تمنا باید قوی باشد

استاد شاگردش را به کنار دریاچه ای برد و گفت 

امروز به تو یاد می دهم که اخلاص واقعی چیست

از شاگردش خواست تا همراهش وارد دریاچه شود ؛ بعد سر مرد جوان را گرفت و او را زیر آب برد 

یک دقیقه گذشت . اواسط دقیقه دوم ، پسرک با تمام قوا دست و پا می زد تا خودش را از دست استادش رها کند و به سطح آب بیاید . بعد از دو دقیقه ، استاد او را رها کرد . پسرک که نزدیک بود از نفس بیافتد ، به روی آب آمد 

فریاد زد : نزدیک بود مرا بکشید 

استاد منتظر ماند تا نفس جوان برگردد و بعد گفت 

نمی خواستم بکشمت ؛ اگر می خواستم ، دیگر اینجا نبودی . فقط می خواستم بدانم وقتی زیر آب بودی چه احساسی داشتی 

احساس کردم دارم می میرم ! تنها چیزی که در زندگی می خواستم ، کمی هوا بود 

دقیقا همین است . اخلاص واقعی تنها وقتی ظاهر می شود که تمنائی داشته باشیم و اگر به آن نرسیم ، بمیریم 

-------------------------------

درخت مشکلات 

نجار، یک روز کاری دیگر را هم به پایان برد . آخر هفته بود و تصمیم گرفت دوستی را برای صرف نوشیدنی به خانه اش دعوت کند.موقعی که نجار و دوستش به خانه رسیدند.قبل از ورود ، نجار چند دقیقه در سکوت جلو درختی در باغچه ایستاد . بعد با دو دستش ، شاخه های درخت را گرفت .چهره اش بی درنگ تغییر کرد.خندان وارد خانه شد، همسر و فرزندانش به استقبالش آمدند ، برای فرزندانش قصه گفت ، و بعد با دوستش به ایوان رفتند تا نوشیدنی بنوشند .از آنجا می توانستند درخت را ببینند . دوستش دیگر نتوانست جلو کنجکاوی اش را بگیرد، و دلیل رفتار نجار را پرسید.نجار گفت:آه این درخت مشکلات من است . موقع کار ، مشکلات فراوانی پیش می آید ، اما این مشکلات مال من است و ربطی به همسر و فرزندانم ندارد. وقتی به خانه می رسم ، مشکلاتم را به شاخه های آن درخت می آویزم . روز بعد ، وقتی می خواهم سر کار بروم ، دوباره آنها را از روی شاخه بر می دارم .جالب این است که وقتی صبح به سراغ درخت می روم تا مشکلاتم را بردارم ، خیلی از مشکلات ، دیگر آنجا نیستند ، و بقیه هم خیلی سبکتر شده اند 

..----------------------------------.

الگوی بهتر چیست ؟

از دوا بی یِرد مزریچ پرسیدند که بهترین الگو برای پیروی چیست ؟ افراد پرهیزگاری که زندگی شان را وقف خدا می کنند و نمی پرسند چرا ؟ یا افراد بی فرهنگی که می کوشند اراده باری تعالی را بفهمند ؟

داو بی یر گفت : بهتر از همه الگوی کودکان است 

گفتند : کودک که هیچ چیز نمی داند . هنوز نمی داند واقعیت چیست 

او پاسخ داد : سخت در اشتباهید . کودک چهار خصوصیت دارد که هرگز نباید فراموش کنیم : ۱- همیشه بی دلیل شاد است ۲- همیشه سرش به کاری مشغول است ۳- وقتی چیزی را می خواهد تا آن را نگیرد از عزم و اصرارش کم نمی شود ۴- سرانجام می تواند خیلی راحت گریه کند 

