موضوع: كتاب مجموعه مقالات همايش انسان شناسي فرهنگي و اخلاق شهروندي
| موضوع: كتاب مجموعه مقالات همايش انسان شناسي فرهنگي و اخلاق شهروندي | ||
شناسنامه اثر: دبير علمي همايش:دكتر عباس كاظمي تعداد صفحات : 241 تعداد مقالات : 12 اوقات فراغت براي شهرونـدان و دانش آموزاني که در فضاي قانونـــمند شهري با آپارتمانهاي کوچـک و آلودگي هاي مختلف گردهم آمده اند، مي تواند با برنامه ريزي درست در سطح خرد و کلان نقش مهم و حياتي ايفا کند. سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران نيز با استناد به همين موضوع سعي بر هرچه پربارتر کردن اوقات فراغت شهروندان تهراني دارد. همايش (اوقات فراغت در شهر تهران) در راستاي اين اهداف توسط مرکز مطالعات فرهنگي شهر تهران با همکاري جهاد دانشگاهي دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران برگزار گرديد. مجموعه حاضر دستاورد همايش فوق مي باشد، که در صدد نشان دادن الگوهاي گذران اوقات فراغت شهروندان، چالش ها و مشکلات موجود در اين حوزه مي باشد. |
||
فهرست مقالات 1. چالش محله هاي فرودست و نقش مديريت شهري :مورد پژوهي بندر عباس |
||
2. تاثير تاكيد فرهنگي بر انتخاب فراغت شهري |
||
3. تحليلي بر وضعيت شهروندي در شهر تهران:نگاهي برمديريت شهري |
||
4. تقويت اخلاق شهروندي:راهي براي گذاربه مردم سالاري مشاركتي(1) |
||
5. شهر بي انضباط و محدوديت های ظهور شهروندي: با تاكيد بر فرهنگ ترافيك در تهران |
||
6. نقش اخلاق در توسعهي پايدار شهري محمد حسن مظفري |
||
7. تناقضات توسعه شهري: رشد شهري و فرهنگ ناموزون دکتر يعقوب موسوي |
||
8. شهروندان جوان و فضاهاي اجتماعي شدن دكتر مرتضي منادي |
||
9. جهانی شدن و تاثير آن بر حوزه فرهنگی شهر با تاکید بر اخلاق شهروندی مهرداد نوابخش |
||
1. چالش محله هاي فرودست و نقش مديريت شهري :مورد پژوهي بندر عباس |
||
| چكيده:وضعیت
نابسامان کالبدی، اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی سکونتگاههای فرودست شهری،
از مسائل مهم و دشوار بسیاری از کشورهای در حال توسعه است. در ایران، بخش
عمومی تحت فشارهای اجتماعی و سیاسی گهگاه مجبور به جلوگیری از تشکیل
سکونتگاههای غیر رسمی یا آوردن این سکونتگاهها به درون محدودههاي
شهری شده است. تمهید مقابله با تشکیل سکونتگاههای غیر رسمی در اکثر
مواقع با شکست مواجه شده است. بی شک تخریب این گونه سکونتگاه ها سرمایه
اقتصادی گروه های کم درآمد را که به مثابه بخشی از سرمایه اقتصادی –
اجتماعی شهرها نیز محسوب می شود، از میان می برد و در عین حال اقدامی غیر
انسانی محسوب می شود. همچنین، وجود سکونتگاه های فرودست در محله های کم
خدمات یا با بافت فرسودهي شهری (در عین حال رسمی) شاهد این مدعاست که
رسمی سازی سکونتگاههای غیر رسمی به خودی خود شرایط خدمات رسانی بهتر،
افزایش سرمایه گذاری کالبدی خصوصی یا حل مشکلات اقتصادی، اجتماعی، و
فرهنگی را فراهم نمیكند. به نظر می رسد اولویت نخست ظرفیت سازی در مقامات
محلی توسعهي شهری به منظور فراگیری نحوهي همکاری با گروه های کم درآمد و
اتخاذ سیاست ها و اجرای برنامه هایی در جهت منافع و توانمندسازی آنان است.
