رهام امیری‌فر:

زن به معنی دارنده خانه. پس از دوران مادرسالاری؛ تا چند قرن پیش؛ انقلاب صنعتی، برخلاف مردان كه سعی می‌كردند معنی زندگی را چنان مرغ‌ مهاجر جای دیگری بجویند، آنها اما، معنی را در حریم خانه‌های خود جست‌وجو كردند.

 

اما در روزگار ما زنان برای كشف و معنی بخشیدن به زندگی خود، از محیط‌های بسته پا فراتر گذاشته و خواهند گذاشت. اوریانا فالاچی به ظاهر مخالف جنگ بود اما شهرتش را مدیون شیوه تهاجمی و گفت‌وگوهای جنجالی با شخصیت‌های مشهور است. او با شاه سابق، امام خمینی(ره) و مهندس بازرگان گفت‌وگوهای جذابی دارد.

 

 زن جست‌وجوگر و جسوری كه در سایگون تحت اختیار آمریكا به همه جا سرك كشید و در كنار خلبانان آمریكایی پرواز كرد و در بمباران‌ها همراه آنها بود.

 

(زندگی، جنگ و دیگر هیچ. نویسنده:‌ اوریانا فالاچی) بسیاری از كتاب‌هایش به فارسی ترجمه شده: زندگی، جنگ و دیگر هیچ؛ نامه به كودكی كه هرگز زاده نشد؛‌ مصاحبه با تاریخ و... معمولا نوشته‌هایش با طرح یك سوال بزرگ شروع می‌شود. كتاب زندگی، جنگ و دیگر هیچ شرح سفر او به ویتنام و مكزیك است برای یافتن پاسخ پرسش: «زندگی چیست» او كشفیات و مشاهداتش را مطرح می‌كند و پس از جبهه‌گیری‌ها و نتیجه‌گیری‌های ضد و نقیض و پی در پی، به وادی سرگردانی می‌افتد.

 

در كتاب «جنس ضعیف» هم اوریانا فالاچی جوان، سفر خود را به دور دنیا شروع می‌كند تا بتواند پاسخ یا نشانی برای مشكلات زنان پیدا كند كه حول محور این موضوع هست: «زن به دنیا آمدن» (مقدمه كتاب). او توریست نیست، پس پشت مینیاتورهای ظریف و زنان اثیری شرقی واقعیت احوال آنان را ثبت می‌كند.

 

برای كشف «جنس ضعیف» به زندگی پشت حصار زنان مسلمان پاكستانی و پروانه‌های آهنین هندی سرك می‌كشد؛ از پاهای باندپیچی شده زنان كارگر چین و مادرسالارهای جنگل‌های بكر مالزی می‌گذرد؛ به زنان اسرارآمیز و مطیع ژاپن و زنان فراموش‌شده هاوایی می‌رسد و از آنجا با زنان قدرتمند نیویورك سفرش را پایان می‌دهد.

 

 تجربیات او در این سفرنامه كه به یك كابوس می‌ماند در سال 1961 منتشر می‌شود و از زندگی اجتماعی زنانی كه در جوامع مردسالار زندگی می‌كنند، پرده برمی‌دارد. برای زنانی كه در یكی از حساس‌ترین فصل‌های تاریخ معاصر نفس می‌كشیدند یعنی در بطن انقلاب‌ها و جنگ‌های داخلی و جنگ سرد؛‌ تحولات سیاسی نقش پررنگی در دگرگونی احوال‌شان داشت.

 

 گاندی گفته بود: «هیچ انقلابی را نمی‌شود عظیم تلقی كرد مگر اینكه زنان یك كشور و نحوه زندگی‌شان را دگرگون كند.» (ص 39) از همین‌رو پس از انقلاب گاندی‌، وضعیت زنان هند هم تغییر كرد.

 

 قانون به زنان حق ازدواج مجدد داد و به آنها در سال 1935 حق رای داد، یعنی پیش از حق رای زنان فرانسوی و ایتالیایی.‌ (ص 42) آنها در كشوری كه كنترل تعداد فرزندان از گناهان كبیره محسوب می‌شد، توانستند با روش‌های مختلف از زاد و ولد بی‌رویه جلوگیری كنند. همین تغییرات پس از انقلاب چین هم اتفاق افتاد. قانون، تعدد زوجات را ممنوع و مرد و زن را برابر اعلام كرد. این انقلاب، زنان چینی را بدل به سربازهای متحدالشكل كرد و آنها را به قول خودشان از شر عشق خلاص نمود.

 

متوجه شدند كه وظیفه اجتماعی آنها بر جنسیت آنها می‌چربد و باید در اجتماع بدون جذابیت‌های زنانه حاضر شوند. بسیاری از زنان چینی به كارخانه‌های لوازم آرایشی هجوم بردند و خواستار تعطیلی آنها شدند. قبل از انقلاب 70درصد زنان چینی بی‌سواد بودند! اما پیشرفت زنان ژاپنی مدیون جنگ و اشغال ژاپن توسط آمریكا بود. زنان ژاپنی تنها كسانی بودند كه در جنگ خانمان‌سوز پیروز شدند. كلمه «شوگو گجوفین» یعنی زنی كه كار می‌كند، قبل از جنگ یك دشنام بود.‌

 

 (ص 139) اما پس از جنگ و ازدواج‌های بسیار با آمریكایی‌ها آنها به مجلس این كشور وارد شدند. زنان ژاپن برخلاف زنان هندی كه مبارزات مسالمت‌آمیز بسیار برای حفظ لباس سنتی كشورشان؛‌ «ساری» كردند، اصرار زیادی برای پوشیدن «كیمونو» لباس سنتی ژاپنی، نداشتند.

