه را اجرا خواهم کرد؛ همان طور که زمانی پیش می‌آید که با ترانه‌ای از خوانندگان داخلی هم، همین ارتباط حسی ایجاد می‌شود.

 

اصفهانی ادامه داد: یک نویسنده همواره با کتاب خود در جامعه حضور دارد، هنرمند موسیقی نیز با آثارش اعلام حضور می‌کند. بنابراین تازمانی که آثارش شنیده می‌شوند او از لحاظ روحی تغذیه می‌شود. اتفاقات زیادی دست به دست هم داد تا من دچار یک افسردگی شوم و حال و روز مناسبی نداشتم که آلبوم و کنسرت بدهم. پیش از انتخابات سال گذشته، حال خوبی برای کار کردن به دست آوردم اما پس از آن اتفاقات باز هم دچار افسردگی شدم. این‌ها مسائلی بود که باعث شد من طی چند سال گذشته نتوانم به صورت فعال در جامعه حضور داشته باشم.

 

این خواننده موسیقی پاپ از آماده شدن آلبوم جدید خود خبر داد و درباره آن توضیح داد: در این آلبوم من باز هم در سن چهل و شش سالگی دست به تجربه تازه‌ای زده‌ام که البته اکنون در مرحله مبهم میکس آن قرار داریم و نمی‌دانم چه زمانی این کار به پایان برسد.. وی ادامه داد: در این آلبوم 15 نفر از نوازنده‌های معروف ترکیه مانند حسنی شولگین‌رف، اندیوف، گروه بندن حضور دارند که یک تجربه جدید در حوزه موسیقی به شمار می‌رود.

 

وی درباره برگزاری کنسرت در تهران اظهار کرد: کنسرت گذاشتن در تهران نسبت به شهرستان بسیار دشوار است. هر چند در شهرستان‌ها امکانات نسبت به تهران بسیار کم‌تر است اما در آنجا بسیار راحت‌تر ما روی صحنه می‌رویم اما در تهران به واسطه مخاطبان، باید انرژی بیشتری روی صحنه بگذاریم. البته امکانات کنسرت در تهران نسبت به امکانات روز دنیا قابل مقایسه نیست.

 

 

اصفهانی درباره لغو شدن کنسرت یکی از هنرمندان به واسطه دخالت برخی گروه‌ها توضیح داد که تا به حال برای برگزاری کنسرت‌هایش در شهرستان‌ها با مشکلی مواجه نشده است. به گفته اصفهانی در کنسرت او در رشت 12000 نفر، در اهواز 9000نفر و در اصفهان 3000نفر حضور یافته‌اند و خوشبختانه هیچ مشکلی برای آن پیش نیامده است. اما لغو هر برنامه‌ای که از مراجع قانونی دارای مجوز هستند، تحت هر عنوانی را قبول ندارم.

 

خواننده تیتراژ سریال امام رضا(ع) درباره حضور موسیقی زیرزمینی در جامعه گفت: هرکس که هنر و توانایی انتشار آن را دارد، محق است که این کار را انجام دهد. اگر تشکیلات منسجمی وجود داشته باشد که این استعدادها را شناسایی و هدایت کند ما دیگر چیزی به نام موسیقی زیرزمینی نخواهیم داشت. خوانندگانی هستند که در گذشته دو سه آلبوم به صورت زیرزمینی منتشر کرده‌اند که معتقد آلبوم‌های آنان لو رفته است یا ممکن است که مجبور شده‌اند آلبوم خود را بدون مجوز منتشر کنند. اگر این اتفاق واقعا افتاده باشد به نظر مقصر اصلی سیستم فرهنگی کشور بوده است.

وی افزود: متولیان فرهنگی می‌گویند که سعی در ترویج هنر خوب و متعالی دارند. همه ما درباره این کلیت اشتراک نظر داریم اما به جزئیات که می‌رسیم مشکلات و اختلافات زیادی پیش می‌آید. به عقیده دولت باید این استعدادها را جذب کند، آنها را راهنمایی و حس‌شان را به سمت آثار خوب هدایت کند. در نتیجه می‌توان گفت اگر دید برخی از جوانان در موسیقی غلط شکل گرفته است، به خاطر کم‌کاری متولیان فرهنگی است. اگر یک پدر با فرزند خود نتواند ارتباط خوبی برقرار کند، او از خانه بیرون می‌رود و با آدم‌های بی‌سر و پا هم‌صحبت می‌شود. اگر این اتفاق افتاد، ما نباید او را به خاطر اینکه با بی‌سر و پاها ارتباط برقرار کرده، طرد کنیم. سیستم جذب و دفع اگر به درستی صورت می‌گرفت، امروز شاهد چنین فضایی در موسیقی نبودیم.