در این مقاله، داده های گردآوری شده درشهر بندرعباس در چارچوب طرح ارزیابی
تاثیر گذاری اجتماعی برنامههاي بهسازی محله های فرودست شهری بندرعباس ،
جهت شناخت فرایند ساختیابی سکونتگاهها و تبدیل آنها از نوع اسکان
غیررسمی به محله های فرودست شهری ، مورد تحلیل قرار می گیرد. هدف مقاله
این است که از طریق گشودن مشکلات اصلی گروه های کم درآمد ساکن و آثار
سیاستهای بخش عمومی در قبال سکونتگاههای فرودست شهری، ضرورت ظرفیت سازی
در مدیریت شهری را مورد تأکید قرار دهد.
واژگان کليدي: ، ایران، بندرعباس ، فقر شهری، ، ظرفیت سازی ، محله های فرودست شهری، مدیریت شهری پويا علاءالدينی استادیار برنامه ریزی اجتماعی، دانشکدهي علوم اجتماعی دانشگاه تهران مهرداد جواهری پور عضو هیات علمی دانشگاه آزاد، تهران-واحد مرکز |
||
2. تاثير تاكيد فرهنگي بر انتخاب فراغت شهري |
||
| چكيده:هدف
اصلي اين مقاله بررسي اين مساله است كه تاكيدات فرهنگي چه تاثيراتي بر
گذران و الگوی اوقات فراغت شهري مي گذارد. اهمیت این بررسی از آنجا روشن
می شود که يكي از مسائل مهم در برنامه ريزي اوقات فراغت ساماندهي الگوهای
فراغت شهري در ميان گروه هاي مختلف اجتماعي است. اما اين كار در دنياي
كنوني با چه موانعي روبروست؟ دو عامل اصلي را بايد در بررسي شكل گيري
الگوي فراغت مورد توجه قرار داد كه نسبت به گذشته تغییر کرده است. نخست.
ظهور پديده شهروندي فعال و دوم روبروشدن شهروندان با چالش هاي فزاينده در
زمان و فضاهاي فراغت به مثابه مولفه هاي اصلي الگوي فراغت. به عبارت ديگر
اگر اين سوال را مطرح كنيم كه ما در جهان جديد تقريبا در تمامي فضاهاي
عمومي و خصوصي فراغتي از استخرهاي شنا گرفته تا كوه و باشگاههاي ورزشي،
دامن طبيعت و كوه و صحرا و فضاهاي فراغت در الگوي فراغت خانه محور، با اين
مساله نهادي و متمركز روبرو هستيم كه چگونه مقوله هاي مختلف مانند استفاده
از فضاهاي فراغتي براي زيبايي، استفاده از فضاهاي فراغتي براي تندرستي و
سلامتي و نيز مكان هايي كه براي اوقات فراغت سازمان داده شده ساخته شده،
چگونه مصرف و مورد چالش قرار مي گيرد؟ پاسخ کلی ما در این مقاله به این
سوال اين است كه تاكيدات فرهنگي از طريق شهروندي فعال و چالش هاي زمان و
فضاي فراغتي بر انواع فراغت تاثير مي گذارد. در این مقاله به توصیف این دو
پدیده و تشریح علل ظهور آن می پردازیم. واژگان كليدي: اوقات فراغت ، تاكيدات فرهنگي ، شهر ، شهروندي فعال ، فضاهاي فراغتي علي اصغر سعيدي استاديار دانشكده علوم اجتماعي. دانشگاه تهران |
||
3. تحليلي بر وضعيت شهروندي در شهر تهران:نگاهي برمديريت شهري |
||
| چكيده:در
جهان معاصر شهروندي از جذابيت عام بر خوردار بوده و توجه بسياري از عالمان
اجتماعي و سياسي را در رشته هاي مختلف به خود جلب كرده است. گرايش به
شهروندي و به كارگيري آن در درك و تحليل بسياري از مسائل اجتماعي و شهري
صرفاً به تلاشهاي علمي و ارزشمند صاحب نظران و پژوهشگران مربوط نميشود،
بلكه به شايستگي خود مفهوم جهت كار آمدي در مديريت و برنامه ريزي در امور
مختلف هم باز مي گردد. به گونه اي كه امروزه بسيار ي از موضوع ها و مسايلي
نظير فقر، نابرابري، جنسيت و حتي محيط زيست از منظر شهروندي تحليل مي
شوند. نوشتار حاضر هم در اصل بر مبناي سودمندي ايده و مفهوم شهروندي در
مديريت شهري تدوين شده است. در اين مقاله تلاش گرديده ضمن مرور تاريخي بر
مفهوم شهروندي، با استناد به يافته هاي پژوهشي وضعيت شهروندي در شهر تهران
بررسي شود. نتايج به دست آمده نشان مي دهد شهروندي براي نسبت قابل توجهي
از افراد معنا دار و قابل درك نبوده و آگاهي نسبت به حقوق، عمل به وظايف و
برخورداري از احساس شهروندي با عوامل بازدارنده اي در جامعه مواجه است.
