شبهاي روشن...
خلاصه داستان:
این فیلم داستان استاد جوان دانشگاهی است که زندگی آرام و سرشار از انزوای خود را با تدریس ادبیات و مطالعه کتاب پرکرده است. او با دختر جوانی آشنا میشود که مسیر زندگی خود را به خاطر کسی که دوست داشته تغییر داده است و ...
جوایز و عناوین:
- برنده چهار جایزه از هفتمین جشن خانه سینما (22 شهریور 1382): بهترین فیلمبرداری (جمشید الوندی)، بهترین تدوین (حسین زندباف)، بهترین بازیگر نقش اول زن (هانیه توسلی) و بهترین طراحی صحنه (محسن شاه ابراهیمی)
- کاندیدای جایزه بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه و بهترین طراحی لباس از هفتمین جشن خانه سینما / 22 شهریور 1382
- کاندیدای دو جایزه از بیست و یکمین جشنواره فیلم فجر: بهترین بازیگر نقش اول زن (هانیه توسلی) و بهترین اثر از میان آثار هنر و تجربه
شبهای روشن

«...من از مردم همین شهرم. همهی آدمهای این شهر رو هم دوست دارم. چون تقریباً هیچکدومشون رو نمیشناسم.
از آدمهای بزرگ مجسمه ساختیم و دورش نرده کشیدیم. اگه کسی حرف این مجسمهها رو باور کنه باید بین خودشو مردم نرده بکشه. من این حرفها رو باور کردم. اصلاً باور کردنی هست؟ توانا بود هر که دانا بود. واقعاً؟
من با اینها غریبهام؛ با مجسمهی آدمها، با آدمهای مجسمه...»
«...به من گفت بیا.
به من گفت بمان.
به من گفت بخند.
به من گفت بمیر.
آمدم.
ماندم.
خندیدم.
مردم...»
+ نوشته شده در ساعت توسط علی حامدی
|
