بوی خاک باران خورده دلم را قلقلک میدهد

مرا با خود به روزگاران گذشته می برد

آن هنگام که خداوند آدم را آفرید

آن هنگام که خدا دل را ساخت

دل آدم تپیدن گرفت

اما آدم تنهایی را تاب نیاورد...

بی تاب شد...

رفت و با هزار وسواس مشتی خاک برگزید

خاک با گریه ی آدم گل شد

آدم عاشق شد

خدا حوا را از گل آدم آفرید

عطر خاک؛دنیا را فرا گرفت

باران گریه آسمانی است؛گریه ای از سر شوق

بوی خاک آنجا بود که به مشام همه ی ادمیان دمید

شور زندگی به پا خاست

دل بی قرار سکنی گرفت

بوی خاک باران خورده دل آدمیان را هنوز هم قلقلک میدهد..

خالص ترین شمیم عالم

شمیم حوا

(برداشتی شخصی از هبوط؛اثر دکتر شریعتی)