بديهي است شهروندي با رفع موانع و ايجاد زمینههاي عيني و ذهني آن در بخش
هاي مختلف به منصه ظهور خواهد رسيد. مديريت شهري مي تواند با تدوين و
اجراي برنامه هاي شهروند مدار گام هاي مؤثري در حل مسايل و مشكلات شهري بر
دارد. واژگان كليدي : شهروندي، حقوق، وظايف، احساس، مديريت شهري مليحه شياني عضو هيأت علمي گروه برنامه ريزي اجتماعي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران |
||
4. تقويت اخلاق شهروندي:راهي براي گذاربه مردم سالاري مشاركتي(1) |
||
| چكيده:امروزه
در ادبیات سیاسی جهان بیش از هر چیز بحث گذار از مردم سالاری ( دموکراسی)
نمایندگی به مردم سالاری مشارکتی مطرح است. دلیل این امر آن است که با رشد
جوامع انسانی، گسترش شهر نشینی و بالا رفتن فرهنگ عمومی و پیچیده تر شدن
هر چه بیش از پیش سازوکارها و روابط انسانی افکار عمومی و اقشار گوناگون
اجتماعی هر چه کمتر حاضر به پذیرفتن سیاست و سیاست مداری به صورت حرفه ای
هستند و برعکس بیشتر تمایل دارند سرعت چرخه های سیاسی و امکان مشارکت
مستقیم خود را در مدیریت زندگی و سرو سامان دادن به وضعیت عمومی و زندگی
روزمره خویش افزایش دهند. شروع این فرایند سالهاست نه فقط در کشورهای
توسعه یافته بلکه در کشورهای در حال توسعه از خلال گسترش و تعمیق فعالیت
های سازمانهای غیر دولتی در همه زمینه ها، به وجود آمدن سازمان های غیر
دولتی منطقه ای و بین المللی و تاثیر گذار شدن هر چه بیشتر آنها در
سیاستگذاری های ملی و جهانی مشهود است. و هر چند هنوز در چشم اندازهای
قابل تصور دولت های ملی را باید واحد های سیاسی غالب به شمار آورد، اما
رفته رفته نشانه هاي گذار به دوران پس از دولت ملی ظاهر می شوند و چشم
انداز گذار به موقعیت پسا دولت ملی پدید می آید. در این چشم انداز شهر و
شهروندی نقشی اساسی دارند. در این مقاله تلاش می شود سازوکارهایی را که
میتوان برای این گذار از دولت و سیاست مبتنی بر مردم سالاری نمایندگی (
تفویض اختیار به سیاستمداران حرفه ای) به مردم سالاری مشارکتی ( مستقیم)
در نظر گرفت بررسی شده و تاکید بر آن است که چگونه و با استفاده از کدام
منابع می توان و باید از طریق تقویت اخلاق شهروندی و تفکر شهروندی به این
هدف نائل آمد. در واقع استدلال مقاله آن است که شهروندی نوعی تمرین در
ابعاد کوچک برای رسیدن به آن نوع از مردم سالاری است و به خصوص با استفاده
از امکانات دید فناورانه ( جامعه شبکه ای) و به کارگیری درست و مناسب
تقسیمات شهری ( به ویژه زندگی محله ای و تقسیم شهر به خرده پهنه های قابل
مدیریت مستقیم) می توان به سوی این اشکال جدید حرکت کرد و نه فقط الگویی
برای گذار به واحدهای بزرگتر ارائه داد بلکه حتی به صورتی موازی مردم
سالاری نمایندگی را نیز که هنوز برای تحکیم فرایندهای ملت سازی و دولت
سازی در کشوری همچون کشور ما ضروری است، تقویت کرد. واژگان كليدي: انسان
شناسی شهری، انسان شناسی فرهنگی ، دولت سازی ، شهروندی، دموکراسی مستقیم،
مردم سالاری مشارکتی، مردم سالاری نمایندگی، ملت سازی. ناصر فکوهی دانشيار
