بدن انسان سالم از هر جواهری گرانبها تر است- تسونگ کاپا

۱- شکر سیستم ایمنی بدن را از کار می اندازد. پس از هر بار مصرف محصولات شکردار، گلبولهای سفید بدن (نوتروفیلها) از کار می افتند و تا ۲ الی ۵ ساعت بدن کاملا آماده آلوده شدن به هر نوع ویروس یا باکتری خواهد بود. طبق تحقیقات پس از هر بار خوردن چیزی شیرین سیستم ایمنی بدن تا ۷۵٪ کارایی خود را از دست می دهد و این دقیقا بهترین زمان برای فعال شدن میکروبها و ویروسها است.

۲-شکر تعادل مواد معدنی بدن را بر هم می ریزد. چرا ؟ شکر ماده ای است فاقد ویتامین- فاقد مواد معدنی و فاقد فیبر. شکر ماده ای زائد است که بدن انسان قادر به هضم و جذب آن نیست از این رو برای اینکه ساختار ملکولی شکر شکسته شود بدن مجبور است از مواد معدنی محلول در بدن مصرف کند تا بتواند شکر را هضم کند . در نتیجه تعادل عناصر معدنی مثل کلسیم- منیزیوم - پتاسیم - سدیم و... را بر هم می ریزد.

ادامه نوشته

ایران در گذر زمان


iran.gif

حکایت بطری
 
 
برگرفته از دومین مکتوب
اثر: پائولوکوئیلو
برگردان: آرش حجازی

 

یک روز صبح همراه با یک دوست آرژانتینی در صحرای موجاوه قدم می‌زدیم،که چیزی را دیدیم که درافق می‌درخشید؛ هرچند قصد داشتیم به یک دره برویم، مسیرمان را عوض کردیم تا ببینیم آن درخشش از چیست. تقریبا" یک ساعت زیر آفتابی که مدام گرمتر می‌شد راه رفتیم، و تنها هنگامی که به آن رسیدیم فهمیدیم چیست. یک بطری آبجوبود، خالی. شاید از چند سال پیش درآنجا افتاده بود...

ازآنجا که صحرا بسیار گرمتر از یک ساعت قبل شده بود، تصمیم گرفتیم که دیگر به سمت دره نرویم. به هنگام بازگشت فکرکردم: چند بار به خاطر درخشش کاذب راهی دیگر، از پیمودن راه خود باز مانده ایم؟"

اما باز فکر کردم: اگر به سمت آن نمی‌رفتیم ،چطور می‌فهمیدیم درخششی کاذب است؟

 

نـــــــــــــــــــــــــــرو


 

یعنی اگر محکم بغلت بگیرم، می‌توانی نروی؟ اگر یکجوری بدن استخوانی ات را بچسبانم به خودم و دست هایم را محکم گره بزنم پشتت، می‌شود که نروی؟ یعنی اگر کار و زندگی ام را تعطیل کنم و فقط تو را بغل کنم، نفسم را گره بزنم به نفس های لاجونت، می شود که بمانی پیشم؟ یعنی می توانم اصلن بیایم بنشینم کنار تخت ات و دستت را محکم بگیرم، نه دستم را با تکه ای، طنابی، چیزی به مچ لاغر شده ات ببندم، می توانم نگهت دارم؟
یکی پیدا شود به من بگوید چکار کنم تنها نشود، تنها نشوم. یکی پیدا شود بگوید اگر محکم توی بغلم نگهش دارم، می شود که مرگ نتواند از بغلم بیرون بکشدش؟ یکی پیدا شود، یک کلمه به من بگوید چکار کنم نگهش دارم. چکار کنم بتواند بماند، نرود.فقط نرود.
فقط اگر بدانم چطور می شود نگهت داشت، نفس هایت را مستدام کرد، چشمان قشنگت را باز نگهداشت…فقط اگر بدانم…

 

-----------------

پی نوشت:

از نویسنده این متن زیبا اطلاعی ندارم اما برای اولین بار تو سایت http://fplan.wordpress.com خوندمش امیدوارم لذت برده باشید.

پیشرفت

برای پیشرفت بزرگان اعتقاد دارند  که  :

 


▪ اهداف خود را کاملاً ‌مشخص کنید.

▪ میزان هزینه مورد نظرتان را برای پیشرفت شغلی، مشخص کنید.

▪ همواره زمانی را به بازبینی کارهای انجام داده، اختصاص دهید.

▪ مسیر پیشرفتتان را مانند یک کار برنامه ریزی شده ببینید.

▪ نقاط ضعف و قوت خود را بشناسید.

▪ همواره به فراگیری علوم بپردازید.....

 

خورشید که رفت بیا

     ... چشم به راه آمدن توام،      

                          بیا، هر شب بیا

                                 از ستاره ها نشان مرا بپرس

                                         از مهتاب سراغ مرا بگیر

از سکوت کهکشان ها ، زمزمه ی مهرجوی مرا با خود بشنو!... 

                           آن را که ما است،

آن را که دو نیمه را یک سیب کرده است،

آن که دو نیمه را یک خویش کرده است،

                                                                         دریاب!

"دکتر شریعتی"

چه قدر ساده و آرام


چه قدر صبور و صمیمی


تو در من آمیختی


باور کن تو را در اولین نماز نخوانده جستجو کردم


که هنوز به قنوت گریه نرسیده سلامم دادی


بعد


من ماندم و دستان پر دعایی

 
که به آسمان پر استجابت چشمانت آویخته شد


اصلا بیا و تو بگو


تو بگو کدامین سو قبله ی من است!؟