اصلاحات اجتماعی و انقلاب
اصلاحات اجتماعی و انقلاب
انقلاب (Revolution)
«انقلاب» بر وزن «انفعال» مصدر عربی است که از فعل «قَلَبَ» مشتق شده است و به معنای «تغییر و دگرگونی و زیر و رو شدن» است . فلاسفه این واژه را به معنای «طغیان علیه وضع موجود ، به منظور برقراری وضع مطلوب» دانسته اند و آن را به دو بخش انقلاب فردی و اجتماعی تقسیم کرده اند که بر این اساس ، انقلاب فردی نیز خود می تواند حیوانی یا انسانی باشد . حالت حیوانی وقتی رخ می دهد که فرد ، تنها در راستای یک هدف جاه طلبانه یا شهوت جویانه قرار گیرد؛ اما حالت انسانی انقلاب فردی ، قیام قُوای عالی انسان ، علیه قُوای دانی وی است که «توبه» نام دارد و نشان دهنده حالتی در انسان است که در حیوانات، دیده نمی شود .1 نمونه دیگر انقلاب های فردی ، «عشق» است که در حیوانی یا انسانی بودنش ، اختلاف است .
اما در علوم اجتماعی ، انقلاب ، یک مفهوم قدیمی است که تعاریف متعددی از آن ارائه شده است و هر یک از متفکران و اندیشمندان ، برداشت های خاص و گاه متفاوتی از آن داشته اند . با این حال ، این اصطلاح ، در زمینه های گوناگون زندگی بشر ، چه به صورت فردی و چه اجتماعی ، با مفهوم کلی و اساسی «تحول و دگرگونی» به کار برده می شود .
این واژه که معادل «ثَوره» و «انتفاضَه» در زبان عربی است ، در زبان فارسی برای بیان نوع خاصّی از تحول اجتماعی به کار برده می شود و مفهوم مصطلح آن عبارت است از : «تحوّلی کیفی و بنیادی و چرخشی عظیم و اساسی در حیات جامعه»؛ اما معنای آن در علم جامعه شناسی عبارت است از : «سرنگونی یک نظام کهنه و فرسوده و جایگزینی آن با یک نظام نو و متفاوت» .2
بنا بر این ، انقلاب ، یک تحول سیاسی پیچیده ، طولانی و خشونت آمیز است که سازماندهی و بسیج سیاسی از مهم ترین ابعاد آن محسوب می شود . نارضایی اجتماعی ، پیدایش گروه های بسیجگر ، ناتوانی قوای سرکوبگر دولتی و کوشش برای ایجاد و ساخت جدید قدرت ، عناصر اصلی هر وضیعت انقلابی را تشکیل می دهند .3 به عبارت دیگر ، «انقلاب ، نوعی عصیان و طغیان علیه نظم موجود و وضع حاکم بر جامعه است که به منظور برقراری نظمی نو و وضعی مطلوب ، صورت می گیرد و مبتنی بر نارضایتی از یک وضع و آرزوی وضعی دیگر است . البته وجود عنصر نفی و انکار وضع حاضر ، در تحقق یک انقلاب ، ضروری است» .4
مارکس با این که اصطلاح «انقلاب» را در مورد هر قیامی به کار برده است ، اما معنای انقلاب از نظر وی : «تغییر در شیوه تولید ، با تغییرات بعدی در همه عناصر تبعی پیچیده اجتماعی ... و انتقال از یک مرحله ویژه به مرحله ای دیگر» است .5 برخی از نظریه پردازان انقلاب ، برای تبیین نظرات خود وارائه یک طرح مفهومی از انقلاب ، به آسیب شناسی (pathology) پناه برده ، انقلاب رایک بیماری انگاشته و گفته اند: «ما انقلاب ها را همچون تب می انگاریم».6
اما شاید بهترین تعریفی که تا به امروز ، درباره انقلاب ارائه شده است ، تعریف ساموئل هانتینگتون (Samuel hantington) باشد . او انقلاب را دگرگونی صریحی می داند که در مبانی و اساس نظام های سیاسی حاکم ، رخ می دهد و همراه با خشونت است . انقلاب ، در پی تعمیق شکاف بین توقّعات فزاینده مردم (که ناشی از نوسازی است) و توانایی اندک دولت در تحقق توسعه سیاسی در کشور به وجود می آید و ارزش ها و اسطوره های مسلّط بر جامعه و نیز نهادهای سیاسی ، ساختارهای اجتماعی ، رهبری و فعالیت های حکومتی و سیاسی را دستخوش تغییر و تحول می سازد .7