 

 

اصفهانی درباره وضعیت موسیقی در صدا و سیما بیان کرد: من روال کنونی صدا و سیما را درباره موسیقی نمی‌پسندم. البته مدیران آنها دلایل و محدودیت‌های خود را دارند اما باید توجه کرد که ما باید براساس مقتضیات زمان‌مان پیش برویم. باید ببینیم موسیقی دنیا در چه وضعی است و موسیقی ما در چه وضعی. من با مدیران صدا و سیما در این باره بسیار صحبت کردم اما متاسفانه جواب روشنی از آنان نشنیدم. این موضوع جای سوال دارد که چیزی که حلال است چطور شکل آن می‌تواند ممنوع باشد؟ من هنوز برای این سوال جوابی نشنیده‌ام.

 

محمد اصفهانی در پاسخ به این پرسش که با اوضاع روحی نامساعد و انتقادهایش به صدا و سیما چطور همچنان با این سازمان همکاری دارد و ترانه تیتراژ سریال «زیر هشت» را خوانده است، گفت: «کارهای پروژه‌ای با آلبوم متفاوت است. این کارها به شما پیشنهاد می‌شود و اگر شما قبول نکنید، فرد دیگری آن را اجرا خواهد کرد. اما در مورد آلبوم و کنسرت، من خودم دنبال کار می‌روم و ترانه، آهنگ و تنظیم آن را انتخاب می‌کنم و یک پروژه‌ بزرگ است.

 

میثم مروستی، سرپرست ارکستر و نوازنده در ادامه گفت: از حدود 2 سال پیش، برنامه‌ریزی اجرای برخی قطعات اقای اصفهانی را در نظر داشتیم که به تعویق افتاد و تغییراتی را نیز شامل شد.

 

وی با بیان اینکه اعضای ارکستر این کنسرت، 40 نفر هستند، در مورد عنوان رهبری ارکستر اظهار داشت: عنوان رهبری بیشتر مربوط به ارکسترهای فیلارمونیک و سمفونیک می‌شود ولی به هر حال رهبر گروه پاپ، کسی است که با گروه تمرین می‌کند و بیشتر به سرپرست ارکستر مصطلح است.

کنسرت محمد اصفهانی با سرپرستی و سولیستی میثم مروستی به همراه یک گروه نوازنده 40 نوازنده، 13 و 14 مردادماه سال جاری ساعت 30/21 در تالار بزرگ کشور برگزار خواهد شد.

 

من ، تو ، او

من ، تو ، او



من به مدرسه میرفتم تا درس بخوانم
تو به مدرسه میرفتی به تو گفته بودند باید دکتر شوی
او هم به مدرسه میرفت اما نمی دانست چرا

من پول تو جیبی ام را هفتگی از پدرم میگرفتم
تو پول تو جیبی نمی گرفتی همیشه پول در خانه ی شما دم دست بود
او هر روز بعد از مدزسه کنار خیابان آدامس میفروخت

معلم گفته بود انشا بنویسید
موضوع این بود علم بهتر است یا ثروت

من نوشته بودم علم بهتر است
مادرم می گفت با علم می توان به ثروت رسید
تو نوشته بودی علم بهتر است
شاید پدرت گفته بود تو از ثروت بی نیازی
او اما انشا ننوشته بود برگه ی او سفید بود
خودکارش روز قبل تمام شده بود

معلم آن روز او را تنبیه کرد
بقیه بچه ها به او خندیدند
آن روز او برای تمام نداشته هایش گریه کرد
هیچ کس نفهمید که او چقدر احساس حقارت کرد
خوب معلم نمی دانست او پول خرید یک خودکار را نداشته
شاید معلم هم نمی دانست ثروت و علم
گاهی به هم گره می خورند
گاهی نمی شود بی ثروت از علم چیزی نوشت

من در خانه ای بزرگ می شدم که بهار
توی حیاطش بوی پیچ امین الدوله می آمد
تو در خانه ای بزرگ می شدی که شب ها در آن
بوی دسته گل هایی می پیچید که پدرت برای مادرت می خرید
او اما در خانه ای بزرگ می شد که در و دیوارش
بوی سیگار و تریاکی را می داد که پدرش می کشید

