قبل از شروع، می خواهیم اندکی راجع به تغییر چهارچوب ذهنی صحبت کنیم، زیرا معتقدیم پایه چالش ها و تغییرات، برای رسیدن به موفقیت، تغییر چهارچوب های ذهنی می باشد.
قبل از آغاز هر کاری نه تنها فقط در تجارت فروش شبکه ای بلکه در تمام جنبه های زندگی، ابتدا باید جواب مناسبی براي سئوال های چه کاری می خواهیم انجام دهیم و چگونه می خواهیم آن کار را انجام دهیم، پیدا کنیم "چه چیزی" و "چگونه". قبل از پاسخ به این دو سئوال باید یک جواب بسیار قانع کننده برای دلیل انجام آن کار پیدا کنیم " چرا". در غیر این صورت معمولاً کاری که آغاز کرده ایم را به پایان نخواهیم رساند.
سپس بعد از پیدا کردن جواب مناسب برای "چرا" نوبت به این می رسد که یک چهارچوب ذهنی جدید و مناسب برای جواب دادن به سئوالات "چه چیزی" و "چگونه" تعیین کنیم.
همانطور که میدانیم تمام راه های موفقیت، از یک تغییر چهارچوب ذهنی آغاز می شود. بنابراین همه اهمیت تغییر چهارچوب ذهنی را می دانیم و البته می دانیم که چرا به تغییر چهارچوب های ذهنی نیاز داریم.
در صنعت فروش شبکه ای، تنها فقط درباره نحوه پول در آوردن بیشتر صحبت نمی کنیم، بلکه درباره روش جدیدی از تفکر و نگاه کردن به نحوه اتفاقات روزمره، صحبت می کنیم.
برای هر پله موفقیت در زندگی، به یک تغییر و ارتقاء چهارچوب ذهنی نیاز داریم. بعضی از این تغییرات چهارچوب های ذهنی به صورت خودکار و بدون نیاز به تلاش و توجه ما، اتفاق می افتد. مانند زمانی که از دبستان به راهنمایی رفتیم یا از دبیرستان به دانشگاه یا زمانی که از دانشگاه خارج شدیم و وارد دنیای تجارت شدیم. یک تاجر نمی تواند مانند یک شاگرد مدرسه فکر کند برای اینکه دغدغه های ذهنی و اهداف متفاوتی را دنبال می کند. و به همین ترتیب بسیاری از تغییر و ارتقاء چهارچوب های ذهنی به صورت خودکار در زنگی روزمره به مرور زمان ایجاد می شود.
اما گاهی اوقات ما باید خودمان آگاهانه چهارچوب های ذهنی خود را تغییر دهیم. این اتفاق معمولاً زمانی می افتد که می خواهیم تصمیم گیری کنیم که آیا راهی را که اکثر مردم می روند دنبال کنیم یا یک راه جدید انتخاب کنیم. بنابراین اگر می خواهیم ما یک مرد یا زن موفق باشیم، متفاوت از سطح عادی جامعه، قبل از هر چیز به یک چهارچوب ذهنی جدید نیاز داریم.
