شهر تهران از بالای برج میلاد
شهر تهران از بالای برج میلاد
شهر تهران از بالای برج میلاد

شیوه ای كه مـا را قادر می سازد با مشاهده حركات چـشـم هـا بـه نـحـوه اندیشیدن فرد پی ببریم. مـبـنـای ایـن علم بر پایه ارتباط تنگاتنگ جسم و ذهن بوده و آنـكـه افـراد با حـركـت دادن چـشمـهایـشـان رونـد تـفـكـرات بـاطـنـی خـود را آشـكـار میسازند. فراگیری آن ما را یقینا در بهبود برقراری ارتبـاط با دیگران در زندگی یاری خواهد داد.
|
|
مجسمه اباما و خانواده اش

در زندان به شهرام جزایری چه می گذرد
سیاست - طلبه سیرجانی که به اتهام مبارزه با زمین خواری دستگیر شده بود و با دستور مقام معظم رهبری آزاد شد ، به گفته خود مدتها هم بند شهرام جزایری بوده است.
به گزارش جهان حجت السلام جهانشاهی معروف به طلبه عدالتخواه سیرجانی در گفت و گو با هفته نامه یالثارات به ذکر خاطراتی از دوران زندان و شرایط خاص آنجا برای شهرام جزایری پرداخته است.
جهانشاهی در این باره می گوید:جزایرى امکانات خاصى براى خودش در زندان دارد . خط تلفن و لب تاپ و... طلبه سیرجانی با اشاره به احترامی که مسئولین زندان برای جزایری قائل بودند می گوید :جزایرى راحت بود مثلاً ما براى خرید اقلام که به فروشگاه مىرفتیم در یک صف طولانى مىایستادیم تا نوبتمان شود اما شهرام مىآمد و مىرفت پشت میز فروشنده یک دو کارتن جنس مىخرید و دوستانش مىآمدند و مىبردند.
وی با اشاره به احساس فخر مراوده با جزایری در زندان ادامه می دهد:جالب بود در زندان هم مراوده و دوستى با شهرام جزایرى ارزش به حساب مىآمد. به خاطر همین من دوست نداشتم زیاد با او صحبت کنم و مراودهاى داشته باشم. چون نگاه منفى به این کار وجود داشت و همه فکر مىکردند که مثلاً فلانى به خاطر جایگاه مالى جزایرى با او مراوده و همنشینى دارد.
سیرجانی با اشاره به مرخصی هایی که به طور خاص به جزایری می دادند می گوید: من معتقدم اگر فشار افکار عمومى نبود، خیلى از مسئولین بیش از این در مسایل اقتصادى و دزدىها گند مىزدند. بگذارید یک مثال بزنم .در زندان شخصی بود که 34 میلیارد تومان از قوه قضاییه دزدى کرده بود. الان هم اگر کسى بگوید اتهام است، حاضرم ثابت کنم. چون اسم آن آقا هست، زندانى هست و پروندهاش هم موجود است. ایشان به صراحت به من می گفت اختلاس آنقدرها که فکر کنید سخت نیست. خیلى هم راحت است. وقتى از او پرسیدم پس چرا گیر افتادى و دستگیر شدى، گفت مسئولان که اصلا نفهمیدند! با شرکایمان به مشکل برخوردیم یکى از آنها رفت و کل قضیه را لو داد.
جهانشاهی ادامه می دهد: مىگفت با این 34 میلیارد تومان زمین خریدهام الان زمینهاى من چند برابر شده که با بخشى از همان پول، جریمه این اختلاس و اصل پول را مىپردازم. گفتم پس زندان را چه مىکنى؟ گفت در اولین فرصت هم که بروم از این اینجا بیرون دیگر بر نمىگردم! گفتم خب، همین بیرون رفتن مهم است. چطور مىروى؟ گفت من به مسئولین زندان قول دادم هزینه ساخت یکى از طبقات اندرزگاه هشت را قبول کنم که پنجاه میلیون مىشد و اینها مرا به بهانهاى به مرخصى بفرستند .
وی تصریح می کند:من شاهد بودم ایشان به مرخصى رفت و حدود یک ماه و نیم دستگیرى که من آنجا بودم دیگر اثرى از وى ندیدم و برنگشت.
طلبه سیرجانی به تاخیر یک هفته ای مسئولین در اجرای دستور مقام معظم رهبری در آزادیش از زندان اشاره می کند و می گوید: به دستور حضرت آقا حکم آزادى من صادر شده بود. اینها به خاطر همین مجبور بودند که مرا آزاد کنند، اما دوست داشتند آخرین امتیازها را از من بگیرند. به هرنحوى بود مىخواستند یک درخواست عفو یا مرخصى در پرونده من بایگانى و ثبت کنند .بعد از همه اصرارها در دادگاه ویژه گفتم حالا که اصرار دارید پس یک کاغذ و قلم بیاورید تا بنویسم. اول گفتند نه! هر چیزى که ما مىگوییم بنویس! گفتم عربى مىنویسم. قبول نکردند. گفتم اشکالى ندارد پس مرا به زندان برگردانید. آخرش قبول کردند. من هم نوشتم:
بسمالله الرحمن الرحیم
هیهات منالذله
وعده ما انشاءالله سر پل صراط
http://www.cloob.com/club/article/list/clubname/bachehaye_khodemoni/wrapper/true
در حالی که شاهد پیشنهادهای تأسفباری مبنی بر حذف تاریخ نیاکانمان و سلسلههای پادشاهی ایران زمین از کتابهای تاریخی هستیم، گروهی از پژوهشگران بینالمللی، با یکی از بزرگترین کشفیات تاریخی خود، سند دیگری بر حقانیت تاریخی و واقعیت هژمونی قدرت تمدن باستانی ایران بزرگ بر سرزمینهای وسیعی از جهان قدیم صحه گذاردند.

صاحب اونا بپرسین!شما میتونین با این روش شماره تلفن هر جا رو به راحتی بدست بیارین!
برای دونستن شماره اونجا فقط کافی است که شما گوشی تلفن اونجا رو بردارین و شماره زیر رو بگیرید: ۰۰۹۸۱۰۶۱۲۳۴۵۶۷۸۹ بله با این شماره به تلفن گویای اینترنتی بین الملل ایران وصل میشین که به شما شماره تلفنی که شما با اون این شماره رو گرفتین رو میگه!
لازم به ذکراست که شما بعد از اتصال شماره باید(۳۰)ثانیه صبر کنین تا پاسخ مورد نظر را از اپراتور مربوطه دریافت نمائید و همچنین این سیستم در برخی از شهرها فعال نمی باشد و این ترفند بر روی تلفنهایی که این سیستم توسط مخابرات در اون شهر فعال نشده است عملی نمی باشد!اما بر روی حدود ۹۰٪ از مخابرات های شهرهای مختلف کشور فعال می باشد و به طور کامل قابل استفاده برای تمامی مشترکین این شهرها می باشد
نام : کمال
کلاس : دبستان
موزو انشا : عزدواج!
هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم

یکی بود ، یکی نبود. آن یکی که
وجود داشت ، چه کسی بود؟ همان خدا
بود و غیر از خدا هیچکس نبود. این
قصه را جدی بگیرید که غیر از خدا
هیچ کس نیست.
استادى از شاگردانش
پرسيد: چرا ما وقتى عصبانى هستيم
داد ميزنيم؟ چرا مردم هنگامى که
خشمگين هستند صدايشان را بلند
ميکنند و سر هم داد ميکشند؟
شاگردان فکرى
کردند و يکى از آنها گفت: چون در
آن لحظه، آرامش و خونسرديمان را از
دست ميدهيم.
استاد پرسيد:
اينکه آرامشمان را از دست ميدهيم
درست است امّا چرا با وجودى که طرف
مقابل کنارمان قرار دارد داد
ميزنيم؟ آيا نميتوان با صداى
ملايم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که
خشمگين هستيم داد ميزنيم؟
شاگردان هر کدام
جوابهايى دادند امّا پاسخهاى
هيچکدام استاد را راضى
نکرد.
سرانجام استاد چنين توضيح داد:
هنگامى که دو نفر از دست يکديگر
عصبانى هستند، قلبهايشان از
يکديگر فاصله ميگيرد. آنها
براى اين که فاصله را جبران کنند
مجبورند که داد بزنند. هر چه ميزان
عصبانيت و خشم بيشتر باشد، اين
فاصله بيشتر است و آنها بايد
صدايشان را
بلندتر کنند.
سپس استاد پرسيد: هنگامى که دو
نفر عاشق همديگر باشند چه اتفاقى
ميافتد؟ آنها سر هم داد
نميزنند بلکه خيلى به آرامى با
هم صحبت ميکنند. چرا؟ چون
قلبهايشان خيلى به هم نزديک است.
فاصله قلبهاشان بسيار کم است .
استاد ادامه داد: هنگامى که
عشقشان به يکديگر بيشتر شد، چه
اتفاقى ميافتد؟ آنها حتى حرف
معمولى هم با هم نميزنند و فقط در
گوش هم نجوا ميکنند و عشقشان باز
هم به يکديگر بيشتر ميشود.
سرانجام، حتى از نجوا کردن هم
بينياز ميشوند و فقط به يکديگر
نگاه ميکنند. اين هنگامى
است که ديگر هيچ فاصلهاى بين
قلبهاى آنها باقى نمانده باشد.
امیدوارم روزی رسد که تمامی انسان ها قلب هایشان به یکدیگر نزدیک شود
مجموعه برج ميلاد
مرکز ارتباطات بين المللي تهران که نتيجه تلاش مهندسين و متخصصين ايراني است، با کاربري هاي خاص و چند منظوره در جهت ارتقا خدمات فناوري اطلاعات و ارتباطات ايجاد و توسعه يافته است.اين مجموعه با پيوند طراحي نوين و ايراني-اسلامي بعنوان نماد نوين تهران، خدمات خاص و متمايزي را به مخاطبان خود ارائه مي نمايد.. اين مجموعه تحت عنوان مرکز ارتباطات بين المللي تهران شامل برج ميلاد ميلاد، مرکز همايش هاي بين المللي، هتل پنج ستاره و مرکز تجارت جهاني است مهمترين بخش اين مجموعه، برج ميلاد و نماد نوين تهران مي باشد که داراي کاربري هاي مختلف و چند منظوره اي است.
برج ميلاد
برج ميلاد با ارتفاع 435 متر، چهارمين برج بلند مخابراتي دنيا و بلندترين برج مخابراتي در خاورميانه است. بمنظور ارائه خدمات ايمن و چند منظوره تمامي تمهيدات و تجهيزات لازم در اين برج پيش بيني شده است.برج ميلاد شامل پنج بخش پي، پاي برج، شفت، راس برج و دکل مخابراتي است.
ساختمان پاي برج در شش طبقه بنا شده است. ساختمان پاي برج در شش طبقه بنا شده است.در طبقات اول تا سوم پاي برج 63 واحد تجاري، 11 واحد فود کورت، يک تريا و يک نمايشگاه محصولات تجاري به وسعت 260 متر مربع پيش بيني شده است.
طبقات اول و دوم زير همکف شامل فضاهاي اداري، تاسيساتي و مرکز داده است. طبقه همکف به ورودي و پذيرش بازديد کنندگان اختصاص يافته است.شفت برج با ارتفاعي بالغ بر 310 متر سازه اي بتوني است.در سه وجه اين شفت،شش آسانسور با سرعت 7 متر بر ثانيه جهت انتقال بازديد کنندگان به راس برج تعبيه شده اند. وجه چهارم شفت نيز به پله هاي اضطراري اختصاص يافته است.
سازه راس برج سازه اي فلزي است که با وزن 20000 تن و مساحت 16000 متر مربع در 12 طبقه بنا شده است.اين سازه مرتفع ترين سازه طبقاتي در برج هاي مخابراتي دنيا است. در طبقات راس برج منطقعه ايمن از آتش،سالن ديد سر بسته، تريا، گالري آزاد هنري،سکوي ديد باز، رستوران گردان و ويژه و طبقات مخابراتي و گنبد آسمان با کاربري هاي منحصر بفرد در نظر گرفته شده است.
دکل مخابراتي در چهار طبقه و با ارتفاع 120 متر ساخته و نصب شده است.طبقات زيرين دکل محل نصب آنتن هاي مخابراتي کاربران عمومي و سه طبقه فوقاني به آنتن تلويزيوني صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران اختصاص داده شده است.
مرکز همايش هاي بين المللي ميلاد
مرکز همايش هاي بين المللي برج ميلاد به منظور برگزاري رخدادها هاي مختلف مانند کنفرانس ها، سمينارها، همايش ها، جشنواره ها، کارگاه هاي آموزشي و نمايشگاه ها بنا شده است تا با برخورداري از امکانات منحصر بفرد و منابع انساني متخصص و مجرب و با استقرار سيستم هاي مبتني بر مديريت کيفيت و استانداردسازي مبتني بر مديريت رخدادها اقدام نمايد.
اين مرکز داراي امکانات اصلي شامل 7 سالن کنفرانس و فضاي نمايشگاهي به مساحت 700 متر مربع است.همچنين لابي به مساحت 5000 متر مربع، 7 اتاق تمرين، 2 واحد اتاق گريم، استوديو راديويي و تلويزيويي و خدمات پذيرايي از امکانات جانبي اين مرکز است. هتل پنج ستاره بين المللي اين هتل با زير بناي 52000 متر مربع جهت ارائه تسهيلات اقامتي و پذيرايي به گردشگران داخلي و خارجي و شرکت کنندگان در همايش پيش بيني شده است.
مرکز تجارت جهاني
اين مرکز با زير بنايي در حدود 40000 متر مربع و با امکاناتي مانند بخش معاملات بازرگاني داخلي و خارجي، نمايشگاه هاي کالا و خدمات ، ارتباطات علمي و فني ، ارتباطات مخابراتي و تصويري با هدف شناساندن موقعيت صنعتي و تجاري ايران و گسترش تجارت جهاني در نظر گرفته شده است.

تا حالا شده پای صحبت یکی بشینین که تا قبل از اون فکر میکردین چیزی برای گفتن نداره اما وقتی شروع میکنه به صحبت کردن هر تیکه از حرفاش یه نظریه کامله؟!
من یه همچین کسیو میشناسم. یکی از نزدیکای فامیلیم. کسی که تا حالا چیزی ازش ندیده بودم اما هفته پیش حرفایی بهم زد که هرچی روشون فکر میکنم نمیتونم برا خودم بازشون کنم. حرفایی که خودش میگفت اینا فکرای منه اما واقعا از حد فکر و فرضیه و این حرفا گذشته بود. واقعا یه نظریه کامل بود. نظریه ای که تاحالا تو هیچ کتابی نخونده بودم. نظریه ای که تاحالا تو حرفای هیچ فیلسوفی ندیده بودم. حرفایی که از طرز مطرح کردنشون معلوم بود ماهها و تو حالت آرمانیش سالها فکر و تجربه پشتش خوابیده بود.
داشتم باهاش درمورد خدا و جهان و ارتباط کائنات با خدا بحث میکردم. یه بحث کاملا فلسفی که توش فقط میشه به عقل بشریت بسنده کرد و آخر این بحث ها با هرکس فهمیدم که چقدر عقل بشری ضعیف و ناتوانه. چقدر ما در برابر این جهان و خالقش کودن و کوته فکریم. اما میون این کوته فکریا و نظریه های بشری به یه نظریه کامل و بینهایت فلسفی تو بحث کردن باهاش برخوردم. یه نظریه که هزم و درکش برام فوق العاده مشکل و ناممکن میاد چه برسه به اینکه بخوام اونو اینجا براتون بنویسم تا بقیه ام اونو بخونن.
اول بحث کردن باهاش از موضع قدرت وارد شدم و تمام چیزایی که بهشون رسیده بودم رو تو جملات قشنگ پشت سر هم براش میگفتم. اما هر چی بیشتر میگذشت این قدرت کم رنگ میشد و جای خودشو به ضعف میداد. یه ضعف بی پایان. ضعفی که هنوز تو سلولای مغزم حسش میکنم. ضعفی که هر چی بیشتر میگذره و ابعاد مختلف حرفاشو بررسی میکنم خودشو بیشتر نمود میده. تازه فهمیدم که هیچی نفهمیدم. تازه فهمیدم که فهمیدنم در برابر حقیقت عین نفهمیه.
چیزای زیادی تو اون یه ساعت بحث کردن گیرم اومد. خیلی چیزا. اولیش اینکه هیچ کسو دست کم نگیر. هیچ کسو. حتی شده اون نفر کسی باشه که تا حالا ازش چیزی جز بی منطقی ندیده باشی چه برسه به افراد عادی.
من آدمیم که تو زمینه هایی که علاقه دارم با اهلش زیاد بحث میکنم. و تا حالا با اونایی که بحث کردم جلوشون کم نیاوردم. چون اصولا وارد بحثایی که توشون هیچ زمینه فکری ندارم نمیشم. چون دوست ندارم تو یه بحث بازنده باشم. حتی اگه قرار باشه تو یه بحث از پیش تعیین شده وارد بشم حتما سعی میکنم درموردش مطالعه کنم. حالا چه با کتاب چه با پرسش چه با اینترنت و .... . تا اونجایی ام که یادمه آخر هیچ بحثی به بی حرفی کشیده نشدم. یعنی حتی اگه یه بحث 3 4 ساعت ادامه داشته آخرش از زور بی حرفی بحث به پایان نرسیده. اما این بار بحثمون با بی حرفی من تموم شد. آخرش احساس میکردم چیزی ندارم بگم. شده بودم سراسر چشم و گوش. با چشمام به صورتش نگاه میکردم و با گوشهام فقط میشنیدم. یک ربع آخر فقط بحث یه متکلم داشت و از حالت بحث خارج شده بود و شده بود یه کنفرانس فلسفی از یه فیلسوف. و وقتی کنفرانس تموم شد تنها حاضر جمع که من بودم آروم از در خروجی سالن خارج شدم.
خلاصه مهمترین چیزیو که دستگیرم شد هیچ وقت فراموش نکنین: هیچ کسو دست کم نگیرین.
بسیار هستند از چنین نظریه پردازان و فیلسوفان خاموش که در بین ما با چهره ای عادی در حال پیمودن جاده های رشد و کمال اند. پس مراقب باشین که عقب نمونید!!!!
سخنان دکتر علی شریعتی در مورد تاریخ و تمدن
: ...ریشه اصلی کار من تمدن است و همواره تمدن ها و آثار بزرگ بشری را بزرگترین افتخار بشر می دانستم و به هر کشوری که می رفتم بلافاصله به سراغ یکی از آثار و شاهکارهای عظیم تمدن گذشته اش می رفتم ؛تا بدانم و ببینم و بشناسم که این قوم چه اثری را خلق کرده است چه شاهکار هایی را آفریده است در این میان وقتی به معبد دلفی رفتم سرشاز ازهیجان شدم از این زیبایی و عظمت و شگفتی کار . در اروپا موزه هنر و معماری جهان و معبدهای بزرگ و پر شکوه و قصرهای عظیم
مثلا شرکت کامپیوتری اپل (Apple)

یا کمپانی خودرو سازی فراری (Ferrari)

یا شرکتهایی مثل LG، نوکیا، Cisco ، مک دونالد و... ؟

گوی بالدار
نشان شاهنشاهی هخامنشی

رضا مرادی غیاث آبادی
نشان باستانی «گوی بالدار»، برای همگان شناخته شده است. در متداول ترین گونه این نگاره، یک گوی با دو بال در طرفین و ایزد/ خدایی در میانه آن دیده می شود که گاه حلقه یا گلی را در دست، و نقش ستاره ای را بر بالای سر دارد. نگاره گوی بالدار از حدود سده نهم پیش از میلاد در سراسر سرزمین های آسیای باختری و از جمله در نیمه غربی ایرانی روایی داشته، اما هر یک از اجزای اصلیِ آن، یعنی گوی، بال و ایزد/ خدا، پیش از ترکیب نهایی آن، از زمان های دورتر کاربرد داشته است.
نقش گوی یا چنبره میانه، از خورشید الهام گرفته شده است که خاستگاه بسیاری از باورهای آیینی مردمان باستان بوده و تا امروز نیز تأثیر فراوان خود بر آیین های نیایشی را حفظ کرده است. نشان خورشید، به گونه مستقل و بدون بال در نگاره های باستانی فراوانی دیده شده است که شاخص ترین آن نگارکندهای پنج گانه لولوبیان در سرپل ذهاب است.
نقش بال و دم در پیرامون گوی، از پرنده بلندآوازه و گرامی مردمان باستان، یعنی شاهین برگرفته شده است. نقش شاهین نیز خود به تنهایی و پیش از اینکه در این ترکیب نهایی راه یابد، در آثار هنری مردمان خاورمیانه به فراوانی دیده شده است. مردمان باستان شباهت هایی میان خورشید و شاهین را احساس می کردند و آن دو را از آن یکدیگر می دانستند. از یک سو، خورشید به هنگام طلوع و غروب در افق و یا در پشت ابرها، آشکار همراه با دو بال به دیده می آید و از دیگر سو، شاهین نیز به عنوان بلندپروازترین و دورپروازترین پرندگان، نزدیکترین موجودات زمینی به خورشید دانسته می شده است. نقش خورشید و شاهین، پس از مدتی در یکدیگر ادغام می گردند و نگاره گوی بالدار را بر می سازند. در هنر مصر باستان، نگاره «هُـروس» (خدای خورشید) با سری به مانند شاهین نشان داده می شده است.
بانوان تاریخ ایران زمین

دغدویه:
مادر زرتشت که اصلا از شهر ری بود و در آنجا با کوی ها و کرپن ها که مردم را گمراه می کردند و از آنها مرتب فدیه و قربانی می خواستند و دین را وسیله ای برای رسیدن به امیال و خواستهای ناروای خود کرده بودند به مبارزه پرداخت. پدر و مادرش چون جان او را در خطر دیدند او را نزد یکی از نزدیکان خود به آذربایجان فرستادند او در آنجا با پوروشسب ازدواج کرد و ثمره این پیوند همایون، زرتشت پیامبر بزرگ ایرانیان است
در راستای اینکه بحران بی شوهری در جامعه امروز بوجود آمده کلیه خانمهای محترم می تونن از روش های زیر استفاده کنن و البته مراقب باشن که سوءاستفاده نکنن .
۱. روش کوزه ایی :همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به کوزه می خوره کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که : اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی نتیجه گیری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه .
۲. روش عرفانی :چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن میکنی شکلات بین مردم تقسیم میکنی تا مرد آرزوهات بیاد. نتیجه گیری : در صورت کمبود شمع میتونین فانوس هم روشن کنین .
Digite
Studio 45
مجموعه طرحی های انجام شده با حروف
گرافیگ / طراحی / پوستر / هنر
|
| |
| راجع به زندگی گذشته اش که مربوط به سالهای دور می شود قصه می گوید و گاهی توقف نموده اشکهای چشمانش را با گوشه چادرش خشک میکند... | |
|
در سن چهار سالگی با شوهر سی ساله عروسی کرده بعد از سالها لت و کوب و صد ها جراحت در بدن کوچکش از خانه شوهر فرار نموده فعلآ در یک یتیم خانه کابل با اندکی مهر ومحبت آشنا شده |
دنباله مطلب در ادامه مطلب .....
عصمتیان را به مقام جلال
جلوه، حرام است مگر با حلال
دیده به هر روی نباید گشاد
پای به هر کوی نباید نهاد
******
با حیاترین کلمه (( فاطمه )) است.
******
چیست این آرایش و الگو و مد
چیست این سرگشتگی در کار خود
چیست این پیراهن و شلوار تنگ
چیست این تن پوشش هفتاد و دو رنگ
******
پدرم گفت: گل از رنگ و لعابش پیداست
و زن مؤمنه از طرز حجابش پیداست
******
حیا صدف تقواست.
******
زود باوربودن دوشیزگان
با اکاذیب پسرهای جوان
عامل ده ها فضیحت میشود
مانع کسب فضیلت میشود
******
زن بسان نخل بود در باغ و بستان جهان
مرد ، او اندر مثل باشد چو شخص باغبان
باغبان باید که دیواری کشد بر دور باغ
تا گلشن ایمن شود از دستبرد این و آن
******
در خیابان چهره آرایش مکن
از جوانان سلب آسایش نکن
زلف خود از روسری بیرون مریز
در مسیر چشمها افسون مریز
|
پايگاه اطلاعات علمي:فهرست نشريات فارسي مصوب گروه علوم انساني
پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي
|
|
|
بانك اطلاعات نشريات كشور: فهرست نشريات همراه با متن کامل يا گزيده مقالات |
|
|
| |
|
پايگاه مجلات تخصصي نور |
|
|
دانشنامه رشد |
|
|
پايگاه اطلاعات علمي (جهاد دانشگاهي) |
|
|
| |
|
| |
|
جهاددانشگاهي |
|
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
۴. قواعدي در روش شناسي علمي ـ مطالعات علوم اسلامي
۶. پرسش تحقيق :
۷. فرضيه ي تحقيق – در حوزه ي مطالعات علوم اسلامي:
۸. تعریف اصطلاحات و واژگان یک نوشتار علمی
۱۰. چگونه ببينيم؟
با سلام به همه دوستان .
خداوند قرآن را (کتاب ) و (ذکر) مبارک نامیده و آن را در شب مبارکی نازل کرده است . کتاب مبارک یعنی کتابی که خیر ، برکت و فایده آن دائمی است . با دقت در معنای این صفت به خوبی معلوم می شود که ارزش و فایده قرآن کریم دائمی و جاودانه است و هر زمان می گذرد برکت و عظمت قرآن در جهت هدایت و سعادت انسان بیشتر روشن می شود .
قرآن کتاب روشن و روشنگر و برای همه مردم هدایت است، ولی خردمندان و تقوا پیشگان از آن بیشتر پند و اندرز می گیرند .
خداوند همه مردم را به تدبّر و اندیشه درقرآن دعوت می کند و می فرماید اگر این کتاب از سوی خدا نبود حتماً در آن اختلافهای زیادی وجود داشت .
قران از یک سوی عمیق ترین معارف و حقایق را درباره شناخت خداوند بیان نموده و از سوی دیگر با مثل ها و پند و اندرزهایی زمینه هدایت را برای عموم مردم فراهم کرده است .
قرآن دارای چنان عظمتی است که اگر بر کوهی نازل می شد ، آن کوه از خشیت الهی فرو می پاشید .این مثل ها برای ان است که مردم هر چه بیشتر در قران تفکر و اندیشه کنند .
قرآن می فرماید که پیامبر وظیفه راهنمایی و هشدار دارد ، سود هدایت و زیان گمراهی هر کس به خود او می رسد . با این حال کافران و مشرکان کوردل ، هر گاه آیه و تذکر جدیدی نازل می شد از آن روی بر می گرداندند و آن را تکذیب می کردند .خداوند می فرماید به زودی کیفر استهزاء و مسخره کردن آیات الهی را خواهند دید
سپاه باید پشت مردم باشد. اصل مردمند. ارتش هم باید پشت مردم باشد. ارتش وسپاه باید بگویند: جانم فدای مردم. اگر بگوید جانم فدای رهبر انحراف است. اصل مردمند. رهبر هم جانش فدای مردم است... ما همه برای مردمیم. سپاه باید از حقوق مردم دفاع کند. پشتیبان مردم باشد.اگر بگوید جانم فدای رهبر که این میشود همان زمان شاه. پس مردم برای چه انقلاب کردند؟
(امام خمینی، صحیفه نور، جلد سوم پاراگراف 132)
ما که عادت نداشتیم دخترانمان را زنده به گور کنیم ، ما برای خودمان تمدن وثروت و آزادی و آبادی داشتیم و فقر را فخر نمیدانستیم همه اینها را از ما گرفتند وبجاش فقرو پشیمانی ومرده پرستی و گریه و گدائی و تأسف واطاعت از خدای غدار و قهار و آداب ...شوئی و خلأ رفتن برایمان آوردند ، همه چیزشان آمیخته با کثافت و پستی و سود پرستی و بی ذوقی و مرگ و بدبختی است. چرا ریختشان غمناک و موذی است و شعرشان چون ناله است چونکه با ندبه و زوزه و پرستش اموات همه اَش سرو کار دارند. برای عرب سوسمار خوری که چندین صد سال پیش به طمع خلافت ترکیده، زنده ها باید به سرشان لجن بمالند و مرگ و زاری کنند. ... ، در مسجد مسلمانان اولین برخورد با بوی َگند خَلأست که گویا وسیله تبلیغ برای عبادتشان و جلب کفار است تا به اصول این مذهب خو بگیرند. بعد این حوض کثیفی که دست و پای چرکین خودشان را در آن می شویند و به آهنگ نعره مؤَذن روی زیلوی خاک آلود خودشان دولا و راست میشوند و برای خدای خونخوارشان ِورد و اَفسون میخوانند. ... , عید قربان مسلمانان با کشتار گوسفندان و وحشت و کثافت و شکنجه جانوران برای خدای مهربان و بخشایشگر است خدای جهودی آنها قهار و جبار و کین توز است و همه اش دستور کشتن و چاپیدن مردمان را میدهد وپیش از روز رستاخیز حضرت صاحب را میفرستد تا حسابی دَخل اُمتش را بیاورد و آنقدر از آنها قتل عام بکند که تا زانوی اسبش در خون موج بزند. تازه مسلمان مومن کسی است که به امید لذتهای موهوم شهوانی و شکم پرستی آن دنیا با فقر و فلاکت و بدبختی عمر را بسر برد و وسایل عیش و نوش نمایندگان مذهبش را فراهم بیاورد. همه اَش زیر سلطه اَموات زندگی میکنند و مردمان زنده امروز از قوانین شوم هزار سال پیش تبعیت میکنند کاری که پست ترین جانوران نمیکنند. عوض اینکه به مسائل فکری و فلسفی وهنری بپردازند ، کارشان این است که از صبح تا شام راجع به شک میان دو و سه استعامنه قلیله و کثیره بحث کنند. این مذهب برای یک وجب پائین تنه از عقب و جلو ساخته و پرداخته شده. انگار که پیش از ظهور اسلام نه کسی تولید مثل میکرد و نه سر قدم میرفت ، خدا آخرین فرستاده خود را مامور اصلاح این امور کرده! تمام فلسفه اسلام روی نجاسات بنا شده اگر پائین تنه را از آن حدف کنیم اسلام روی هم میغلتد و دیگر مفهومی ندارد. بعد هم علمای این دین مجبورند از صبح تا شام با زبان ساختگی عربی سرو کله بزنند سجع و قافیه های بی معنی و پر طمطرق برای اغفال مردم بسازند ویا تحویل بدهند.
سرتا سر ممالکی را که فتح کردند، مردمش را به خاک سیاه نشاندند و به نکبت و جهل و تعصب و فقر و جاسوسی و دوروئی و دزدی و چاپلوسی و ...آخوندلیسی مبتلا کردند و سرزمینش را به شکل صحرای برهوت در آوردند.
...
مگر برای ما چه آوردند ؟ معجون دل به هم زنی از آرا و عقاید متضادی که از مذاهب و ادیان و خرافات پیشین ، هول هولکی و هضم نکرده استراق و بی تناسب بهم در آمیخته شده است، دشمن ذوقیات حقیقی آدمی، و احکام آن مخالف با هر گونه ترقی و تعالی اقوام ملل است و به ضرب ششمشیر به مردم زوزچپان کرده اند. یعنی شمشیر بران و کا سۀ گدائی است، یا خراج و جزیه به بیت المال مسلمین بپردازید یا سرتان را میبریم هر چه پول و جواهر داشتیم چاپیدند. آثار هنری ما را از میان بردند و هنوز هم دست بردار نیستند؛ هر جا رفتند همین کار را کردند... (صادق هدایت)
حسن نامي وارد دهي شد و در مكاني كه اهالي ده جمع شده بودند نشست و بناي گريه گذاشت. سبب گريهاش را پرسيدند، گفت: من مردغريبي هستم و شغلي ندارم براي بدبختي خودم گريه ميكنم، مردم ده او را به شغل كشاورزي گرفتند. شب ديگر ديدند همان مرد باز گريه ميكند، گفتند حسن آقا ديگر چه شده؟ حالا كه شغل پيدا كردي، گفت: شما همه منزل و ماءوا مسكن داريد و ميتوانيد خوتان را از سرما و گرما حفظ كنيد ولي من غريبم و خانه ندارم براي همين بدبختي گريه ميكنم. بار ديگر اهالي ده همت كردن و برايش خانهاي تهيه كردند و وي را در آنجا جا دادند. ولي شب باز ديدند دارد گريه ميكند. وقتي علت را پرسيدند گفت: هر كدام از شماها همسري داريد ولي من تنها در ميان اطاقم ميخوابم. مردم اين مشكل او را نيز حل كردند و دختري از دختران ده را به ازدواج او در آوردند. ولي باز شب هنگام حسن آقا داشت گريه ميكرد. گفتند باز چي شده، گفت: همه شما سيد هستيد و من در ميان شما اجنبي هستم. به دستور كدخدا شال سبزي به كمر او بستند تا شايد از صداي گريه او راحت شوند ولي با كمال تعجب ديدند او شب باز گريه ميكند،
وقتي علت را پرسيدند گفت: بر جد غريبم گريه ميكنم و به شما هيچ ربطي ندارد!!!