من ترا بوسيدم
تا فراموش كنم قصه شيدايي را
تا بياميزم بارنگ هوس
واپسين لحظه تنهايي را
من ترا بوسيدم
بهر تو از ره دور
ارمغان دگري آوردم
مخمل نرم نوازش ها را
بر لب گرم تو جاري كردم
بي گناهم به خدا خنده و دعوت و اغوا از توست
اي سراپا ترديد
موجم و دامن دريا از توست
آتشم واي مكن خاموشم
اي سرا پاترديد
اي اميدگذران!!!
مرو از آغوشم
+ نوشته شده در ساعت توسط علی حامدی
|