اصلاح (Reform)
بازسازی یا «اصلاح» به معنای سامان بخشیدن به امور است و نقطه مقابل «اِفساد» شمرده می شود . اصلاح و اِفساد ، یکی از زوج های متضادی است که به طور مکرر در قرآن آمده است . از دیدگاه قرآن ، «اصلاح طلبی» به عنوان راهبرد اصلی حرکت پیامبران در برابر فتنه گری و فساد انگیزی دشمنان و صاحبان زر و زور و تزویر ، تلقی شده است ، به طوری که از زبان شعیب پیامبر می خوانیم که : «من هیچ اراده و انگیزه و مقصدی جز اصلاح ، هر آن قدر که بتوانم ، ندارم و موفقیتم جز به دست خدا نیست ...» .8 در قرآن ، اصلاح طلبی ، در سه سطح : اصلاح میان دو فرد (اصلاح ذات البین) ، اصلاح محیط خانوادگی و نیز اصلاح محیط بزرگ تر اجتماعی ، مورد توجه قرار گرفته است .9
اندیشه وسیره ائمه و مصلحان پیرو آنان نیز چیزی جز اصلاح طلبی نبوده است ، تا آن جا که امام صادق (ع) می فرماید : «اگر دو روز کسی با هم یکسان باشد ، زیانکار است» .10 از این رو ، اصلاحگری و اصلاح طلبی و حرکت به سوی وضع مطلوب یا وضعی بهتر از وضع موجود ، از اصول جامعه دینی و از وظایف افراد این جامعه است ، به طوری که فریضه امر به معروف و نهی از منکر ، به منظور نهادینه کردن اصلاحگری در جامعه اسلامی ، واجب شده است .11
ارزش و اهمیت اصلاح طلبی، تا آن جاست که حضرت علی (ع) از آن به عنوان «فلسفه تشکیل حکومت» و «مأموریت حکومت دینی» یاد می کند ، از جمله این که می فرماید : «خدایا ، تو می دانی که جنگ و درگیری ما برای به دست آوردن قدرت و حکومت و دنیا و ثروت نبود؛ بلکه خواستیم نشانه های حق و دین تو را به جایگاه خویش بازگردانیم و در سرزمین های تو اصلاح را آشکار سازیم ، تا بندگان ستمدیده ات در امن و امانْ زندگی کنند و فرمان های فراموش شده تو ، بار دیگر اجرا گردد»12 و یا در جای دیگری ، امام حسین (ع) نیز علت و اساس قیام خونین خود را اصلاحگری در امّت پیامبر (ص) و زنده کردن فریضه امر به معروف و نهی از منکر می شمارد .13
در ادبیات فارسی به جای اصطلاح «اصلاح» از واژه «بهبود» استفاده شده است :
بوی بهبود ز اوضاع جهان می شنوم
شادی آورد گل و باد صبا شاد آمد (حافظ)
البته حافظ در این بیت ، بر کاربرد سیاسی این کلمه تأکید دارد .
و اما اصلاح از دیدگاه جامعه شناسی به اقداماتی گفته می شود که «برای تغییر و تعویض برخی از جنبه های حیات اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی صورت می گیرد ، بدون آن که بنیاد جامعه را دگرگون کند ، مانند : اصلاحات ارضی ، آموزشی ، اداری ، انتخاباتی و ... پس ، از این دیدگاه ، اصلاح ، آن چنان تغییراتی است که از چارچوب نظام اجتماعی موجود ، فراتر نمی رود و تناسب قوای سیاسی لحظه موجود را کم و بیش ، منعکس می سازد» .14
به تغییراتی که در یک جامعه روی می دهد ، اگر بنیادی نباشد و جامعه را از بنیاد و ساختمان اصلی و نظامات حاکم بر آن دگرگون نسازد ، بلکه تغییراتی را جهت بهبود اوضاع به وجود آورد ، اصلاح گفته می شود .
در یک کلام می توان گفت که : حرکت یا خیزش غیر بنیادین برای پیشگیری از انقلاب یا برای حفظ و تداوم نظام موجود را «اصلاح» می گویند .
