ناپلئون بناپارت، امپراطور فرانسه مى‏گوید: امیدوارم آن زمان دور نباشد که من بتوانم همه دانشمندان جهان را با یکدیگر متحد کنم تا نظامى یکنواخت، فقط براساس اصول قرآن مجید که اصالت و حقیقت دارد و مى‏تواند مردم را به سعادت برساند، ترسیم کنم. قرآن به تنهایى عهده دار سعادت بشر است .

گوته، شاعر و نویسنده معروف آلمانى مى‏گوید: سالیان دراز کشیشان از خدا بى خبر، ما را از پى بردن به حقایق قرآن مقدس و عظمت آورنده آن دور نگه داشتند؛ امّا هر قدر که ما قدم در جاده علم و دانش نهادیم و پرده تعصب را دریدیم، عظمت احکام مقدس قرآن، بهت و حیرت عجیبى در ما ایجاد نمود. به زودى این کتاب توصیف‏ناپذیر، محور افکار مردم جهان مى‏گردد .

ژان ژاک روسو، متفکر و روان شناس مشهور فرانسوى، برداشت منحصر به فردى از قرآن دارد؛ او مى‏گوید: بعضى از مردم بعد از آن که مقدار کمى عربى یاد گرفتند، قرآن را خوانده، امّا درست درک نمى‏کنند. اگر مى‏شنیدند که محمّد(ص) با آن کلام فصیح و آهنگ رساى عربى آن را مى‏خواند، هر آینه به سجده مى‏افتادند و ندا مى‏کردند: اى محمّد عظیم! دست ما را بگیر و به محل شرف و افتخار برسان. ما به خاطر یارى تو حاضریم که جان خویش را فدا سازیم . 
ارنست رنان، فیلسوف معروف فرانسوى مى‏گوید: در کتابخانه من هزاران جلد کتاب سیاسى ،اجتماعى، ادبى و… وجود دارد که هر کدام را بیش از یک بار نخوانده‏ام؛ اما یک جلد کتاب هست که همیشه مونس من است و هر وقت خسته مى‏شوم و مى‏خواهم درهایى از معانى و کمال به رویم باز شود، آن را مطالعه مى‏کنم. این کتاب، قرآن - کتاب آسمانى مسلمانان - است.

دکتر هانرى کُربن، اسلام شناس معروف فرانسوى مى‏گوید: اگر قرآن خرافى بود و از جانب خداوند نبود، هرگز جرأت نمى‏کرد که بشر را به علم و تعقل و تفکر دعوت کند. هیچ اندیشه‏اى به اندازه قرآن محمّد(ص) انسان را به دانش فرا نخوانده است تاآن جا که نزدیک به نه صد و پنجاه بار در قرآن، از علم و عقل و فکر سخن رفته است.

آلبرت انیشتاین که نیازى به معرفى ندارد، مى‏گوید: قرآن کتاب جبر یا هندسه نیست؛ مجموعه‏اى از قوانین است که بشر را به راه صحیح، راهى که بزرگ‏ترین فلاسفه و دانشمندان دنیا از تعریف و تعیین آن عاجزند، هدایت مى‏کند.

ویل دورانت، دانشمند امریکایى شرق‏شناس، مى‏گوید: در قرآن، قانون و اخلاق یکى است. رفتار دینى در قرآن، شامل رفتار دنیوى هم مى‏شود و همه امور آن از جانب خداوند و به طریق وحى آمده است. قرآن در جان‏هاى ساده عقایدى آسان و دور از ابهام پدید مى‏آورد که از رسوم و تشریفات ناروا آزاد است.

پروفسور آرتور آربرى که یکى از مترجمان مشهور قرآن به زبان انگلیسى است، مى‏گوید: زمانى که به پایان ترجمه قرآن نزدیک مى‏شدم، سخت در پریشانى به سر مى‏بردم؛ اما قرآن آنچنان آرامش خاطرى به من مى‏بخشید که براى همیشه به خاطر خواهم داشت. من در حالى که مسلمان نیستم، قرآن را خواندم تا آن را درک کنم و به تلاوت آن گوش دادم تا مجذوب آهنگ‏هاى نافذ و مرتعش کننده‏اش شوم و تحت تأثیر آهنگش قرار گیرم و به کیفیتى که مسلمانان واقعى و نخستین داشتند، نزدیک گردم تا آن را بفهمم .