اما تغییر و گسترش چهارچوب های ذهنی یک پیش شرط اولیه دارد، قبل از تغییر یک چهارچوب ذهنی باید کاری را انجام دهیم. ذهن مانند یک دفترچه است پر از صفحات پر و خالی است. ما هر روز کلیه خاطرات، ادراکات، احساسات و تصمیمات خود را در دفترچه ذهن مینویسیم، و ما هر روز تصمیمات جدید خود را بر اساس آنچه که در این دفترچه نوشته شده می گیریم. اما اگر زمانی فرا رسید که احساس کردیم خلع و کمبود یک چهارچوب ذهنی برای ما وجود دارد، یعنی با نحوه تفکر و اطلاعات فعلی نمی توانیم جواب و راه حل مناسبی برای وضعیت کنونی خود پیدا کنیم، یا اگر برای دستیابی به یک موفقیت جدید تصمیم گرفتیم که یک چهارچوب ذهنی جدید بسازیم، ابتدا به یک صفحه خالی از دفترچه ذهن نیاز داریم، تا اطلاعات جدید چهارچوب ذهنی جدید و دستورالعمل های عملی چهارچوب ذهنی جدید را آنجا یادداشت کنیم و سپس می توانیم بر اساس این چهارچوب ذهنی جدید، تصمیمات جدیدی بگیریم و متفاوت از گذشته عمل کنیم. در واقع نکته این است که هر چیزی که تا امروز در این دفترچه نوشته شده برای ما صحیح است، زیرا ما بر اساس آن نوشته ها سال ها زندگی کرده ایم. بنابراین برای تغییر چهارچوب ذهنی فقط به یک صفحه خالی نیاز داریم و همچنین اطمینان حاصل کنیم که واقعاً همه چیز را می بینیم، می شنویم و همه اطلاعات را یادداشت می کنیم بدون اینکه اطلاعات موجود در صفحات قبل باعث فیلتر شدن اطلاعات جدید و تاثیر در روال تصمیم گیری های جدیدمان نشود.
آیا می دانید چگونه می توان فهمید که آیا اکنون یک صفحه خالی را در ذهنمان باز کرده ایم یا نه؟ زیرا ما برای تشخیص این مسئله به یک تست نیاز داریم. یکی از ساده ترین راه ها برای تعیین میزان خالی بودن صفحه دفتر ذهن این است که اگر یک پیشنهادی به شما داده شد که قبلاً هم به شما داده شده بود و شما آن را رد کرده بودید، بلافاصله احساس می کنید که عجب پیشنهاد خوبی را پیدا کرده اید، و متعجب از این موضوع که چطور قبلاً متوجه آن پیشنهاد نشده بودید و احساس میکیند که باید راجع به آن پیشنهاد فکر کنید و به آن عمل کنید، ممکن است قبلاً هزاران بار آن پیشنهاد را شنیده باشید و به ده ها هزار دلیل به آن عمل نکرده باشید، اما اکنون چون ذهن شما خالی از هرگونه قضاوت و اطلاعات قبل می باشد، بلافاصله ارزش آن پیشنهاد را درک خواهید کرد و طبق آن عمل می کنید.
خوب مثالی می زنیم. می خواهیم امتحان کنیم که آیا اکنون ذهن شما خالی است یا نه؟ یکی از مهمترین تغییر چهارچوب های ذهنی که ما در این تجارت به آن نیاز داریم این است که متوجه شویم و قبول کنیم که این تجارت، یک تجارت جهانی است، بنابراین اگر توقع داریم که به يورو درآمد داشته باشیم، باید بتوانیم با زبان يورو هم صحبت کنیم. منظور واضح است، باید به زبان انگلیسی مسلط باشیم و بتوانیم به زبان انگلیسی ارتباط برقرار کنیم. بنابراین، یک از بزرگترین پیشنهاداتی که شما بلافاصله بعد از خواندن این مقاله به آن عمل خواهید کرد این است که شروع به یاد گرفتن زبان انگلیسی کنید!
خوب آیا منظور از تغییر چهارچوب ذهنی به زبان ساده را متوجه شدید؟ ممکن است بگویید که بیایید تغییر چهارچوب ذهنی را فراموش کنیم، دفترچه ذهن را ببندیم و خوش بگذرانیم! چون که سخت است و زمانبر.
فراموش نکنید، تغییر چهارچوب ذهنی، سخت ترین کار در کل جهان است! زیرا شما ابتدا باید ذهنتان را تغییر دهید و سپس متفاوت عمل کنید، یعنی مقادیر زیادی زمان و انرژی صرف کنید و سخت کوشش کنید. در غیر این صورت اگر تغییر چهارچوب ذهنی کار راحتی بود، معمولاً مردم روزی 3 بار چهارچوب های ذهنی خود را تغییر می دادند.