نگرش
یادمه که هیچ ادراکی از هنر ایران نداشتم یادمه غیر از عظمت تخت جمشید هیچ نقطه ی روشنی از کرشمه های ایرانی به چشمم نمی آمد ...یکی از دلایل ماندنم در این رشته هم همین بود می خواستم تکلیف خودم را با این کلمه ی تمدن روشن کنم ...امروز نقش های مبهمی که آن روزها به چشمم چون توده های رنگ تو در تو می آمد را مشخص و روشن می بینم چشمانم تربیت شده اند امروز که در عظمت مینیاتور های رضا عباسی مانده ام روزهایی را به خاطر می آورم که از دیدن هیکل های شکم گنده و چشم های بادامی شان حالم به هم می خورد...آره خیلی چیزها عوض شده....
+ نوشته شده در ساعت توسط علی حامدی
|