این روزها گلوله های بسیاری به شقیقه ام بدهکارم...بسان مترسکی شده ام .. عاشق و در حسرت سیاه مستی اما نه رگی دارم نه پای حرکت ..چه رسد به دیوانه وار رقصیدن...!