اگر کسی هنجار جامعه یا گروه را رعایت نکند مورد سرزنش و حتی مجازات قرار می گیرد.مثلاً تعارف کردن یکی از هنجارهای جامعه ماست.همه وقتی می خواهیم از در کلاس خارج شویم یا اینکه به سالن غذاخوری برویم به هم تعارف می کنیم و در خروج از کلاس یا رفتن به سالن غذاخوری ،حق تقدم با بزرگتر است.اجرای این رسم اخلاقی رضایت ما را جلب می کند.رعایت کردن هنجار جامعه تنها ناشی از وجود پاداش یا مجازات نیست.ما در اجرای این هنجارها و قواعد نیاز به تذکر دیگران نداریم.این قواعد نزاکت جزئی از وجود ماست و به نحوی با آن آشنا هستیم و خود را موظف به اجرای آن می دانیم که به کار نبستن آنها در مواردی ما را دچار احساس گناه می کند.به عبارت دیگر افراد در صورت تخلف از هنجارهای گروهی خود را مجازات می کنند.
رعایت کردن هنجار اجتماعی یا سازگاری همنوائی با جامعه است.در بسیاری از موارد همنوایی بر اساس تمایل و خواست و دلبستگی فرد است و گاه بر اساس اجبار اجتماعی صورت می گیرد.افراد از همان آغاز کودکی و تشکیل شخصیت از طریق خانواده ،پدر و مادر ،خواهران،برادران بزرگتر،دوستان و خویشاوندان خود به تدریج هنجارهای اجتماعی را فرا می گیرند و آنرا جزئی از شخصیت خود می سازند و می آموزند آنچه را که هنجار اجتماعی است به کار بندند و آنچه را که خلاف هنجار اجتماعی است به کار نبندند.

 

 

پاره ای از مهمترین هنجارهای جامعه عبارتند از:

·     رسم اجتماعی:رفتارهایی اند که در آغاز برای رفع نیازهای اجتماعی انسان بوجود می آیند و بر اثر تکرار در طول زمان بتدریج به صورت ثابت در می آیند.

·     میثاق اجتماعی:رسمی است که بر اثر وضعیت خاصی بوسیله بخشی از افراد جامعه بر قرار می شود و با هم عهد و پیمان می بندند که در امر خاصی بطور متحد اقدام کنند.

·         تشریفات اجتماعی:مانند آداب پذیرایی از میهمانان در جشن های بزرگ.

·         شعائر اجتماعی:تشریفات اجتماعی خاصی که دارای قدمت و اهمیت زیادی است.

·         آداب اجتماعی:مانند آداب غذا خوردن که به منظور خوشایند دیگران انجام می گیرد.

·     شیوه های قومی:رسمی که در میان گروه خاصی از مردم که دارای فرهنگ یا خرده فرهنگ مشترکی اند وجود دارد.

·     قوانین اجتماعی:قوانینی که بر اساس آگاهی قبلی در مجلس قانون گذاری وضع می شوند و برای نقض آنها نیز مجازاتهایی پیش بینی شده است.

·     اخلاق اجتماعی:رسم اجتماعی که دارای اهمیت زیادی است و جامعه نقض آنرا زشت و ناپسند می داند.

·     مقررات اجتماعی:قوانین خاصی است که جامعه با آگاهی قبلی وضع می کند .این قوانین کلیت ندارد و به گروه خاصی مربوط می باشد،مانند قوانین راهنمایی و رانندگی.

 

5- ارزش

تعريف ارزشهاي اجتماعي

·     واژه ارزش در زبان فارسي اسم مصدر ارزيدن و داراي معاني زير است: قدر، مرتبه، استحقاق، لياقت، شايستگي، زيبندگي، برازندگي، قابليت. در زبان انگليسي معادل valeur به معني رتبه ،ارز قدر،گرامي داشتن،اهميت دادن و در زبان فرانسه برابر valeur به معني قيمت،قدر مقدار و ارز است.

·     در اصطلاح جامعه شناسي ارزش اجتماعي (social norms )عبارت از چيزي است كه موضوع پذيرش همگان است.ارزش اجتماعي واقعيتها و اموري را تشكيل مي دهد كه مطلوبيت دارند و مورد خواست و آرزوي اكثريت افراد جامعه است.ارزش اجتماعي يكي از مفاهيم اساسي جامعه شناسي است و جامعه شناسان درباره آن نظريه هاي گوناگوني عنوان كرده اند.

·     آگ برن(ogbrn) و نيم كف(nim koff) مي گويند:ارزش اجتماعي واقعه يا امري است كه مورد اعتناي جامعه قرار دارد.ارزش اجتماعي ،انگيزه گرايشهاي اجتماعي مي شود و گرايشهاي اجتماعي تمايلاتي كلي هستند كه در فرد بوجود مي آيند و ادراكات،عواطف و افعال او را در جهت هاي معيني به جريان مي اندازند.

اين گرايش بر حسب شخصيت افراد متفاوت است و بصورت شخصيت هاي قدرت گرا،دانش گرا،احترام گرا و غيره تجلي مي كند.

·     ژان كازنو(jean cazneuve )مي نويسد:عقايد ،هنجارها،شناسائي ها،فنون و اشياء مادي كه افكار و گرايشها در پيرامون آن شكل گرفته و به تجربه رسيده اند،ارزشهاي اجتماعي يك گروه را تشكيل مي دهند.

 

·     ارزش اجتماعي به عنوان پديده برتر در فرد و به عنوان چيزي بديهي و مطلق كه عالي تر كردن آن ممكن ولي انكار كردن آن ناممكن است به افراد تحميل مي شود.

ارزش اجتماعي شامل همه چيزهايي است مطلوب يا نامطلوب كه مورد علاقه انسان است ،هر امري مادي يا معنوي كه در جامعه داراي قدر و قيمت باشد و نيازهاي مادي و معنوي انسان را برآورده كند،يا هر چيز گرانبها و سودمندي ،از جمله ارزشهاي اجتماعي است.وقتي به كودك ياد مي دهيم به بزرگتر از خود احترام بگذارد و به او سلام كند ،حرف پدر و مادر را گوش كند و به آنها احترام و اطاعت كند،در واقع ارزشهاي اجتماعي را در ذهن او جاي مي دهيم.

·     ماگ دوگال(m.daugal) و لاسول(d.lasswell) معتقدند كه افراد براي رسيدن به هدف يعني ارزشهاي اجتماعي از وسايل موجود بهره مي گيرند .ليكن شكل و زمان ارضاء خواستها تنها در چهارچوب فرهنگ و سازمان اجتماعي و شرايط و محدوديتهايي كه در جامعه وجود دارد صورت مي گيرد.انسان براي دستيابي به ارزش اجتماعي از منابع موجود استفاده مي كند و اين استفاده در جهت و از طريق نهادهاي اجتماعي انجام مي پذيرد.

 

·     ارزشهاي اجتماعي ممكن است متكي بر اصول و پديده هايي باشد كه مصالح و مفاسد اجتماعي را در بر داشته باشد .به همين جهت قابل تبيين است و مي توان از طريق تحقيق واستدلال علل پيدايي آنها را توجيه كرد و نشان داد كه چگونه پاره اي از ارزشهاي اجتماعي جديد با ارزشهاي قديمي مغايرت پيدا مي كند و تضاد دارد و با توجيه علل اين تضادها و شناخت مسايل ناشي از آنها زمينه اجتماعي مساعدي جهت پذيرش ارزشهاي جديدي به وجود آورد.

 

 

6- کنترلاجتماعی