در حیطه معنایی ، دو اصطلاح «انقلاب» و «اصلاحات» ، اصطلاحاتی چون : شورش ، کودتا ، نهضت و نهضت استقلال طلبانه وجود دارد که ممکن است با آنها تداخل مفهومی پیدا کند ، لذا لازم است این اصطلاحات را تعریف نموده ، تفاوت آنها را با انقلاب و اصلاحات اجتماعی مشخص کنیم .
شورش (Revolt)
این واژه و واژگان مشابهی مانند : طغیان ، اغتشاش و قیام ، حرکت هایی مقطعی و یا واکنش هایی با ماهیت و دامنه متفاوت هستند که گهگاه مقدّمه حرکت انقلابی قرار می گیرند و در بسیاری مواقع ، از : همراهی مردم ، ایدئولوژی (مکتب فکری) جدید جایگزین و برنامه ای برای تغییر نهادهای سیاسی و اجتماعی بی بهره هستند . بسیاری از شورش ها در مدتی کوتاه ، اوج می گیرند و فرو می نشینند .15 به عبارت دیگر ، شورش ، بروز امواج نارضایتی در میان یک قشر یا اقشاری از جامعه ، علیه نظام حاکم است که منجر به طغیان ناگهانی آنها می گردد ؛ امّا هدف نهایی هر شورش ، تحقّق یک خواست اجتماعی است که ممکن است از سوی حکومتگران ، پذیرفته شود یا رد گردد .
شورش ، ممکن است موجب ایجاد تغییراتی در سیاست ها ، رهبری و یا نهادهای سیاسی جامعه شود؛ ولی ساختار و ارزش های مسلّط سیاسی و اجتماعی را دگرگون نمی سازد؛ زیرا هدف شورش ، تنها نفس تغییر است ، بدون آن که جایگزینی در نظر داشته باشد .16
کودتا (Coupdetate)
حرکتی توطئه آمیز و غیرقانونی است که توسط گروهی اندک ، ولی صاحب ابزار قدرت مادّی ، به منظور سرنگونی نظام حاکم و به دست گرفتن قدرت سیاسی صورت می گیرد . در کودتا ، گروه های اجتماعی نقشی ندارند .17 البته نتایج عملی تمام کودتاها یکسان نیست . زمانی تغییرات به تغییرات سیاسی و جا به جا شدن دولت مردان می انجامد و گاه سبب تغییرات عمیق اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی می گردد .
اصل بر این است که مردم در کودتاها نقش نداشته باشند؛ اما برخی از کودتاهای نظامی ، پس از شورش ها و اعتصابات مردمی رخ داده است ، مانند : کودتای «افسران آزاد» به رهبری جمال عبد الناصر که در سال 1952 میلادی ، علیه رژیم سلطنتی ملک فاروق در مصر تحقق یافت و به استقرار جمهوری ، خروج نیروهای انگلیسی ، اصلاحات ارضی و ... انجامید . به این گونه کودتاها «کودتای انقلابی» نیز گفته می شود . عمده تغییر و تحول های صورت گرفته در بسیاری از کشورهای افریقایی و آسیایی و امریکای لاتین ، از طریق کودتا بوده است و کودتاگران عمل خود را به عنوان «انقلاب» معرفی کرده اند .18
نهضت (Movement)
حرکتی معمولاً دراز مدت است که انقلاب ، فقط بخشی از آن به شمار می آید ، مانند : نهضت اسلامی ایران که دست کم از اوایل دهه 1340 ش ، قابل ردیابی است . نهضت ، ممکن است به شکل تلاش های فکری و فرهنگی آغاز شود و سپس در اثر گسترش افکار جدید ، رنگ سیاسی و انقلابی به خود بگیرد و یا حتی به انقلاب ، منجر نگردد .
