گزارش جلسه سوم درس انسان شناسي فرهنگي :
گزارش جلسه سوم درس انسان شناسي فرهنگي :
زبان :
براي شناخت وتسلط بر هر دانشي از جمله انسان شناسي ما بايد به سه حوزه از آن دانش مسلط وآشنا شويم : 1) زبان رشته 2) بينش 3) روش
براي ورود به هر رشته اي ما بايد آمادگيهاي شناختي ، عاطفي واجتماعي – ارتباطي را پيدا كنيم .فرد زماني قادر است علمي را بياموزد كه انگيزه كافي براي تحمل سختيهاي آن علم را داشته باشد .بايد انگيزش هاي دروني –رواني عاطفي براي فراگرفتن يك دانش در ما شكل بگيرد. البته زمينه اجتماعي –سياسي-فرهنگي هم بايد باشد .
در انسان شناسي مفاهيم كليدي مانند فرهنگ ، هديه ، آداب ورسوم ، سنت ،الگوهاي فرهنگي ، فرهنگ يابي ، سنت فرهنگي ، نسبت فرهنگي ، بينش انسان شناسانه ، مردم نگاري ، مردم شناسي ، قبيله ، پتلاج و...نمونه هايي از مفاهيم انسان شناسانه هستند كه انسان شناسان براي توصيف ، توزيع و تحليلفرهنگ از اين زبان يا گفتمان استفاده ميكنند.هر علمي يك گفتمان است . هر كسي كه ميخواهد هرفرهنگي را بشناسد بايد زبان آن را بداند .براي انسان شناسي هم بايد زبان آن رافراگرفت .منظور از زبان يك نظام دلالت و نشانه است . نقاشي ، عكاسي ، فيلم...هر كدام يك زبان هستند به اين معنا كه يك نظام دلالت هستند ، عكاس ، نقاش و هنرمند كسي است كه با زبان آن حوزه مشخص كارش آشناست . در انسان شناسي ما بايد زبان اين رشته رابايد بگيريم تا تا از مساءل ، موضوعات ، روشها وبينش آن را ياد بگيريم . تمام ابعاد يك رشته در زبا ن آن منعكس شده است از اين رو زبان رشته اي مهمترين ركن هر رشته است .
درعلوم اجتماعي ما ايده هايمان را به صورت مفاهيم ارائه ميكنيم اما در علوم ديگر عمدتاَ علاوه بركلمات راههاي ديگري هم براي انتقال دستاوردهاي آن علوم وجود دارد (محصول محور) برخي از علوم خدمات محورند. برخي ديگر مهارت محورند .
در علوم اجتماعي جامعه شناسان ، روان شناسان ، وديگران مفاهيم را از زبان عاميانه مي گيرند و به زبان علمي تبديل مي كنند. مادر علوم اجتماعي همان مفاهيمي را به كار ميگيريم كه مردم به كار مي برند . تحرك اجتماعي ، قوم ، روابط اجتماعي ، مشكلات اجتماعي ، پيشرفت ،آزادي ، فرد و...مفاهيم علوم اجتماعي اند.مردم در زندگي روزمره با اين مفاهيم سروكار دارند پس اين مفاهيم را اول مردم ميسازند وبعد جامعه شناس اين مفاهيم را مي گيرد در يك گفتمان در يك فضاي معناي متفاوت به كار مي گيرد به همين دليل زبان علمي با زبان عاميانه فرق دارد.مشكل اين رشته اين است كه زبان اين رشته كاملاَ شبيه به زبان عاميانه است امادر ساير رشته ها زبان علمي با زبان عاميانه فاصله دارد پس متخصصين قادرند مرز نمادين بين رشته را تشخيص بدهند.
فرق زبان عاميانه با زبان علمي
احساسي غيراحساسي
قطعي غير قطعي يا عدم قطعيت واحتمال
شخصي غيرشخصي وتعميم يافته
مبهم بودن وايهام دقيق و روشن
براي جلسه آينده 20واژه انتخاب كنيد از لغتنامه وفرهنگنامه علوم اجتماعي وبعد بگوءيد در زبان عاميانه يعني چه؟
فاطمه ملا احمدي درس انسان شناسي فرهنگي
الف (زبان علمي ) ب (زبان عاميانه )
1- فرهنگ :
الف- عبارتست از ارزشهايي كه اعضاي يك گروه معين دارند ، هنجارهايي كه از آن پيروي مي كنند و كالاي مادي كه توليد مي كنند. به مجموعه شيوه زندگي اعضاي يك جامعه اطلاق ميشود ، چگونگي لباس پوشيدن آنها ، رسمهاي ازدواج وزندگي خانوادگي ، الگوهاي كارشان ، مراسم مذهبي و سرگرميهاي اوقات فراغت ، همه را دربر مي گيرد همچنين شامل كالاهايي مي شود كه توليد مي كنند وبراي آنها مهم است .
ب- دانش ، آگاهي . مجموعه ي هنر ، ادبيات ، موسيقي ، نقاشي
2-اجتماعي شدن :
الف -شيوه هاي فرهنگي كه در آن متولد شده است تبديل مي شود . اجتماعي شدن نسلهاي مختلف را به يكديگر پيوند مي دهد .
