در ۲۵ سالگی آموختم که مادران از همه بهتر می دانند
و گاهی اوقات پدران هم از همه بهتر می فهمند.

 

-در ۳۵ سالگی متوجه شدم که آینده چیزی نیست

که انسان به ارث ببرد بلکه چیزی است که خود می سازد.

 

-در ۴۰ سالگی آموختم که رمز خوشبخت شدن در آن نیست که کاری را که دوست داریم انجام دهیم بلکه در آن است

 که کاری را که انجام می دهیم دوست داشته باشیم

 

-در ۴۵ سالگی یاد گرفتم که ده درصد از زندگی چیزهایی است

که برای انسان اتفاق می افتد و نود درصدآن است

 که چگونه به آن واکنش نشان می دهد

 

-در ۵۵ سالگی پی بردم که تصمیمات کوچک را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب!!

 

-در ۶۰ سالگی متوجه شدم که بدون عشق

می توان ایثار کرد اما هرگز بدون ایثار نمی توان عشق  داشت!

 

-در ۶۵ سالگی آموختم که انسان برای لذت بردن از عمری دراز باید بعد از خوردن آنچه لازم است آنچه را میل دارد بخورد

 

-در۷۰ سالگی یاد گرفتم که زندگی مساله ی در اختیار داشتن کارت های خوب نیست بلکه خوب بازی کردن با کارت های بد است!!

 

-در ۷۵ سالگی دانستم که انسان  تا وقتی فکر می کند  نارس است به رشد و تکامل خود ادامه می دهد

و به محض اینکه گمان کرد رسیده شده دچار آفت میشود!!

 

-ودر ۸۰ سالگی پی بردم که دوست داشتن و

مورد محبت قرار گرفتن بزرگ ترین لذت جهان است(چقدر دیر فهمیدم!)

 

-بعدش هم دیگه مُردم!!!