 

 به اعتقاد زنان هند، ساری، پرچم كشورشان بود و قبل از زن بودن، هندی بودند. اما ژاپنی‌ها می‌كوشیدند تا با عمل‌‌های جراحی زیبایی نشانه‌های آسیایی بودن‌شان را پاك كنند. (ص 141) اوریانا در جریان مشاهداتش به ما نشان می‌دهد كه در همه آن سال‌ها تغییرات چنان بوده كه خیلی از آنها ربطی به انقلاب‌ها و جنگ‌ها نداشتند، بلكه بر اثر آن تغییرات بود كه انقلاب‌ها شكل گرفتند.

 

 زنان چینی قبل از انقلاب مائو خود را از بند بسیاری از رسوم آزاد كرده بودند (به عنوان مثال باندپیچی‌ كردن پاها ص 96) و از آن سال‌های پرهیاهو تا امروز، زنان مبارزات بسیاری كردند. اما به دلیل مسائل ریشه‌ای فرهنگی و تاریخی در این ممالك زندگی زنان به‌رغم پیشرفت‌های بسیار، همچنان از اصل و ماهیت حقیقی خود فاصله بسیار دارد. موارد زیر، دلایلی است كه می‌توان برای ترجمه و انتشار این اثر اقامه كرد، و در حكم توجیهی برای آن در نظر گرفت:

 

 1‌- همچنان در سال 2008 ،70 درصد فقیرترین افراد جهان را زنان تشكیل می‌دهند.

 2‌- در بهترین شرایط حقوقی در اروپا و آمریكا و ژاپن، زنان سه‌چهارم مردان دستمزد می‌گیرند.

 3‌- همچنان در هر ساعت 18 زن هندی قربانی رفتار خشونت‌آمیز می‌شوند.

 4‌‌- در سال 2008 یك‌ میلیون و 500 زن چینی به خاطر شرایط سخت خانوادگی، خودكشی كردند.

 5‌- در سال 2008 پاكستان همچنان با معضلات ازدواج‌های اجباری، قتل‌های ناموسی، گروگان‌كشی زنان و دختران در قتل‌های خانوادگی و خودكشی آنها مواجه است.

 

البته بررسی همه زوایای این كتاب بحث دیگری است كه در این مجال نمی‌گنجد؛‌ اما ذكر دو نكته اهمیت دارد: اوریانا در «جایپور» به مراسمی برمی‌خورد كه توریست‌ها برای دیدنش بال بال می‌زنند: تشییع‌ جنازه. جمعیتی برای تماشای سوزاندن جنازه‌ای جمع شده بودند و بیوه آن جنازه دویده بود تا خودش را میان آتش بیندازد. (ص 58) در هند با وجود اینكه قوانین به زنان اجازه ازدواج مجدد را داده و خودسوزی بیوه‌ زنان بر سر جسدهای شوهران‌شان را ممنوع كرده، اما همچنان بسیاری از زنان هندی پس از مرگ شوهران‌شان خود را همراه با جنازه شوهر می‌سوزانند.

 

 برای آنها این یك باور است كه زنی بیوه در جامعه یك جنس ضعیف و بی‌مصرف است. پس تنها با وضع پاره‌ای از مقررات برای احیای حقوق زنان، زندگی آنها بهتر نخواهد شد، بلكه تبعیت همه از لزوم اجرای یك قانون، شرط اساسی‌تر است. با وجود اینكه زنان موفق هندی بسیار هستند و از گذشته بسیاری از آنها در مجلس این كشور یا دیگر مقام‌های مهم دولتی و تجاری حضور دارند اما آنچه در اجتماع و در زندگی روزمره زنی در هند می‌گذرد بسیار متفاوت است.

 

 اوریانا فالاچی در هند به دیدن یكی از زنان شناخته‌شده آن كشور می‌رود. زنی كه ریاست دست‌‌كم 30 سازمان ملی را بر عهده داشت. «راج‌كامورای امیركائور» تنها دختر «مهاتما گاندی»‌ (ص 37) او اعتقاد داشت زنان هندی دیگر مانند گذشته پروانه‌هایی بی‌آزار نیستند. (ص 40) بلكه مبارزه و تحمل شرایط سخت، آنها را به پروانه‌هایی آهنین تبدیل كرده است.

 

 اما به روایت اوریانا فالاچی وقتی كه پرسه‌ای در هند بزنیم به اعتقاد دختر گاندی، مشكوك خواهیم شد. زنان موفق هند و بسیاری از جوامع مردسالار و متعصب صرفا به واسطه پشتوانه قومی و نژادی یا ثروت توانسته‌اند به مقام‌های مهم دست پیدا كنند، در حالی كه زنان هندی به عنوان «كارخانه‌های بزرگ بچه‌سازی» شهرت دارند.

 

 پس صرف حضور چند زن در مجلس و صحنه سیاست هم به‌ تنهایی دلیلی بر اوضاع مساعد زنان یك كشور نیست، كما اینكه زنان موفقی هم در عرصه‌ سیاست پاكستان هستند، مانند زنده‌یاد «بی‌نظیر بوتو» اما همچنان در كشور پاكستان میزان مشاركت زنان در نیروی كار پایین‌تر از هر كشور دیگری است.

 

 همه زنان- جنس ضعیف- در تمام دنیا و از هر نژاد و قوم، آیا دارای طبیعتی مشترك هستند؟ مادر می‌گفت كانال تلویزیون را عوض نكن احساس می‌كنم در این فضاها هستم. تلویزیون تصاویری از چمنزارهای معتدل را نشان می‌داد.

 

جنس ضعیف
نویسنده: اوریانا فالاچی
ترجمه: یغما گلرویی
انتشارات نگاه 1387