گروه انسان شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
امروزه در ادبیات سیاسی جهان بیش از هر چیز بحث گذار از مردم سالاری (
دموکراسی) نمایندگی به مردم سالاری مشارکتی مطرح است. دلیل این امر آن است
که با رشد جوامع انسانی، گسترش شهر نشینی و بالا رفتن فرهنگ عمومی و
پیچیده تر شدن هر چه بیش از پیش سازوکارها و روابط انسانی افکار عمومی و
اقشار گوناگون اجتماعی هر چه کمتر حاضر به پذیرفتن سیاست و سیاست مداری به
صورت حرفه ای هستند و برعکس بیشتر تمایل دارند سرعت چرخه های سیاسی و
امکان مشارکت مستقیم خود را در مدیریت زندگی و سرو سامان دادن به وضعیت
عمومی و زندگی روزمره خویش افزایش دهند. شروع این فرایند سالهاست نه فقط
در کشورهای توسعه یافته بلکه در کشورهای در حال توسعه از خلال گسترش و
تعمیق فعالیت های سازمانهای غیر دولتی در همه زمینه ها، به وجود آمدن
سازمان های غیر دولتی منطقه ای و بین المللی و تاثیر گذار شدن هر چه بیشتر
آنها در سیاستگذاری های ملی و جهانی مشهود است. و هر چند هنوز در چشم
اندازهای قابل تصور دولت های ملی را باید واحد های سیاسی غالب به شمار
آورد، اما رفته رفته نشانه هاي گذار به دوران پس از دولت ملی ظاهر می شوند
و چشم انداز گذار به موقعیت پسا دولت ملی پدید می آید. در این چشم انداز
شهر و شهروندی نقشی اساسی دارند. در این مقاله تلاش می شود سازوکارهایی را
که میتوان برای این گذار از دولت و سیاست مبتنی بر مردم سالاری نمایندگی
( تفویض اختیار به سیاستمداران حرفه ای) به مردم سالاری مشارکتی ( مستقیم)
در نظر گرفت بررسی شده و تاکید بر آن است که چگونه و با استفاده از کدام
منابع می توان و باید از طریق تقویت اخلاق شهروندی و تفکر شهروندی به این
هدف نائل آمد. در واقع استدلال مقاله آن است که شهروندی نوعی تمرین در
ابعاد کوچک برای رسیدن به آن نوع از مردم سالاری است و به خصوص با استفاده
از امکانات دید فناورانه ( جامعه شبکه ای) و به کارگیری درست و مناسب
تقسیمات شهری ( به ویژه زندگی محله ای و تقسیم شهر به خرده پهنه های قابل
مدیریت مستقیم) می توان به سوی این اشکال جدید حرکت کرد و نه فقط الگویی
برای گذار به واحدهای بزرگتر ارائه داد بلکه حتی به صورتی موازی مردم
سالاری نمایندگی را نیز که هنوز برای تحکیم فرایندهای ملت سازی و دولت
سازی در کشوری همچون کشور ما ضروری است، تقویت کرد. واژگان كليدي: انسان شناسی شهری، انسان شناسی فرهنگی ، دولت سازی ، شهروندی، دموکراسی مستقیم، مردم سالاری مشارکتی، مردم سالاری نمایندگی، ملت سازی. ناصر فکوهی دانشيار گروه انسان شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران |
||
5. شهر بي انضباط و محدوديت های ظهور شهروندي: با تاكيد بر فرهنگ ترافيك در تهران |
||
| چكيده:هنگامي
كه از اخلاق شهروندي سخن ميگوييم، ميتوانيم بازنمائي امر اخلاقي را در
عرصههاي عيني شهروندي بررسي كرد و از آن طريق، درباب برخي از مهمترين
خصائص اخلاق شهروندي در شهری نظیر تهران سخن بگوئيم. به علاوه، می توان به
شرایطی پرداخت که در آن حضور یا غیبت اخلاق شهروندی را توضیح داد.
