یک برگ دیگر از تقویم عمرم را پاره میکنم
امروز هم گذشت
با مرور خاطرات دیروز
با غم نبودنت
و سکوتی سنگین
و من شتابان در پی زمان بی هدف فقط میدوم
میان کوچه های تاریک غربت و تنهایی صدای قدمهایت را می شنوم اما تو نیستی
فقط صدایی مبهم
تو رفتی و خورشید را هم بردی
+ نوشته شده در ساعت توسط علی حامدی
|