نهضت استقلال طلبانه (Independent movement)
نشانگر تلاش یک جامعه ، علیه حاکمیت بیگانه است . در مقابل آن ، جنبش جدایی خواهانه (Separation movement) قرار دارد که ناشی از قیام و شورش بخشی از جامعه و کشور ، علیه حاکمیت مرکزی ، به منظور کسب نوعی استقلال و حاکمیت محلّی صورت می گیرد . هیچ یک از این دو نوع تحوّل سیاسی و اجتماعی ، به طور الزامی موجبات تغییر ارزش ها و ساختارهای اجتماعی را فراهم نمی کنند .19 به عبارت دیگر ، شورش های ملّی یا ضد استعماری ، شورش انقلابی به شمار نمی روند؛ زیرا در انقلاب ، رژیم قدیم ، قدرت خود را به طور کامل از دست می دهد ، در حالی که در شورش ضد استعماریِ موفقیت آمیز ، دولت استعمارگر ، دست از مستعمره می کشد . همچنین درگیری میان دو ساخت سیاسی ، با جایگاه جغرافیایی مشخص و نیروهای سرکوبگر مجزّا ، شورش انقلابی نیست و جنگ داخلی محسوب می شود .20
تفاوت اصلاحات اجتماعی با انقلاب
لنین درباره تفاوت اصلاح (رفورم) و انقلاب می نویسد : «مفهوم رِفُرم ، بدون شک با مفهوم انقلاب ، متناقض است . فراموش کردن این تناقض و عدم توجه به مرز میان این دو مفهوم ، موجب بروز اشتباهات جدی می گردد؛ ولی این تناقض ، مطلق و این مرز ، جامد نیست؛ بلکه زنده و متحرک است و در مورد هر پدیده باید آن را جدا بررسی کرد .21
همان طور که قبلاً نیز اشاره شد ، اصلاح و انقلاب ، تنها در مورد اجتماع صادق نیست؛ بلکه در مورد افراد نیز صدق می کند ، به طوری که تغییر در اخلاق و رفتار اجتماعی یک فرد نسبت به گذشته را اصلاح می نامند و تحوّل عمیق در روحیات و خلق و خوی او را انقلاب می گویند .
به طور کلی برای هر پدیده ای ، دو بعد ظاهر و باطن ، قالب و محتوا ، شکل و ماهیت ، پیدا و نهان ، و یا ذات و معنا در نظر گرفته می شود ، که در این صورت ، تغییر در بعد اول (ظاهر ، قالب ، شکل و ...) را رِفُرم و دگرگونی در بعد دوم (باطن ، محتوا ، ماهیت و ...) را انقلاب می نامند .
اما در کل ، تفاوت های اساسی بین دو مفهوم انقلاب و اصلاحات اجتماعی را می توان به صورت زیر دسته بندی کرد :22
1 . در انقلاب ، نارضایتی عمومی و فراگیر از وضعیت موجود جامعه و نومیدی از اصلاح و بهبود امور و شرایطْ وجود دارد؛ اما در اصلاحات اجتماعی ، نارضایتی در حدّ اعتراض به برخی از اشتباهات و کمبودهای موجود ، وجود دارد و مردم امیدوارند که با بیان مشکلات و ضعف ها، شرایط اجتماعی شان رو به بهبود و اصلاح برود .
2 . در انقلاب ، شکل گیری رهبری و هسته بسیجگر (در ساختارهای اجتماعی و سیاسی) مطرح است؛ اما در اصلاحات اجتماعی ، اگر رهبری و هسته واحدی هم باشد ، اولاً به قدرت و قوّت رهبران و کارگزاران انقلابی نیست ، ثانیا علیه نظام موجود و آرمان هایش نیست .
3 . در انقلاب ، اندیشه ها و مکتب های نوینی هست که به بسیج عمومی می پردازد و غالبا نیز با اقبال عموم افراد جامعه روبه رو می شود؛ اما در اصلاحات اجتماعی ، اندیشه ها و ایده های نوین ، مانند اندیشه های انقلابی (یعنی ساختار شکن و هیجان برانگیز) نیست و غلبا به اندازه تفکرات و طرح های وضعیت انقلابی ، به طور همه جانبه و گسترده ، مورد حمایت و اقبال توده مردم قرار نمی گیرد .
4 . در انقلاب ، روحیه و اراده انقلابی ، به طور فراگیر و گسترده در اجتماع ، جاری می شود و اندیشه های انقلابی به صورت آرمان و اسطوره در می آیند . بنا بر این ، هر کس که در چارچوب نظام قرار دارد و این اندیشه ها و نظرات را نمی پذیرد نیز چاره ای جز سکوت و تمکین ندارد؛ اما در برنامه های اصلاحی ، اعتراض و انتقاد مخالفان برنامه ها ، نمود و بروز آشکار و تعمّدی دارد .
5 . در انقلاب ، مبارزات اجتماعی با خشونت و کوبندگی همراه است؛ اما در ارائه طرح های اصلاحی ، مبارزه ، اغلب بدون خشونت است و هر گونه رویارویی به صورت مناظره ، گفتمان و ارائه نظریّه ها و نقدهای متقابل است .