در اين مقاله تلاش مي شود با توجه به فرهنگ ترافيك در شهر تهران، به عنوان
نماد برجسته اي از اخلاق شهروندي، برخي از مهمترين خصائص اخلاق شهروندي
اين شهر را برشمريم. برخي از اين خصائص عبارتند از عقلانيت خودمدارنه
شهروندان، عقلانيت كوتاه مدت، كم مايه و سلطه گر در زندگي روزمره. سپس
نويسندگان با توجه به دادههاي تحقيق تاكيد ميكنند، به دليل پايين بودن
احساس نظارت شهروندي، با امتناع شكل گيري اخلاق شهروندي مواجهايم. واژگان كليدي: شهر بيانضباط، اخلاق شهروندي، ترافيك، عقلانيت، نظارت، آنومي عباس كاظمي گروه ارتباطات دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران. kazemi@ut.ac.ir محمد رضائي گروه مطالعات فرهنگي دانشگاه علم و فرهنگ. velashedi@gmail.com |
||
6. نقش اخلاق در توسعهي پايدار شهري محمد حسن مظفري |
||
| چكيده:علوم،
فنآوری و تمدن جديد استانداردهاي رفاهي، بهداشتي را در كوتاه مدت بهبود
بخشيده، اما بشر را با مشكلات بزرگي نيز درگير کرده است. چنان كه بشر در
جهانبيني، انسانشناسي، شيوه زندگي، اخلاق و رفتار خود بازنگري نكند، براي
هميشه تنها سياره سبز و محل زندگي را به برهوت مبدل مي سازد. توسعه ابتدا
در انديشه، اخلاق و روان اتفاق مي افتد و سپس در بيرون بازتاب پيدا مي
كند. در اين صورت پيشرفت تكنولوژيك به تنهايي به معناي توسعه يافتگي نيست.
از اين زاويه، نگاه به برخي علوم و تكنولوژي كه در خدمت نابودي محيط زيست،
جانوران و انسان ها است، علم نيست، جهل است. بي توجهي، سوء استفاده و
بهره برداري غلط از نعمت هاي مادي و معنوي عواقب سويي را متوجه بشر مي
كند. خداوند هرگز نعمت هاي خود را از هيچ قومي نمي ستاند و يا آن را تغيير
نمي دهد مگر آنكه آن ها خودشان يعنی انديشه اخلاق و هويتشان را تغيير
بدهند. در واقع شيوه زندگي و برداشت آنها از زندگي تغيير كند. ذلك بان
الله لم يك مغيرا نعمته انعمتها علي قوم حتي يغيروا ما بانفسهم و ان الله
سميع عليم. اين كيفر بدان سبب است كه خداوند نعمتي را كه بر قومي ارزاني
داشته، تغيير نمي دهد، مگر آنكه آنان آنچه را در دل دارند، تغيير دهند و
خداوند شنواي داناست. تحول و دگرگوني در انديشه، اخلاق، شيوه زندگي و در
الگوي توليد و مصرف انسان است كه نعمت طيب و پاك را تبديل به عنصري مضر و
خطرناك مي سازد. واژگان كليدي : اخلاق، حقوق، توسعه پايدار، تمدن جديد، محيط زيست، نسل آينده، صاحبان حق محمد حسن مظفري پژوهشگر دکتري حقوق بينالملل، رييس مرکز مطالعات فرهنگي شهر تهران |
||
7. تناقضات توسعه شهري: رشد شهري و فرهنگ ناموزون دکتر يعقوب موسوي |
||
| چكيده:محيط
هاي شهري در دوران اخير به کانون ظهور اشکال گوناگون از تناقضات اجتماعي و
فرهنگي و نيز توسعه فضايي پر از ابهام و يا نارسايي فيزيکي تبديل شده اند.
