اخیرا مطلبی ذهن مرا به خود مشغول کرده و جسته و گریخته به شواهد و مدارکی از آن برخورد می کنم. اولین بار پیر مرد خیلی محترمی در یک محفل ادبی به این موضوع اشاره کرد که البته با بی توجهی و سردی حضار روبرو شد ولی من به تدریج هرچه بیشتر به این موضوع فکر کردم به درستیش بیشتر پی بردم.

 

ما ایرانی ها هم مانند همه مردم دنیا نقاط ضعف و قوت خودمان را داریم اما یک خصوصیت ویژه در ایرانی ها هست که اگرچه ریشه تاریخی بسیار عمیقی دارد و هنوز هم آن را به شدت حفظ کرده ایم، خیلی کم به آن اشاره می شود و خیلی کم در موردش صحبت می شود. این خصوصیت، نگاه عجیب و غریب ما به جنس مخالف (زن) است. می خواهم بگویم اگر با دقت نگاه کرده باشید در طول تاریخ ما سکس یک موضوع محوری بوده و حتی برای ما سرنوشت ساز بوده در حالی که ظاهرا همواره در حاشیه مطرح است. حساسیت کنونی مردم ایران نسبت به مساله جنسیت با توجه به بافت جمعیتی جوان آن به مرز غیر قابل باوری رسیده است. به عنوان نمونه یک فیلم از روابط خصوصی یک دختر بازیگر به سرعت تبدیل به مهمترین مساله روز در ایران می شود. نمونه های از این دست بسیارند و همه گواه از نقش بسیار مهمی هستند که سکس در ذهن و روح مردم ایران دارد. بدون شک حکومت اسلامی ایران هم با رفتار هایش به اینگونه حساسیت ها هرچه بیشتر دامن می زند.  اما جالب است نگاهی به تاریخ بیاندازیم تا چیز های بیشتری دستگیرمان شود.

 

مونتسکیو در سال ۱۷۲۱ میلادی کتابی را منتشر می کند به نام ((نامه های ایرانی)) که خودش از فارسی ترجمه کرده و مجموعه ایست از نامه های شخصی یک شاهزاده ایرانی و اطرافیانش که برای دیدن و شناخت دنیای غرب از اصفهان به پاریس آن روزگار سفر کرده. از خلال این نامه ها اروپایی های عصر روشنگری خود را بسیار بهتر شناختند و گمان می کنم درس های زیادی هم برای ما ایرانیها در آن هست. در نگاه این ایرانی تیز بین تمام زوایای زندگی اروپاییان شرح داده شده اما نکته جالب تر مطالب سکسی فراوانیست که بین این شخص و زنان متعددش در حرمسرا و بین خواجگان رد و بدل می شود. بطور خلاصه می توانم برایتان بگویم که در دید ما ایرانی ها، زنان تنها وسیله ای برای ارضای مرد بوده اند. اگرچه یک مرد ایرانی زیباترین اشعار عاشقانه دنیا را برای زنانش می سراید اما هرگز حاضر نبوده و نیست که آنان را انسان های آزاد بشمارد. حس مالکیت شدید در ما ایرانیها (چه زن و چه مرد) به حدی زیاد است که تقریبا همواره بجای عشق مالکیت را در نظر می گیریم. ادبیات ما پر است از سوز و گداز عاشقی که دیگر (یا هنوز) مالک معشوقش نیست.  اگر به مذهب شیعه که صد در صد کاملا دسپخت خود ما ایرانیهاست (و ارتباط کمی هم با اسلام اعراب دارد) دقت کنید در می یابید که سکسی ترین دین دنیاست. در جای جای کتب حدیث و یا رساله ها اشاره به این موضوع است و در جزیی ترین مورد هم حکم وجود دارد. هیچ دینی (حتی اسلام) تا این حد وسواسی و دقیق به خصوصیات رفتار جنسی مردم نمی پردازد.  در طول تاریخ چند صد سال گذشته روحانیون شیعی ایران یکی از نقش های مهم اجتماعی شان در سودا گری و واسطه گری سکس در ایران بوده. کل موضوع صیغه که آن را به علی(ع) نسبت می دهند و  هیچ مسلمانی آن را قبول ندارد در حقیقت توجیه دینی تن فروشی است (نمی گویم خوب یا بد است). موضوع دیگر که بسیار عجیب همگان از کنارش می گذرند روابط جنسی با هم جنس است که از دیر باز هر دو گونه آن در ایران رایج بوده است . در اواخر سلسله صفویه که خود بنیان گذاران مذهب تشیع در ایران هستند (تا پیش از صفویه نود درصد ایرانیان مسلمان سنی بوده اند) رابطه با پسران زیبا رو و انواع روابط جنسی نا متداول به اوج می رسد. به نوشته دکتر باستانی پاریزی مالیات از کارکنان جنسی در محله های فعال شیراز و اصفهان به حد باور نکردنی زیاد بوده است. و همه این ها به لطف آخوند های درباری صفویه (چون مجلسی) که همواره یک حدیث تازه و آبدار از یک امام معصوم در جیبشان داشته اند میسر شده.

 

گستره این بحث بسیار وسیع است و مجال  اندک در نهایت به نظر می رسد ما ایرانی ها بطور تاریخی مشکلی بزرگی در این ناحیه داریم و هنوز هم با آن به نتیجه نرسیده ایم. به قول خارجی ها ما زیادی ((سکشوالی آبسسد)) هستیم. اگر با این دید به تاریخ و حال و روز مان بنگرید رد پا ها و شواهد بسیار بیشتری هم خواهید یافت. در پست بعدی بیشتر در این مورد خواهم نوشت.

پ.ن. آیا می دانستید که حجاب برتر (چادر یا چادره) تنها در ایران زمین و از پیش از اسلام وجود داشته است و در اصل ابزاری بوده برای حفظ حرم سرای پادشاهان، سلاطین و افراد بیسار متمول و اصلا در عربستان رایج نبوده