سال های آخر دبیرستان بود
باید آماده می شدیم برای ساختن آینده

من باید بیشتر درس می خواندم دنبال کلاس های تقویتی بودم
تو تحصیل در دانشگاه های خارج از کشور برایت آینده ی بهتری را رقم می زد
او اما نه انگیزه داشت نه پول، درس را رها کرد و دنبال کار می گشت

روزنامه چاپ شده بود
هر کس دنبال چیزی در روزنامه می گشت

من رفتم روزنامه بخرم که اسمم را در صفحه ی قبولی های کنکور جستجو کنم
تو رفتی روزنامه بخری تا دنبال آگهی اعزام دانشجو به خارج از کشور بگردی
او اما نامش در روزنامه بود روز قبل در یک نزاع خیابانی کسی را کشته بود

من آن روز خوشحال تر از آن بودم
که بخواهم به این فکر کنم که کسی کسی را کشته است
تو آن روز هم مثل همیشه بعد از دیدن عکس های روزنامه
آن را به به کناری انداختی
او اما آنجا بود در بین صفحات روزنامه
برای اولین بار بود در زندگی اش
که این همه به او توجه شده بود !!!

چند سال گذشت
وقت گرفتن نتایج بود

من منتظر گرفتن مدارک دانشگاهی ام بودم
تو می خواستی با مدرک پزشکی ات برگردی، همان آرزوی دیرینه ی پدرت
او اما هر روز منتظر شنیدن صدور حکم اعدامش بود

وقت قضاوت بود
جامعه ی ما همیشه قضاوت می کند

من خوشحال بودم که که مرا تحسین می کنند
تو به خود می بالیدی که جامعه ات به تو افتخار می کند
او شرمسار بود که سرزنش و نفرینش می کنند

زندگی ادامه دارد ...
هیچ وقت پایان نمی گیرد ...

من موفقم من میگویم نتیجه ی تلاش خودم است!!!
تو خیلی موفقی تو میگویی نتیجه ی پشت کار خودت است!!!
او اما زیر مشتی خاک است مردم گفتند مقصر خودش است !!!

من ، تو ، او
هیچگاه در کنار هم نبودیم
هیچگاه یکدیگر را نشناختیم

اما من و تو اگر به جای او بودیم
آخر داستان چگونه بود ؟؟؟!!!


قورباغه

داستان قورباغه ها
frogs
قورباغه ها

Once upon a time there was a bunch of tiny frogs..... Who arranged a running competition
روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که با
هم مسابقه ی دو بدند .

The goal was to reach the top of a very high tower.
هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود .

A big crowd had gathered around the tower to see the race and cheer on the contestants. ...
جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند ...

The race began ....
و مسابقه شروع شد ....

Honestly,no one in crowd really believed that the tiny frogs would reach the top of the tower .
راستش, کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این کوچیکی بتوانند به نوک برج برسند ..

You heard statements such as:
شما می تونستید جمله هایی مثل اینها را بشنوید :

'Oh, WAY too difficult !!'
' اوه,عجب کار مشکلی !!'

'They will NEVER make it to the top .'
'اونها هیچ وقت به نوک برج نمی رسند
.'
or :
یا :
'Not a chance that they will succeed.. The tower is too high!'
'هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست.برج خیلی بلند ه !'

The tiny frogs began collapsing. One by one ....
قورباغه های کوچیک یکی یکی شروع به افتادن کردند ...

Except for those, who in a fresh tempo, were climbing higher and higher ....
بجز بعضی که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر می رفتند ...

The crowd continued to yell, 'It is too difficult!!! No one will make it!'
جمعیت هنوز ادامه می داد,'خیلی مشکله!!!هیچ کس موفق نمی شه !'

More tiny frogs got tired and gave up ....
و تعداد بیشتری از قورباغه ها خسته می شدند و از ادامه دادن منصرف
...
But ONE continued higher and higher and higher ....
ولی فقط یکی به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر ....

This one wouldn't give up !
این یکی نمی خواست منصرف بشه !

At the end everyone else had given up climbing the
tower. Except for the one tiny frog who, after a big effort, was the only one who reached the top !
بالاخره بقیه ازادامه ی بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه
کوچولو که بعد از تلاش زیاد تنها کسی بود که به نوک رسید !