لئوتولستوى، نویسنده معروف روسى مى‏گوید: هر کس که بخواهد سادگى و بى پیرایگى اسلام را دریابد، باید قرآن مجید را مورد مطالعه قرار دهد. در قرآن قوانین و تعلیمات حقیقى و احکام آسان و ساده براى عموم بیان شده است. آیات قرآن به خوبى بر مقام عالى اسلام و پاکى روح آورنده‏اش گواهى مى‏دهد.

بلر خاور شناس معروف می گوید: «لغت قرآن ،فصیح ترین لغات عرب واسلوب بلاغت آن طوری است که افکار را به سوی خود جذب می کند.قرآن دارای مواعظی است آشکار و به زودی برای همیشه بی معارض خواهد بود.هر کس که از این کتاب به خوبی پیروی کند،زندگی آرام وگوارایی خواهد داشت.

پروفسور رابرستون (کشیش اسکاتلندی) می گوید: «قرآن مقدس در مورد دو رویی،کینه،تکبر،غرور،بی عدالتی و انواع آن،بسیار سخت گیر و در مورد صفات نیک از قبیل صبر،حق شناسی،صداقت و ترس از خدا،بسیار مصر و جدی است.

دكتر پطروشفكى استاد تاريخ شناس روسى (متولد 1898 م) می گوید : قرآن تعليمات و احكام و مواعظ و سخنانى است كه محمد (ص) در زمان هاى مختلف به پيروان خويش از طريق وحى كه از طرف خداوند در حالت خاص به وسيله روح القدس يا جبرئيل بر وى نازل شده بود، ابلاغ كرد، آيات قرآن توسّط مؤمنان بر برگ هاى خرما و قطعات استخوان و ندرتاً بر پوست نوشته مى‏شده ولى بيشتر از بر مى‏كردند، صحابه پرشور نيز قرآن را از بر كرده و حافظ آن بودند، قرآن براى مسلمانان كتابى است مقدس و پايه دين ايشان است، و همان مقامى را دارد كه تورات در نظر يهوديان و انجيل در نظر مسيحيان دارد. از نظرگاه مسلمانان مؤمن قرآن بر خلاف آنچه دانشمندان اروپائى مى‏پندارند، تأليف و پديد آورده محمد پيامبر (ص) نبوده بلكه سخنان اصيل (وحى) خداوند است.

بانو مايل انجلو ايتاليائى می گوید : در ابتداء به عللى الزاماً كتاب هايى كه بيگانگان در زمينه اسلام و قرآن نوشته بودند مورد مطالعه قرار دادم، با وجودى كه نوشته‏هاى آنان درباره آئين جاودانى اسلام با غرض ورزى و بدگوئى توأم است، در عين حال مى‏توان از لابلاى سخنان ايشان حقايق تابناك اسلام را دريافت و حدود نفوذ و اتقان مطالب قرآن را به دست آورد. آشنائى من با تعاليم حيات بخش و معارف درخشان اسلام و قرآن، بينش جديد و عميقى در من به وجود آورد و طرز فكرم را درباره جهان آفرينش و فلسفه وجود به كلى دگرگون ساخت و احساس كردم كه تعليمات اسلام بر خلاف تعاليم مسيحيت، انسان را موجودى شريف و با شخصيت مى‏شناسد نه موجودى كثيف و ذاتاً آلوده!!. مسلمانان به حكم كتاب آسمانى قرآن پيامبر عالى مقام خود را انسانى مانند انسان هاى ديگر مى‏دانند كه خداوند او را براى تبليغ و رسالت و رهنمائى انسان ها برگزيده است. در اين كتاب دستور زندگى و نحوه بهره‏گيرى از لذايذ اين دنيا و حيات آن، به طرزى جالب و خردمندانه بيان شده است.