ب - توانايي ارتباط برقرار كردن با ديگران
3- فرقه :
الف- جنبشي مذهبي كه از آئين رسمي جدا مي شود .
ب : گروه
4- وابستگي :
الف- يك نظام حمايتي كه در آن خدمات در دسترس افراد معيني است كه در موقعيت هاي داراي نفوذ يا قدرت قرار دارند. اين حاميان ديگران را به وسيله پاداشهايي كه در اختيار دارند به خود وابسته مي سازند.
ب - تعلق خاطر
5- كجروي :
الف- نا همنوايي با هنجار يا مجموعه هنجارهاي معيني كه توسط تعداد قابل ملاحظه اي از مردم در اجتماع يا جامعه اي پذيرفته شده است
ب- منحرف شدن از ارزشها واصول جامعه
6- خانواده :
الف - گروهي از افرادي است كه با ارتباط خوشاوندي مستقيماً پيوند يافته اند و اعضاي بزرگسال آن مسوليت مراقبت از كودكان را به عهده دارند.
ب- گروهي است متشكل از پدر ومادر وفرزندان
7-حزب سياسي :
الف- سازماني كه هدفش دستيابي به تسلط مشروع بر حكومت از طريق فرايند انتخاباتي است.
ب- گروهاي سياسي كه بعضي عليه نظام حكومتي وبغضي در جهت مخالف آن عمل مي كنند .
8 - گروه :
الف- عده اي از افراد كه با يكديگر كنش متقابل دارند . اينگونه كنش متقابل منظم معمولاَ اعضاء گروه را به عنوان واحدي مشخص با يك هويت اجتماعي كلي به يكديگر پيوند مي دهد .
ب- عده اي از افراد كه در جهت رسيدن به هدف يا اهداف معين با يكديگر همكاري مي كنند .
9- ازدواج :
الف- پيوند جنسي از نظر اجتماعي به رسميت شناخته شده و پسنديده بين دو نفر بزرگسال
ب- پيوند زناشوئي ميان يك زن ومرد به شكل شرعي وقانوني
10- دموكراسي :
الف - نظام سياسي است كه در آن مردم ، نه شاهان واشراف حكومت مي كنند .
ب- مردم سالاري
11 - شناخت :
فرايندهاي انديشه انسان شامل ادراك ، استدلا ل و يادآوري
ب- يادگيري به صورت عميق و جزئي
12-جامعه شناسي :
الف- جامعه شناسي را مي توان به عنوان مطالعه نظام يافته جوامع انساني ، با تاكيد خاص بر نظام هاي صنعتي امروزي تعريف كرد .جامعه شناسي علم است به اين مفهوم كه متضمن روشهاي نظام يافته پژوهش و ارزيابي نظريه ها در پرتو مدارك و استدلال منطقي است اما نمي تواند مستقيماَ به قالب علوم طبيعي ريخته شود ، زيرا مطاله رفتار انساني اساساَ با مطاله جهان طبيعت فرق دارد .
ب- يكي از رشته هاي شاخه علوم انساني كه به مطالعه جامعه ومسائل مربوط به آن مي پردازد .
13- حكومت :
الف- اجراي منظم سياست ها و تصميمات از سوي مقامات اداري در درون يك دستگاه سياسي .
ب- فرمان روايي وتسلط يك نفر يا يك گروه بر عده ديگر در داخل مرزهاي سياسي
14- فحشا :
الف - برآوردن خواهشهاي جنسي در برابر پول .
ب- رفتار جنسي نامشروع
15- جنگ :
الف- يك پديده مبارزه و ستيزه آميز هدفمند است . سازمان يافته ، مقيد به قواعد حقوق خصوصي و عمومي است داراي دو عنصر عيني و ذهني است . در زمان و مكان محدود .
ب- نزاع و درگيري
16 - قوانين :
الف- هنجارهايي هستند كه توسط حكومت ها به عنوان اصولي كه شهروندانشان مي باست از آنها پيروي كنند وضع مي گردد .
ب- اصولي كه رفتار افراد جامعه را در يك چارچوب مشخص محدود مي كند .
17- پايگاه :
الف- به تفاوتهاي ميان گروههاي اجتماعي از نظر احترام يا اعتبار اجتماعي كه ديگران براي آنها قائل مي شوند اطلاق مي گردد .
ب- موقعيت اجتماعي فرد در مقابل ديگران
18- بيگانگي :
الف- احساس اينكه تواناييهاي ما به عنوان انسان توسط موجودات ديگري در اختيار گرفته شده است . اين اصطلاح در اصل توسط ماركس براي اشاره به فرافكني قدرتهاي انساني به خدايان به كار برده شده است ، بعدها او اين اصطلاح را براي اشاره به از دست رفتن كنترل كارگران بر فرايند كار و محصولات كارشان به كار برد .
ب- احساس غريبي كردن ، غريب بودن در ميان عده اي از افراد كه آنها با هم آشنا هستند .
19-جرم :
الف - عبارتست از هر شيوه رفتاري كه قانون را نقض كند .
ب- رفتار ناپسند ومذمومي كه عامل آن بايد مجازات شود به وسيله قانون .
20- تعليم وتربيت :
الف- دوركيم : آموختن اطاعت از انضباط به افراد ( انضباط بايد خصلت مقتدرانه داشته باشد )
ب- آموزش