6 . انقلاب ، پدیده ای مقطعی است و زمانی روی می دهد که ضعف و کمبودهای مختلف ، یک نظام اجتماعی را به آستانه انفجار و انحطاط می رساند و بعد از پیروزی و رهایی جامعه از وضعیت نا به هنجار پیشین ، آن نظام ، از وضعیت انقلابی در می آید؛ اما اصلاحات اجتماعی ، یک پدیده تدریجی و مداوم است و مشکلات و ضعف هایی که توسط برنامه های اصلاحی برطرف می شوند معمولاً در حدّی نیستند که جامعه را در آستانه انفجار و دگرگونی قرار دهند .
7 . دگرگونی در ساختار اجتماعی و سیاسی و تحوّل در نظام سیاسی ، مخصوص انقلاب هاست ؛ اما در اصلاحات اجتماعی ، هر چه هست ، آراستگی توأم با پیراستگی است ، آن هم در حدّ مفاهیم سیاسی و اجتماعی (نه ساختار و شکل) و نیز با حفظ و تداوم نظام سیاسی ای که قابل انتقاد است (نه شایسته انکار و نابودی) .
1 . پیرامون انقلاب اسلامی ، مرتضی مطهری ، تهران : صدرا ، 1364 .
2 . انقلاب اسلامی و ولایت مجتهد ، حسین باهِر ، قم : چهر ، 1357 .
3 . انقلاب و بسیج سیاسی ، حسین بشیریه ، تهران : دانشگاه تهران ، 1372 .
4 . پیرامون انقلاب اسلامی .
5 . سیری در نظریه های انقلاب ، مصطفی ملکوتیان ، تهران : قومس ، 1372 .
6 . کالبد شکافی چهار انقلاب ، کربن برینتون ، ترجمه : محسن ثلاثی ، تهران : نشر نو ، چاپ پنجم ، 1370 .
7 . سامان سیاسی در جوامع دستخوش تحول ، ساموئل هانتینگتون ، ترجمه : محسن ثلاثی ، تهران : علمی ، 1370 .
8 . سوره هود ، آیه 88 .
9 . نهضت های اسلامی در صد ساله اخیر ، مرتضی مطهری ، تهران ، صدرا ، 1364 .
10 . آثار الصادقین ، جلد 15 ؛ أمالی الصدوق ، ص 766 .
11 . ده گفتار پیرامون انقلاب اسلامی ، محمدرضا مجیدی ، قم : پژوهشکده فرهنگ ومعارف ، 1382 ، گفتار پنجم.
12 . نهج البلاغه ، خطبه 13 .
13 . حماسه حسینی ، مرتضی مطهری ، جلد 3 .
14 . فرهنگ علوم سیاسی ، غلامرضا علی بابایی ، تهران : شرکت نشر و پخش ، 1369 .
15 . ده گفتار پیرامون انقلاب اسلامی ، گفتار سوم .
16 . تحلیلی بر انقلاب اسلامی ، منوچهر محمدی ، تهران : امیر کبیر ، 1370 ، ج 3 .
17 . انقلاب اسلامی در مقایسه با انقلاب های فرانسه و روسیه ، منوچهر محمدی ، تهران : نویسنده ، 1370 .
18 . ده گفتار پیرامون انقلاب اسلامی ، گفتار سوم .
19 . تحلیلی بر انقلاب اسلامی ، ج 3 .
20 . انقلاب و بسیج سیاسی .
21 . انقلاب اسلامی و ولایت مجتهد .
22 . هر چند که بر سر تعریف انقلاب ، اتفاق نظری وجود ندارد ، اما ویژگی های ذکر شده ، مورد قبول بسیاری از صاحب نظران است .
دیگر منابع :
ـ راه انقلاب (مجموعه مقالات پژوهشی درباره انقلاب اسلامی) ، تهران : نشر هماهنگ ، چاپ اول ، 1378 .
ـ اصلاحات امریکایی و قیام پانزده خرداد ، عباس خلجی ، تهران : مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، چاپ اول ، 1381 .
ـ اصلاحات و شایسته سالاری از منظر امام علی (ع) ، میکائیل صفایی ، تبریز : نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه علوم پزشکی تبریز ، چاپ اول ، 1380 .