كونت ادوارد گيوجا دانشمند ايتاليايى می گوید : من در پيرامون اديان قديم و جديد، تحقيق فراوان نموده و آن ها را با دقت مورد مطالعه قرار دادم تا در نتيجه به دست آوردم كه يگانه آئين آسمانى و حقيقى اسلام است، و كتاب آسمانى اين دين، يعنى قرآن مجيد، تمام نيازمندي هاى مادى و معنوى بشر را تضمين كرده و او را به كمالات اخلاقى و روحى، سوق مى‏دهد و رهبرى مى‏نمايد .

پرنس ژيوائى بورگيز مورخ ايتاليائى می گوید : مسلمانان همين كه در پيروى قرآن و خواندن آن و عمل به قوانين و احكامش سستى و بى حالى نشان دادند نيروى سعادت و فرشته سيادت نيز با اين بى اعتنائى از آن ها دور شد و آن همه عزت و قدرت و خرسندى و عظمت از افق حيات آن ها رخ بر بست و به جايش اهريمن اسارت و بندگى جانشين شد. دشمنان از اين فرصت بر آن ها تاختند، و حلقه‏وار چون ميكرب‏هاى اجتماع آن ها را در ميان گرفتند و آن ها را به روزگار كنونى اسير و مقيد ساختند آرى اين همه بدبختي ها و تيره روزي هاى مسلمانان از مراعات نكردن قوانين قرآن بوده، در اين امر بزرگ هيچ گناهى متوجه اسلام (و قرآن) نيست آيا حقيقتاً چه ايرادى را مى‏شود بر اين آئين پاك گرفت . وجداناً ايرادى به آئين پاك اسلام نمى‏توان گرفت هنگامى سعادت و نيك بختى مسلمانان را ترك كرد که به روى قرائت و فهم قرآن در بستند و در نگهدارى و عمل به آن سستى ورزيدند.

بانو لورا واكسيا واگليرى استاد دانشگاه ناپل ايتاليا می گوید : كتاب آسمانى اسلام نمونه‏اى از اعجاز است. قرآن كتابي است كه نمى‏توان از آن تقليد كرد. نمونه سبك و اسلوب قرآن در ادبيات عرب سابقه ندارد.تأثيرى كه سبك قرآن در روح انسان ايجاد مى‏كند ناشى از امتيازات و برترى‏هاى آن مى‏باشد. چطور ممكن است اين قرآن كار محمد (ص) باشد و حال آن كه ما معتقديم محمد (ص) يك مرد عرب و درس نخوانده بود. ما در اين قرآن ذخائر و اندوخته‏هائى از علوم را مى‏بينيم كه مافوق استعداد و ظرفيت باهوش ترين و متفكرترين اشخاص است، و بزرگ ترين فيلسوفان و قوى‏ترين رجال سياست بايد در مقابل قرآن زانوى عجز و ناتوانى به زمين بزنند . با اين كه قرآن در سراسر جهان اسلام به كرات خوانده مى‏شود با این وجود خواندن آن با اين همه تكرار در پيروانش ايجاد خستگى نمى‏كند بلكه بالعكس در ضمن خواندن مكرر هر روز عزيزتر مى‏شود. خواندن يا شنيدن قرآن در ذهن خواننده يا شنونده حس تعظيم و تكريمى بر مى‏انگيزد. متن قرآن در طول اعصار و قرون در تاريخ نزول آن تا امروز به همان صورت اوليه باقى مانده و تا وقتى كه خدا بخواهد و تا جهان ادامه داشته باقى خواهد بود.

راينهارت دوزی دانشمند و خاور شناس هلندى (1820 - 1883 م) می گوید : قرآن كريم همواره مردم را به نيكوكارى امر كرده و انسانهاى سركش و نافرمان را بيم و انذار مى‏نمايد، اعراب پس از آن كه مسلمان شدند و به قرآن ايمان آوردند با لباس نو و تازه‏اى در برابر جهانيان عرض اندام نمودند كه آن عبارت از صلح‏طلبى و آرامش خواهى و آزادى افكار در معاملات و رفتار بوده است .

كانزجى وان دانشمند هلندى می گوید : قرآن مجيد كه حاوى وحى و الهام كامل الهى است منبع نور خدائى است كه زيبائى و وفور جلوه معنوى را نشان مى‏دهد .