THEN all of the other tiny frogs naturally wanted to
know how this one frog managed to do it ?
بقیه ی قورباغه ها مشتاقانه می خواستند بدانند او چگونه این کا ر رو
انجام داده؟


A contestant asked the tiny frog how he had found the strength to succeed and reach the goal ?
اونا ازش پرسیدند که چطور قدرت رسیدن به نوک برج و موفق شدن رو پیدا کرده؟

It turned out ....
و مشخص شد که ...

That the winner was DEAF !!!!
برنده ی مسابقه کر بوده !!!

The wisdom of this story is:
Never listen to other people's tendencies to be negative or pessimistic. ... because they take your
most wonderful dreams and wishes away from you -- the ones you have in
your heart!

Always think of the power words have .
Because everything you hear and read will affect your actions!
نتیجه ی اخلا قی این داستان اینه که :
هیچ وقت به جملات منفی و مأیوس کننده ی دیگران گوش ندید... چون
اونا زیبا ترین رویا ها و آرزوهای شما رو ازتون می گیرند--چیز هایی که از ته دلتون آرزوشون رو دارید !
همیشه به
قدرت کلمات فکر کنید .
چون هر چیزی که می خونید یا می شنوید روی اعمال شما تأثیر میگذاره
Therefore:
پس :

ALWAYS be....
همیشه ....

POSITIVE!
مثبت فکر کنید !

And above all :
و بالاتر از اون

Be DEAF when people tell YOU that you cannot fulfill your dreams!
کر بشید هر وقت کسی خواست به شما بگه که به آرزوهاتون نخواهید
رسید !

Always think:
و هیشه باور داشته باشید :
God and I can do this !
من همراه خدای خودم همه کار می تونم بکنم

.
این متن رو به 5 كسي كه براتون اهمیت دارند بفرستید ...
 

Give them some motivation !! !
به اون ها کمی امید بدید !!

Most people walk in and out of your life......but FRIENDS Leave footprints in your heart
آدم های زیادی به زندگی شما وارد و از اون خارج میشن... ولی
دوستانتون جا پا هایی روی قلبتون جا خواهند گذاشت

سی ثانیه پای صحبت آقای برایان دایسو

سی ثانیه پای صحبت آقای برایان دایسون

مدیراجرائی اسبق در شرکت کوکاکولا


هیچوقت از ریسک کردن نهراسیم چرا که به ما این فرصت  را خواهد داد تا شجاعت را یاد بگیریم.


 

فرض کنید  زندگی همچون یک بازی است .

قاعده این بازی چنین است که بایستی پنج توپ را در آن واحد در هوا نگهدارید و مانع افتادنشان بر زمین شوید
جنس یکی از آن توپها از لاستیک بوده و باقی آنها  شیشه ای هستند

 . پر واضح است که در صورت افتادن توپ پلاستیکی بر روی زمین ، دوباره نوسان کرده و بالا خواهد آمد ،

 اما آن چهار توپ دیگر به محض برخورد ، کاملا شکسته و خرد میشوند.

 او در ادامه میگوید :

 "  آن چهار توپ شیشه ای عبارتند از خانواده ، سلامتی ، دوستان و روح  خودتان

 و توپ لاستیکی همان کارتان است

پرسیدم.... ،

 

 

پرسیدم.... ،

چطور ، بهتر زندگی کنم ؟

 با کمی مکث جواب داد :

گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر ،

با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ،

و بدون ترس برای آینده آماده شو .

ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .

شک هایت را باور نکن ،

وهیچگاه به باورهایت شک نکن .

زندگی شگفت انگیز است ، در صورتیکه بدانی چطور زندگی کنی .

پرسیدم ،

آخر .... ،

و او بدون اینکه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد :

مهم این نیست که قشنگ باشی ... ،

قشنگ این است که مهم باشی ! حتی برای یک نفر .

کوچک باش و عاشق ... که عشق ، خود میداند آئین بزرگ کردنت را ..

بگذارعشق خاصیت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسی .

موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن ..

داشتم به سخنانش فکر میکردم که نفسی تازه کرد وادامه داد ... 

وعده لباس گرم

وعده لباس گرم

پادشاهی در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد. هنگام بازگشت سرباز پیری را دید که با لباسی اندک در سرما نگهبانی می داد.

از او پرسید : آیا سردت نیست؟

نگهبان پیر گفت : چرا ای پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم.