بويژه کلانشهرها به دليل تراکم مشکلات برخاسته از سازمان و عملکرد بخش هاي
منفک دروني آن به مکان شکل گيري انواع تعارضات تهديد کننده حيات انساني
تحول يافته اند. از وقتي که شهرهاي بزرگ در دنياي جديد پا به عرصه گزارده
اند, نگراني از آينده رو به افزايش خطرهاي دروني آن توجه بسياري از
انديشمتدان اجتماعي و شهري را بهخود جلب نموده است. در اين ميان
کلانشهرهاي ايران به دليل عقب ماندگي ساختاري و فقدان برنامه ريزي و نيز
رويکرد صحيح در توسعه شهري دچار معضلات و تناقضات فراواني در تداوم حيات
کنوني خود مي باشند. رشد فوق العاده جمعيت شهري و در کنار آن افزايش
زيرساخت هاي فيزيکي و در نهايت اقداماتي در بخش سياست گذاري شهري نتوانسته
است مانع از شکل گيري تعارضات قابل پيش بيني شهري گردد. واقعيت تناقضات
شهري در کشور و تحليل فرايندهاي توسعه دروني و کيفي آن به سمت توسعه شهري
پايدار و مطلوب و در کنار آن ظهور عوارض و ناهنجاريهاي کارکردي مسئله است
که اين مقاله در صدد بررسي آن است. هدف از نگارش اين مقاله ترسيم چشم
انداز جامعه شناختي تناقضات شهري در چارچوب تعارض توسعه شهري و توسعه
فرهنگي است. تلقي توسعه شهري در مقياس منحصرا کالبدي مقوله است که سالهاست
مورد انکار و در عوض توسعه توأمان کالبدي و فرهنگي و اجتماعي بهعنوان
ابزار کار برنامه ريزي مورد توجه مي باشد. اين مقاله تلاش دارد تا ضمن طرح
ديدگاه اجتماعي تناقضات کنوني توسعه شهري در ابعاد گوناگون مسأله را با
تکيه بر مواردی از واقعيت توسعه شهري در کشور مورد بررسي قرار دهد.
واژگان كليدي: کلان شهرها, تناقضات شهري, تعارضات شهري, توسعه شهري, فضاي اجتماعي دکتر يعقوب موسوي استاديار جامعه شناسي دانشگاه الزهرا |
||
8. شهروندان جوان و فضاهاي اجتماعي شدن دكتر مرتضي منادي |
||
| چكيده:در
هر عصر و زماني فرهنگ خاصي بر جامعه مسلط است. بنابراين، بر اساس نظام
ارزش ها هنجارها و قوانين، فضاهاي هماهنگ با آن فرهنگ بر جامعه غالب مي
شود. از آنجايي كه انسان ها در تعامل با محيط اطراف خود، جامعه پذير شده و
از آنها تاثير مي پذيرند، در هر عصري در پي فرهنگ فضاها، فرهنگ افراد،
همرنگ فرهنگ فضاها خواهد شد. طبيعي است كه جوانان بيش از بزرگسالان و
افراد مسن جامعه، تاثير پذير بوده و سريع تر تغييرات را مي پذيرند.
عصر ارتباطات از سويي، اين تغييرات را سريع تر كرده است، بهگونهاي كه در
اين چند دههي اخير هر ده سال يك بار جوامع دچار تغييرات (با شدت و ضعف
هاي متفاوت) شده اند. از سوي ديگر، به جرئت مي توان گفت كه عصر ارتباطات
در بعضي موارد دورهي ده ساله را هم كمتر و كوتاه تر كرده و هم، تغييرات
را بيشتر و عميق تر كرده است.
