شاد زندگی کردن هیچ هزینه ای ندارد . غلط کرده اند آنهایی که گفته اند ، ثروت شادی می آورد ، قدرت شادی می آورد ،شهرت شادی می آورد . . .  شاد زیستن و زیبا زندگی کردن را باید تحصیل نمود ، همانگونه که خواندن و نوشتن را تحصیل نمودیم .مواد اولیه تولید شادی و زیبایی ، غم و درد و رنج است ، غم و درد و رنج را باید در خانه دل وارد نمود و بعد به کمک اکسیر حیات و با هنر کیمیا گری آنرا تبدیل به شادی و زیبایی نمود .اکسیر حیات جای دوری نیست،اسطوره هم نیست ،در درون سینه خودمان است ،اگر آنرا گم کرده ایم کافی است ، لایه های خودخواهی ، حسد ، غرور ، اثبات شخصیت ، خودنمایی ،مقایسه . . . را از روی آن برداریم تا آن را بیابیم . وقتیکه به اکسیر حیات دست یافتیم باید به کمک هنر کیمیا گری که در واقع می تواند نوعی تکنیک زیبا زیستن نیز باشد ، دردها و رنجها را تبدیل به شادی ها و زیبایی ها نماییم ، در چنین حالتی مشتاق غم و درد و رنج عالم خواهیم شد ، چون به درستی در میــــــابیم که غم و درد و رنج ، خمیر مایع تولید شادی ها و زیبایی های ما می باشد . در این صورت خریدار غم و درد و رنج عالم می شویم ، تا آنها را در سینه مان بریزیم ، و بدرستی می دانیم نه تنها سینه مان از غصه نمی ترکد بلکه با این غم و درد و رنج می توانیم شادی ها و زیبایی ها بیافرینیم . چنانجه اکسیر حیات را یافتید  و هنر کیمیا گری رانیز تحصیل نمودید ، آنگاه رقص کنان فریاد می زنید : الهی سینه ای درد آشنا ده      ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ  غم از هر دل که بستانی به ما ده .  در چنین حالتی است که لحظه به لحظه زندگی مان با شادی و زیبایی تواءم میگردد . چون هنر زیبا زیستن و شاد بودن را یافته ایم ، غلط کرده اند آنها که گفته اند هنر هفت تا است ! هنر همه لحظه های زندگی مان است ، انسان باید لحظه به لحظه زشتی ها و رنجها را تبدیل به زیبایی ها و شادی ها کند . بدانید پس از یافتن اکسیر حیات و تحصیل هنر کیمیا گری به فراست می فهمید ، شاد زندگی کردن و زیبا بودن اصلا" ربطی به شرایط و محیط زندگی ندارد ، به قول مولوی :  ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ای بسا در کنج زندان مست و شاد  ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ای بسا در باغ و بستان نا مراد .  در چنین حالتی نیز اصلا" به زمین زمان هم فحش نمی دهید ، چون شادی و زیبایی را مستقل از این عوامل در می یابید . انسانیکه به اکسیر حیات دست یابد ، اصلا"از رنجها و درد ها و غم ها فرار نمی کند ، چون به درستی می داند فرار از رنجها و غمها و دردها دراین اسفل السافلین غیر ممکن است . بدانید پس از یافتن اکسیر حیات و تحصیل هنر کیمیا گری ، نه تنها می توانید ، غم و درد ورنج را تبدیل به شادی و زیبایی کنید ، بلکه اگر دست به خاک نیز بزنید طلا می شود . ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ آنانکه خاک را به نظر کیمیا کنند ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ آیا شود که گوشه چشمی به ما کنند.  و بدانید پس از یافتن اکسیر حیات ، دیگر گریه کردن از برای غم و غصه و رنج ، برایتان اصلا" معنی و مفهوم ندارد . و اگر هم گریه می کنید از سر شوق است یا از سر  شادیست و یا از پی خوف و خشیت به قدرت و جلال خداوند هستی  است که آن نیز سراسر عشق است

منبع:

http://meditationmirrazavi.blogfa.com/8610.aspx

 

.