به نام حكيم دانا قادر توانا

 

تربیت....                 نویسنده: استاد محمد کاظم کلانتری

 

گويند درگوشه از سرزمين پهناور خيال درميان كوههاي دور از دسترس منطقه اي باحاكمي دانا وپرهيز كار كه به مدد مشاورت انديشمندان وخيرانديشان جامعه خويش امر حكومت مي كرد و ازجمله خواص بارگاه ايشان حكيمي بود عارف وخردمند كه وظيفه تعليم وتربيت نوجوانان وجوانان نخبه آن سرزمين برعهده داشت وكساني كه سوداي پرورش وتزكيه فرزندان برومند خويش راداشتند نوباوگان بدست ايشان مي سپردند كه درگوشه اي ازسرزمين بدور از دسترس وهياهوي ديگران به امر تدريس مي پرداخت وهم اينان بدستور حاكم گردانندگان آتي جامعه بودن وپستهاي مهم ديشان سپرده مي شد وازجمله شروط آموزش اينكه اختيار تام فرزندان تاحد بلوغ فكر بدست ايشان بود ونيز نوع تعاليم وطروق آزمون نيز خاص ايشان كه داوطلبين باپذيرش آن حق اعتراض نداشتند بدينسان دانش آموختگان خويش را به خدا وتعاليم استاد مي سپردند تا به حد ظرف خويش بهره مند گرددند استاد پس طي مراحل مختلف به آزمون دانش آموختگان مي پرداخت بدينسان كه آنها را به محل دور افتاده مي برد به هريك كيسه اي كوچ كندم وظرف آب مي داد واز انان مي خواست تا اين توشه واندوخته هاي خود بدونه كمك غير تامدتي سر كنند عده اي ازهمان آغاز ميگفتند با اين كندم واين مقدار آب نمي توان سركرد استاد آنها را معاف داشته واز ادامه تحصيلشان باز مي داشت وعقيده داشت اين گروه راحت طلب اگر درمسند قدرت و پست حكومتي قرارگيرند مردماني خواهند بود اولاً خوشگذران وعافيت طلب دوماً باكمترين قيمت قابل خريد وفروش ومتغيير كه حق وقانون را به كمترين منفعت زير پا ميگذارند ثانياً برده وبنده بي چون وچراي قدرت بالاتر وظالم بر زير دستان افرادي كه دوستدارمشتي چاپلوس ومفسد وسؤاستفاده گر ودشمن افراد صادق

گروهي ديگربا اتكا به خداوند واعتماد به خويش واندوخته هاي گرانبها ازمكتب استاد وباور ايشان سعي مي كردند باحفظ اين ذخير درپي بدست آوردن قوت وآب چشمه اي گوارا باشند تاروزگار گذرانده وبا محيط هماهنگ گردند وبدين سان بياموزند آنچه را لازم است واين دسته ارزنده ترين افراد بودن كه شايسته كسب بهترين مقامات بودن چرا كه افرادي بودند قانع متكي به نفس  طرفدار حقيقت وافراد سخت كوش وصادق

گروه سومي بودن كه مي گفتند بايد راهي باشد كه بتوان با توشه سركرد اين گروه به دو دسته تقسيم مي شدن دسته اي كه بيشتر باشك وترديد مي انديشيدن وانجام كار را سخت وناممكن مي دانستند  وسعي در كسب وخواهش مقادير بيشتري داشتند انها باكمترين تلاش خسته شده وسعي در ايجاد روابط براي گذران داشتند اين دسته نيز افرادي راحت طلب با خصوصيات افراد قبل بودن مضافاً اينكه ازصداقت گروه قبل برخوردار نبودند

دسته بعدي كه سعي داشتن شكهارا مورد آزمون قرارداده وبا تلاش بياموزند ورفع نقاط ضعف كنند ازاين دسته نيز برخي موفق مي شدند وشرايط احراز پيدا مي كردند ودسته اي پس از سعي خسته ونوميدشده انصراف ميدادنداين افراد شايسته ادامه آموزش استاد بودند چراكه اهل سعي وتلاش ومستعد پيشرفت بودند