پادشاه گفت : من الان داخل قصر می روم و می گویم یکی از لباس های گرم مرا را برایت بیاورند.

نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد. اما پادشاه به محض ورود به داخل قصر وعده اش را فراموش کرد.

صبح روز بعد جسد سرمازده پیرمرد را در حوالی قصر پیدا کردند، در حالی که در کنارش با خطی ناخوانا نوشته بود :

ای پادشاه من هر شب با همین لباس کم سرما را تحمل می کنم اما وعده لباس گرم تو مرا از پای درآورد

چرا موفق نیستم؟

چرا موفق نیستم؟

 

 

 
 
هشدار: اگر می‌خواهید زندگی موفقی داشته باشید، هیچ‌وقت خودتان را درگیر 7 عادت آدم‌های ناموفق نکنید. کدام 7 عادت؟! با صفحه «موفقیت» این هفته، همراه شوید....
 
 
 

عادت اول: آنها منفی فکر می‌کنند، منفی حرف می‌زنند و منفی عمل می‌کنند!


آنها در هر شرایطی فقط مشکلات را می‌بینند. همیشه شکایت می‌کنند که آفتاب خیلی داغ است، باران گل‌های باغچه‌شان را خراب کرده، باد موهای‌شان را به هم ریخته و ... خلاصه، فکر می‌کنند همه عالم برخلاف میل آنهاست. همیشه مشکل را می‌بینند و هیچ‌وقت راه‌حل را نمی‌بینند. یک ضربه کوچک مشکلات را آن‌چنان بزرگ می‌کنند که تبدیل به یک تراژدی اساسی می‌شود. آنها شکست را عاقبت هر کاری می‌دانند؛ همچون یک بلای آسمانی که یک دفعه نازل می‌شود. هیچ‌وقت به جلو حرکت نمی‌کنند و در زندگی‌شان تغییر زیادی نمی‌دهند، چرا که همیشه می‌ترسند حاشیه امنیت و راحتی خودشان را از دست بدهند.
 

 
 
عادت دوم: آنها قبل از اینکه فکر کنند، عمل می‌کنند!


آنها براساس تصمیم‌های غریزی، آنی و تکانه‌ای عمل می‌کنند! مثلا اگر چیزی را ببینند که خوش‌شان بیاید و چشم‌شان را در نگاه اول بگیرد بدون لحظه‌ای درنگ آن را می‌خرند. حتی خیلی چیزهای به درد نخور و بی‌ربط با زندگی‌شان. بعد یک چیز بهتر را می‌بینند و شروع می‌کنند به ناله و نفرین و چانه زدن برای دست آوردن آن. اگر به دست‌اش بیاورند زود از یادش می‌برند و اگر به دست‌اش نیاورند زمان زیادی را صرف غم و اندوه ناشی از آن می‌‌کنند. اکثر وقت‌ها درباره‌ آینده فکر نمی‌کنند و با این حال فکر می‌‌کنند فردا موقعیت بهتری از امروز خواهند داشت. درباره نتایجی که به دست خواهد آمد، نظری ندارند. عمدتا از زندگی زناشویی‌شان لذت نمی‌برند. گاهی دست به اعمال خلاف – چه تخم‌مر‌غ‌دزدی و چه شترمرغ دزدی- می‌زنند و جالب اینکه همه این کارها را در تصورات‌شان، مطلوب می‌بینند.
 

 

عادت سوم:خیلی بیشتر از آنکه گوش بدهند، حرف می‌زنند!


انگار می‌خواهند یک «شومن» باشند و خودشان را مدام توی بحث‌هایی درباره قهرمانان زندگی‌شان و گروه‌ها و دسته‌هایی که دوست دارند، می‌اندازند و در این راه از دروغ گفتن هم ابایی ندارند اما اکثر مواقع حرف‌هایی که می‌زنند با توجه و استقبال دیگران روبه‌رو نمی‌شود. وقتی کسی به آنها نصیحتی می‌کند، گوش‌های‌شان را می‌بندند و چیزی نمی‌شنوند، چرا که آن‌قدر مغرورند که نمی‌خواهند اشتباه‌شان را قبول کنند. در تصور خودشان، خیلی هم با فهم و کمالات هستند. آنها توصیه‌های دیگران را رد می‌کنند چون احساس می‌کنند اگر به حرف دیگران گوش بدهند، رتبه و منزلت‌شان پایین می‌آید.
 