بهدنبال چند پژوهش كيفي در زمانهاي مختلف در طي سالهاي 1371 الي 1383
پيرامون جوانان در شهر تهران به متوجه اين دگرگوني ها در جوانان شديم. به
طور خيلي خلاصه مي توان گفت ، جوانان از هويت و حالت جمع گرايي به حالت
فردگرايي وارد شده اند. ضمن اينكه در اين تغييرات، شكل شهروند بودن آنان
نيز از حالت بي تفاوتي به همكاري و سپس مجددا به بي تفاوتي گذر كرده است.
بدنبال اين حالت ها، شكل مشاركت هاي اجتماعي آنها نيز، دچار تغيير شده
است.
اين تغييرات را مي توان در علائم معني دار و رفتارهاي روزمرهي آنان
مشاهده كرد. عناصري مانند پوشش، نوع غذا، موسيقي، دل مشغولي هاي آنان
مانند، تماشاي تلويزيون، ماهواره، اينترنت و غيره، معرف افكار و رفتار
آنان مي باشند. واژگان كليدي : جوانان، جامعه پذيري، فضاهاي شهري، شهروندي ، مشاركت اجتماعي. دكتر مرتضي منادي جامعه شناس ، عضو هيئت علمي دانشگاه الزهرا |
||
9. جهانی شدن و تاثير آن بر حوزه فرهنگی شهر با تاکید بر اخلاق شهروندی مهرداد نوابخش |
||
| چكيده:جهاني
شدن به عنوان يك پديده نوين ، بر تمام ابعاد زندگي بشري تاثير گذارده است
و با مدد گرفتن از تكنولوژي ارتباطات و اطلاعات ، از فراسوي مرزها گذشته و
معادلات زماني و مكاني پيشين را بر هم زده است . امروزه امواج و فركانس ها
شامل پيام ها و اطلاعاتي هستند كه با رشد شهر نشيني نيز همراه بوده و موجب
شده تا به شهرها بيش از پيش به شهرها پرداخته شود، چرا كه به عنوان بستر
برنامه ريزي ها و مديريت هاي كلان همچون محرك جهاني عمل مي كند و آيينه
تمام نماي يك جامعه و افراد آن مي باشد. باتوجه به موج شتابان جهاني شدن
كه شهرها را بسيارتحت نفوذ خود درآورده است، نه فقط حوزه هاي اقتصادي-
اجتماعي- سياسي، بلكه به طور چشم گيري برحوزه فرهنگي شهرو اخلاق شهروندی
نيزتاثير گذارده است.حركت به سوي جهاني شدن باتوجه به سرعت پرشتاب آن بر
تمام شهرها اثرمي گذاردو نمادهاونشانه هاي آن كم وبيش درهمه شهرها به چشم
مي خورد.هدف اين مقاله بررسي حوزه هاي فرهنگي دگرگون شده توسط موج
اطلاعاتي و ارتباطي جهاني شدن و بارز شدن فرهنگ واخلاق شهروندي ميباشد.
جهاني شدن را مي توان به عنوان تشديد روابط اجتماعي جهاني تعريف كرد، همان
روابطي كه موقعيت هاي مكاني دور از هم را چنان به هم پيوند مي دهد كه هر
رويداد محلي تحت تاثير رويدادهاي ديگري كه كيلومتر ها با آن فاصله دارد
شكل ميگيرند و برعكس(گيدنز،1377 :77). بنابراين زندگي شهري بيش از پيش
دستخوش تغيير و تحول شده است و شهرها علاوه بر اين كه محلي براي برآوردن
نيازهاي افراد هستند ، خواست ها تمايلات و كنشهاي آنها را به نمايش مي
گذارند برخورد با شهر و اجزا تشكيل دهنده آن را مي توان در اخلاق شهروندي
ملاحظه كرد. واژگان كليدي : شهر،جهانی شدن ،حوزه فرهنگی،اخلاق شهروندی مهرداد نوابخش دانشيار گروه جامعه شناسي دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم تحقيقات | ||
+ نوشته شده در ساعت توسط علی حامدی
|