Book-09-june.gif (13537 bytes)

 

ملا نصرالدین با دوستی صحبت می کرد

(( ملا هیچ وقت به فکر ازدواج افتادی؟ ))

ملا نصرالدین پاسخ داد: (( فکر کرده ام. جوان که بودم تصمیم گرفتم زن کاملی پیدا کنم. از صحرا گذشتم به دمشق رفتم و با زن پر حرارتی آشنا شدم: اما او از دنیا بی خبر بود. بعد به اصفهان رفتم آنجا هم با زنی آشنا شدم که معلومات زیادی درباره ی آسمان و زمین داشت اما زیبا نبود. بعد به قاهره رفتم و نزدیک بود با دختری زیبا با ایمان و تحصیل کرده ازدواج کنم. ))

پس چرا با او ازدواج نکردی؟

(( آه رفیق ! او هم دنبال مرد کاملی می گشت ))

 

itchy sratchy animation