با همسن خودتان ازدواج نکنيد
مدتي است ايميلهاي بسياري به دستمان ميرسد که جوانان همسن و سال 18 تا 25 ساله و عمدتا دخترخانمهايي در اين سنين عاشق پسرهايي کمسنتر از خود ميشوند و با مخالفت والدين براي ازدواج مواجه ميشوند. براي راهنمايي شما خوانندگان سلامت، ضمن پاسخ به يکي از ايميلهاي نمونه، هشدارهايي را لازم ميدانم.
«دختر 21 سالهاي هستم که قصد دارم با کسي که عاشقانه او را دوست دارم و همسن من است، ازدواج کنم. به نظر شما آينده خوبي در انتظار عشق و زندگي ماست؟»
دو نفري که قرار است با هم ازدواج کنند، به لحاظ بلوغ عقلي، عاطفي، رواني منطبق بر سن تقويمي جلو نميروند و خانمها اصولا سه تا شش سال سريعتر از سن تقويميشان به بلوغ عقلي و رواني ميرسند.
«دختر 21 سالهاي هستم که قصد دارم با کسي که عاشقانه او را دوست دارم و همسن من است، ازدواج کنم. به نظر شما آينده خوبي در انتظار عشق و زندگي ماست؟»
دو نفري که قرار است با هم ازدواج کنند، به لحاظ بلوغ عقلي، عاطفي، رواني منطبق بر سن تقويمي جلو نميروند و خانمها اصولا سه تا شش سال سريعتر از سن تقويميشان به بلوغ عقلي و رواني ميرسند.
دختر 15 ساله از يک پسر 15 ساله عاقلانهتر به مديريت عواطف و هيجانات خود ميپردازد و در اصطلاح عاميانه، پختهتر عمل ميکند. بنابراين دختر و پسر همسن و سال نميتوانند پاسخگوي نيازهاي عاطفي يکديگر باشند و مشکلي که پيش ميآيد، اين است که دختر همسني که حالا نقش همسر را براي شما دارد و دوست داريد شما را تمکين عقلي بکند و به شما و برنامههايتان اعتقاد داشته باشد و تابع باشد، چون از شما نسبت به يک موضوع واحد استدلال بهتري دارد، رفتار شما را معقولانه نميداند و جنجال ايجاد ميشود. دختر 22ساله چنين تبعيتي از يک پسر همسنش ندارد و او حس ميکند چون بيشتر ميفهمد، بايد مديريت کارها را برعهده بگيرد. پسر هم به طور دقيق همين فکر را دارد و گويا هيچوقت با هم به توافق نميرسند. ما به هيچوجه چنين ازدواجهايي را توصيه نميکنيم، به خصوص اينکه کمسن باشند. شايد بتوان اين موضوع را براي دختر و پسر 34 ساله ناديده گرفت، هر چند باز هم آنها نميتوانند به نيازهاي هم پاسخ بدهند و همواره گفتهايم که يکي از دلايل طلاق، ازدواجهاي نادرست است.
گاهي اوقات دختر يا پسر قصد دارند با اين کار از خانه پدريشان فرار کنند و براي اينکه تنها نمانند، تصميم به ازدواج ميگيرند. يکي ديگر از دلايلي که به خصوص در سن پايين آن را بناي ازدواج ميدانند، عاشق شدن است. مگر عاشقي براي ازدواج کافي است؟! نه، خيلي وقتها آن چيزي که ما عاشقش هستيم چيزي است که در ذهنمان ساختهايم، نه واقعيت آن آدم. شما يک فاکتور نامناسب ديگر هم داريد که همسن هم هستيد و همه اينها گوياي اين است که افق خوبي براي آينده زندگيتان متصور نيست، به دليل عشق ازدواج کردن، يکي از دلايل رايج طلاقهاست. آگاه باشيد. ما نمونههاي زيادي ديدهايم که در ابتدا مانند شما فکر ميکردند و الان از مراجعان ما در آستانه طلاق يا دچار ضربههاي عاطفي بعد طلاق هستند
گاهي اوقات دختر يا پسر قصد دارند با اين کار از خانه پدريشان فرار کنند و براي اينکه تنها نمانند، تصميم به ازدواج ميگيرند. يکي ديگر از دلايلي که به خصوص در سن پايين آن را بناي ازدواج ميدانند، عاشق شدن است. مگر عاشقي براي ازدواج کافي است؟! نه، خيلي وقتها آن چيزي که ما عاشقش هستيم چيزي است که در ذهنمان ساختهايم، نه واقعيت آن آدم. شما يک فاکتور نامناسب ديگر هم داريد که همسن هم هستيد و همه اينها گوياي اين است که افق خوبي براي آينده زندگيتان متصور نيست، به دليل عشق ازدواج کردن، يکي از دلايل رايج طلاقهاست. آگاه باشيد. ما نمونههاي زيادي ديدهايم که در ابتدا مانند شما فکر ميکردند و الان از مراجعان ما در آستانه طلاق يا دچار ضربههاي عاطفي بعد طلاق هستند
+ نوشته شده در ساعت توسط علی حامدی
|