-------------------------------

یکی از شاگردان شیوانا همیشه روی تخته سنگی رو به افق می‌نشست و به آسمان خیره می‌شد و کاری نمی‌کرد. شیوانا وقتی متوجه بیکاری او شد کنارش نشست و از او پرسید:چرا دست به کاری نمی‌زنی تا نتیجه‌ای عایدت شود و زندگی بهتری برای خود رقم بزنی؟
شاگرد جوان سری به علامت تأسف تکان داد و گفت: ”تلاش بی‌فایده است
استاد! به هر راهی که فکر می‌کنم، می‌دانم که بی‌فایده است. من می‌دانم کار درست چیست اما دست و دلم به کار نمی‌رود و هر روز هم حس و حالم بدتر می‌شود
شیوانااز جا برخاست و دستش را بر شانه شاگرد جوان گذاشت و گفت: ”اگر می‌دانی کجا بروی خوب
برخیز و برو! اگر هم نمی‌دانی خوب از این و آن جهت و سمت درست حرکت را بپرس و بعدکه جهت را پیدا کردی آن موقع برخیز و برو! فقط برو و یک جا ننشین! از یک جا نشستن هیچ نتیجه‌ای عاید انسان نمی‌شود. فرقی نمی‌کند آن انسان چه‌قدر دانش داشته باشد.اگر غم و اندوه داری در حین فعالیت و کار به آنها فکر کن! اگر می‌خواهی معنای زندگی را درک کنی در اثنای کار و تلاش این معنا را دریاب. مهم این است که دائم در حال رفتن به جلو باشی! پس برخیز و راه برو 

 

------------------------------------------ 

 

برای تغییر دادن الگوهای فکری خود چکار کنیم
وقتی احساس می کنید که درحال
قضاوت، حسادت، طمع یا امثال آنها هستید می توانید از این دستور استفاده کنید
مرحله اول : نفس خود را عوض کنید
هروقت می خواهید الگوهای فکری کهنه خود راتغییر دهید، بهترین راه استفاده از نفس است. تمام عادتهای ذهن به تنفس مربوط هستندو با تغییر نوع نفس، شکل آنها عوض میشود. برای این منظور به طور عمیق نفس خود راخارج کنید. شکم را به داخل بکشید و هنگامی که نفس را خارج میکنید، در ذهن خود مجسم
کنیدکه الگوی فکری ناپسند از شما دور میشود. به محض اینکه به نفس کشیدن خود دقت میکنید و آن را تغییر می دهید، فکر و قضاوت ناپدید می شود
ـ مرحله دوم : حالاهوای تازه را عمیقا وارد ریه های خود کنید
این کار را دو سه بار انجام دهید وببینید چه اتفاقی می افتد. احساس تازگی عجیبی در شما پیدا میشود. تفکر منفی وناپسند شروع به ناپدید شدن می کند. وقتی این کار را انجام میدهید، مشاهده می کنیدکه ذهن به جای دیگری حرکت می کند. این دستور ساده را بکار ببرید و از نتیجه آن شگفت
زده شوید

 

--------------------------------------

 

مدت زيادي از ازدواجشان مي گذشت و طبق معمول، زندگي فراز و نشيب هاي خاص خود را داشت. يك روز، زن كه از ساعات زياد كاري شوهر عصباني بود و همه چيز را از هم پاشيده مي ديد زبان به شكايت گشود و باعث نا اميدي شوهرش شد.

 

مرد پس از يك هفته سكوت همسرش، با كاغذ و قلمي در دست به طرف او رفت و پيشنهاد كرد هر آن چه را كه باعث آزارشان مي شود بنويسند و در مورد آن ها بحث و تبادل نظر كنند.

 

زن كه گله هاي بسياري داشت بدون اين كه سر خود را بلند كند، شروع كرد به نوشتن. مرد نيز پس از نگاهي عميق و طولاني به همسر، نوشتن را آغاز كرد.

 

يك ربع بعد با نگاهي به يكديگر كاغذها را رد و بدل كردند.

 

مرد به زن عصباني و كاغذ لبريز از شكايت خيره ماند، اما زن با ديدن كاغذ شوهر، خجالت زده شد و به سرعت كاغذ را پاره كرد. شوهرش در هر دو صفحه اين جمله را تكرار كرده بود: دوستت دارم عزيزم.

 

----------------------------

دلم برای تو تنگ است .......بر نمی گردی

ورود تازه قشنگ است ......بر نمی گردی

------------------------------------

شاد باشد....