 
 
عادت چهارم: آنها راحت تسلیم می‌شوند


آدم‌های موفق از ناموفق‌ها و شکست‌خورده‌ها به عنوان پله‌هایی برای بالا رفتن استفاده می‌کنند. اما جواب اینکه چگونه این افراد را شناسایی می‌کنند و پل موفقیت‌شان را از ناکامی آنها می‌سازند این است که ناموفق‌ها اکثرا در کاری که انجام می‌دهند یا صلاحیت ندارند یا استعداد و چه نشانه‌ای واضح‌تر از نشان آدمی که چیزی در آستین برای رد کردن ندارد؟!
 
آدم‌های ناموفق در شروع هر کاری سعی و تلاش نشان می‌دهند اما چیزی نمی‌گذرد که همه شور و شوق‌شان را از دست می‌‌دهند. مخصوصا وقتی با اشتباهی از خودشان روبه‌رو می‌شوند. به محض این اتفاق، کارشان را ترک می‌کنند و دنبال کار دیگری می‌گردند. البته اتفاقی نمی‌افتد؛ چون باز همان داستان و همان نتیجه تکرار می‌شود. آدم‌های ناموفق پافشاری خاصی در دنبال کردن رویاها و کارهایی که دوست دارند انجام بدهند، ندارند.
 

 
 
عادت پنجم: آنها حسودند و سعی می‌کنند دیگران را پایین‌تر از خودشان نگه دارند


آنها حسودند! خودشان را در موفقیت‌های دیگران سهیم می‌بینند و دیگران را سهیم در شکست‌های‌شان و به جای اینکه کار و تلاش‌شان را بیشتر کنند شروع می‌کنند به شایعه‌سازی و زیر‌آب‌زنی دیگران و با این کار سعی می‌کنند دیگران را از معرکه به در کنند و جای آنها را بگیرند. هر چند گاهی آنها در این کار موفق به نظر می‌رسند اما چیزی که کاملا واضح است ناموفق بودن آنها است و احساس غرور کاذب‌شان! آنها حتی اگر در زمینه‌ای خوب باشند و صاحب استعداد و توانایی، به شما هیچ کمکی نمی‌کنند.
 

 
 
عادت ششم: آنها وقت‌شان را زیاد هدر می‌دهند


آنها نمی‌دانند فردا چه کاری باید انجام بدهند و گاهی فقط می‌خورند و مهمانی می‌روند و می‌گردند و تلویزیون نگاه می‌کنند و از آن بدتر، خیلی از آنها هیچ کاری نمی‌کنند و هیچ فکری هم برای آینده در سرشان ندارند. این شاید برای مدت‌زمان کوتاهی آزاردهنده نباشد و حتی یکی از روش‌های آرامش‌بخش (ریلکسیشن) به حساب بیاید اما اگر می‌خواهیم موفق باشیم، باید زمان‌مان را مدیریت کنیم و به نحو مطلوبی بین کار و سرگرمی‌های خودمان تعادل ایجاد کنیم.
 

 
 
عادت هفتم: آنها راحت‌ترین و بی‌دردسرترین راه را انتخاب می‌کنند


اگر دو راه برای انتخاب کردن وجود داشته باشد، آدم‌های ناموفق راهی را انتخاب می‌کنند که راحت‌تر است؛ حتی اگر این راه منفعت کمتری داشته باشد. آنها نمی‌خواهند به هیچ عنوان به خودشان کمی زحمت بدهند؛ در حالی که یک زندگی خوب می‌خواهند. نکته‌ای که این آدم‌ها نمی‌دانند این است که هر کسی آن دِرَوَد عاقبت کار که کِشت! و هیچ چیزی بدون تلاش به دست نمی‌آید (البته در 99 درصد موارد) و اگر همین آدم‌ها کمی، فقط کمی، برای خودشان و در راه خودشان فداکاری کنند زندگی‌شان خیلی‌بهتر می‌شود. در مقابل، زندگی خوب آدم‌های موفق بنا می‌شود بر استمرار و خطا! آنها ثابت‌قدم هستند و در راه رسیدن به هدف‌های‌شان تسلیم نمی‌شوند. آنها خطا می‌کنند اما آنها را تکرار نمی‌کنند و از میان خطاهای‌شان، نکته‌های مثبت را بیرون می‌آورند

هنر نمایی با مداد

هنر نمایی با مداد

گالری هنر





первым делом он конечно же сделал алфавит:



Теперь можно печатать тексты :) А дальше - понеслась: