ضرورت و اهمیت توسعه روستایی

 

نقش و جایگاه روستاها در فرایند های توسعه اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی در مقیاس محلی ، منطقه ای ، ملی و بین المللی و پیامدهای توسعه نیافتگی مناطق روستایی چون فقر گسترده ، نابرابری فزاینده،رشد سریع جمعیت، بیکاری، مهاجرت، حاشیه نشینی شهری و غیره موجب  توجه به  توسعه روستایی و حتی تقدم آن بر توسعه شهری گردیده است. به نظر مایکل تودارو « ضرورت تقدم و توجه به توسعه روستایی نسبت به توسعه شهری به این علت نیست که اکثریت جمعیت جهان سوم در مناطق روستایی قرار دارند، بلکه به این علت است که راه حل نهایی مسئله بیکاری شهری و تراکم جمعیت ، بهبود محیط روستایی است. با برقراری تعادل مناسب بین امکانات  اقتصادی شهر و روستا و نیز ایجاد شرایط مناسب برای مشارکت وسیع مردم در تلاش هایی که برای توسعه ملی صورت می گیرد و متمتع شدن از مواهب آن ، کشورهای در حال توسعه گام بزرگی  در جهت  تحقق معنای حقیقی توسعه برخواهند داشت» (تودارو، 45،1366). فریدمن و ویتز از صاحب نظران مکتب روهوت هستند که در چارچوب توسعه همه جانبه روستایی به طرح الگوهایی چون توسعه روستایی- شهری می پردازند و توسعه  روستایی را فراتر از توسعه شهری در نظر می گیرند و توسعه ملی را در گرو توسعه  روستایی می دانند. تولن هم معتقد است که «جهان سوم  از طریق برنامه ریزی روستایی و توسعه  روستاهاست که به توسعه دست می یابد، از طریق بهره گیری از گسترش خیالی منافع توسعه شهرها در روستاها» (تولن،22،1368). از طرفی ، طرح ایده محور بودن انسان در فرایند توسعه  ضرورت توجه به مناطق روستایی که برخوردار از نیروی عظیم انسانی هستند، انسانی که هم به عنوان هدف توسعه و هم مهم ترین ابزار توسعه  محسوب می شود ، اهمیت می بخشد. در مناطق روستایی این نیروی انسانی که از آن به عنوان بخش مردمی یاد می شود به صورت سازمان نیافته و غیر متمرکز وجود دارد، فرایند وضعیتی که که شکسته شدن و فرسایش اراده و روحیه انسانی را به دنبال دارد. همچنین اگر بهره برداری از نیروی کار مازاد در جوامع روستایی را به عنوان عنصری موثر در فرایند توسعه  ملی لحاظ کنیم نقش توسعه روستایی  در فرایند توسعه ملی باید جایگاه و اهمیت خود را پیدا کند. به نظر افف حوزه فعالیت در توسعه روستایی شامل پنج بخش است که این بخش ها عبارتند از: 1. مدیریت منابع طبیعی،2. امور زیر بنایی روستایی،3. مدیریت منابع انسانی ،4. توسعه کشاورزی،5. توسعه فعالیت های  غیر کشاورزی، که به نظر او این بخش ها باید در چارچوب راهبرد توسعه نهادی مورد اهتمام قرار گیرند.

عمومیت بحث توسعه روستایی عمدتا به دلیل شکست راهبرد های رشد و تکنوکراتیک دهه پنجاه و شصت در بیشتر کشورهای در حال توسعه است. در این دوره یک خوشبینی مفرط برای کارگزاران و تصمیم گیرندگان وجود داشت که به افزایش تولید و درآمد سرانه از طریق برنامه های کشاورزی و صنعتی طراحی شده اطمینان داشتند. اما تجربه تاریخی این خوشبینی را تایید نکرد و موفقیت حاصل شده از برنامه ها، به خصوص در روستا ها ، صرفا به نفع طبقه برخوردار و نخبگان محلی تمام شد، شکاف طبقات تشدید شد و منافع حاصل شده بر خلاف تصور آنها هرگز به بخش های پایین جامعه چکه نکرد. در نتیجه وابستگی بخش های روستایی به مراکز شهرها افزایش یافت. در چنین فضایی در دهه هفتاد توسعه روستایی به مورد توجه قرار گرفت و نیز زمینه هایی چون:

 1. این واقعیت که  3/2 جمعیت روستایی کشورهای در حال توسعه در مناطق روستایی زندگی میکنند و درصد بالایی از این جمعیت در کشورهای فقیر قرار دارند که دارای نرخ رشد بالایی از جمعیت نیزهستند.

2. تشدید نابرابری ها و میزان بیکاری و مهاجرت روستاییان به شهرها و مشکلات حادث شده از افزایش جمعیت شهرها، چون رشد حاشیه نشینی و ناموزون شدن شهرها .

 

3. موفقیت برخی از کشورها در حوزه توسعه روستایی، به خصوص کشور چین، زمینه را برای توجه  بیشتر به توسعه روستایی فراهم کرد.    

 

 

تعریف توسعه روستایی

 

ادبیات توسعه روستایی تعاریف متعددی از توسعه روستایی را در خود دارد. هرچند این تعاریف مولفه های مشترک  فراوانی را در خود دارند، لیکن از تفاوت های  مشهودی نیز برخوردارند که این اختلاف ناشی از بینش نظری و سطح تحلیل و بررسی اختیار شده برای  تبیین موضوع است . برای تبیین مناسب تر فضای مفهومی توسعه روستایی به برخی از تعاریف مطرح شده اشاره میگردد.

دیاسن معتقد است توسعه روشتایی راهبردی است که به منظور بهبود زندگی اقتصادی و اجتماعی گروه خاصی از مردم (روستاییان فقیر) طراحی شده است. این فرایند شامل بسط منافع توسعه در میان فقیر ترین اقشاری است که در مناطق روستایی در پی کسب معاش هستند. این گروه شامل کشاورزان خرده پا، خوش نشینان و کشاورزان بی زمین است(دیاسن،73،1368). در نتیجه توسعه روستایی شامل فرایند عمیقی از تغییرات در کل جامعه است. این فرایند روشی برای افزایش فرصت های قابل دسترسی برای فرد و افزایش امکانات بهره وری از آنهاست .

توسعه روستایی به نوین سازی جامعه روستایی می پردازد و آن را از یک انزوای سنتی به به جامعه ای تغییر خواهد داد که با اقتصاد ملی عجین شده است. بنابراین « هدف های توسعه روستایی در محدوده یک بخش خلاصه نمی شود، بلکه مواردی چون بهبود و بهره وری، افزایش اشتغال، تامین حداقل قابل قبئل غذا، مسکن، آموزش و بهداشت را در بر می گیرد»(مهندسان مشاور،20،1371). بانک جهانی در سال 1975 عنوان داشته توسعه روستایی راهبردی است که برای بهبود زندگی اقتصادی و اجتماعی گروه های خاصی از مردم – روستاییان فقیر- طراحی شده است.

این امر متضمن انتقال منافع به افراد بسیار فقیری است که در نواحی روستایی در پی تامین معاش اند. این گروه شامل کشاورزان خرده پا، اجاره داران و افراد فاقد زمین است(چمبرز،186،1376). به تعبیر لی و چئودری این تعریف با راهبرد رشد همراه با عدالت یا توزیع مجدد تئام با رشد، شناخته می شود که برافزلیش تولید، بهره وری، اشتغال و بسیج منابع تاکید دارد. آنها معتقدند که توزیع مجدد منابع مورد نظر در این تعریف محدود به توزیع مجدد درآمدهای اضافی میشود و توزیع مجدد در قالب بازسازینظام تولید، یا توزیع مجدد دارایی ها را موجب نمی شود.

عنایت الله برای توسعه روستایی از مولفه هایی چون افزایش بازدهی کشاورزی، دگرگونی در نسبت های بیکاری و میزان اشتغال، دگرگونی در توزیع درآمد، دگرگونی در مالیلت ارضی، دگرگونی در هرم قدرت، و تحول در الگو های مشارکت در تصمیم گیری، افزایش در تحرک اجتماعی که موجب تغییر در نظام قشر بندی و قدرت و نیز دگرگونی در شاخص هایی چون سطح تحصیلات، دسترسی به امکانات آموزشی، نسبت به جمعیت پزشک، تعداد درمانگاه ها، وضع سکونت، راه های روستایی، برق رسانی، تغذیه و نیز دگرگونی در ارزشها، باورها و گرایش ها میگردد، یاذ میکند

کپ توسعه روستایی را به عنوان فرایندی که از طریق کوشش های جمعی در پی بهبود در بهزیستی و خودیابی مردمی است که در خارج  از مناطق شهری زندگی می کنند تعریف کرده است. به نظر او هدف توسعه روستایی باید بسط و گسترش دامنه فرصت ها برای مردم روستایی باشد

در بیان فضای مفهومی توسعه روستایی به این نکته نیز باید اشاره شود که در دوره اخیر توسعه روستایی در قالب توسعه مشارکتی نیز مطرح شده که در بردارنده ابعاد توسعه روستایی یکپارچه و مشارکت مردم است. یاداو معتقد است که افزایش تولید و بهره وری، برابری در دسترسی به فرصت های کسب درآمد، دسترسی به خدمات عمومی و دسترسی به نهادهای تولیدی، اشتغال سودمند، اعتماد به نفس، مشارکت مردم در فرایند توسعه و توازن بوم شناختی هدف هایی وابسته به یکدیگرند که برداشت یکپارچه از توسعه روستایی را مطرح می کند(یادو،94،1365)

توسعه روستایی فرایندی چند بعدی است که موضوع آن بهبود و ارتقای کیفیت زندگی اقشار فقر و آسیب پذیر اجتماع است. فرایندی که با بهره گیری از سازوکارهایی چون برنامه ریزی، سازماندهی، تقویت خوداتکایی فردی و جمعی و ایجاد دگرگونی مناسب در ساختارهای ذهنی و اجتماعی روستاییان تلاش می کند که در آنها قدرت، توان و اختیار بهره گیری از قابلیت ها و منابع در اختیارشان را تقویت کند تا به واسطه آن بتوانند وضعیت موجودشان را به وضعیت مناسب و مطلوب تر تغییر دهند. تحقیق چنین توسعه ای نیازمند دگرگونی در ساختارهای نهادی، فنی، شخصیتی و ارزشی است  که منجربه تغییرات اساسی در ساختار اجتماعی و ویژگی های شخصیتی  روستاییان می شود. برایند و پیامد آن باید پاسخگویی به نیازهای اساسی روستاییان ارتقای کیفیت زندگی و تقویت اتکا به نفس و آزادی انتخاب و عاملیت روستاییان