Stan Roni Tensدانشمند هلندى می گوید :محتواى اين كتاب آسمانى كاملاً با خرد و فطرت بشرى مطابقت دارد و از مطالب زننده و خلاف عقل به كلّى پاك است. قرآن درباره زنان داورى عادلانه‏اى دارد و بر خلاف برخى از مرام ها و اديان كه جنس زن را تا به سر حد بردگى تنزل داده و ارزشى براى او قائل نيستند، وى را از مزايا و حقوق انسانى برخوردار ساخته و مقام شامخى براى او منظور داشته است .

 Kenood Elembuنويسنده معروف هلندى می گوید :تمام كتابهاى آسمانى، دستخوش تحريف شده‏اند، جز قرآن كريم كه از گزند تحريف مصون مانده و در هر عصر و زمانى، مى‏تواند كاروان بشريت را به سوى سعادت، رهبرى فرمايد .

بارتلمى سنت هيلر دانشمند و مستشرق فرانسوى (1805 - 1895 م) می گوید :قرآن كتابى است بى همتا كه زيبايى ظاهرى و عظمت معنوى آن برابر است. استحكام الفاظ و انسجام كلمات و تازگى افكار در سبك نو ظهور آن چنان متجلّى است كه پيش از آنكه خردها تسخير معانى آن گردند، دلها تسليم آن مى‏شوند.قرآن با سبك خاص خود، هم سرود مذهبى است و هم نيايش الهى و هم شريعت و قوانين سياسى و حقوقى و هم نويد بخش و هشدار دهنده و هم پندآموز و هم راهنما و هدايت كننده به راه راست و هم بيان كننده قصه و داستان و حكم و امثال .و بالاخره قرآن زيباترين اثر به زبان عربى است كه در ميان كتابهاى مذاهب جهان نظيرى ندارد .مسيحيان عرب زبان معترفند كه اين كتاب شريف چه تأثير شگرفى در دل و جان شنوندگان دارد.

Hrisar Bamatدانشمند فرانسوى می گوید :در پيشرفت قرآن قطعاً زور، عامل اساسى نبوده است. براى اين كه مسلمانان بعد از پيروزى مردم را در حفظ دين خود آزاد مى‏گذاشتند و اين كه مى‏بينيم ملت هاى مسيحى ديانت پيروز شدگان را پذيرفتند، به اين دليل بوده كه آن ها اين پيروز شدگان تازه را عادلتر از بزرگان پيشين خود مى‏يافتند. و ديانت اين ها را به قدرى ساده يافتند كه تا آن زمان ملت هاى مسيحيت چنين مطالبى را نشناخته بودند...قرآن به زور به كسى تحميل نشد، فقط به نيروى منطق و اقناع پيشرفت كرد... و تنها نيروى منطق قوى قرآن بود كه توانست ملت هاى پيروز شده بر مسلمانان را در اين اواخر چون ترك و مغول به طرف خود جلب كند. و به همين اقناع بود كه در هند با اين كه عرب ها آنجا فقط رهگذر بودند پيشرفت كرده پيروان اسلام در آن جا امروز به پنجاه ميليون نفر مى‏رسند و گوستاو لوبون اين رقم را در سال 1884 نوشته است و (ديرجينيا واكا) در كتاب خود »الهندالاسلاميه« در سال 1941 آمار مسلمانان هند را يكصد ميليون نوشته است و تعدادشان روزبه روز رو به افزايش است.

دكتر جرينه مسلمان فرانسوى می گوید :من در تمام آيات قرآنى كه در زمينه علوم طبيعى و بهداشتى و طبّى بود مطالعه كردم و آن ها را به خوبى فهميدم و با علوم جديد منطبق ديدم از اين رو مسلمان شدم زيرا يقين كردم كه محمد (ص) متجاوز از هزار سال پيش بدون اين كه معلّم بشرى داشته باشد، حق را بيان كرده است اگر هر عالمى آيات مربوط به علم خود را در قرآن مطالعه كند و خود را از غرض دور نگه دارد، بدون ترديد مانند من مسلمان خواهد شد.  

Sodien نويسنده مشهور فرانسوى (1817 - 1893) می گوید :در قرآن چيزى از مقررات اخلاقى و اجتماعى فرو گذار نشده و قوانين آن بر پايه علم و اساس آن بر عدل و احسان استوار شده و هدف آن نشان دادن راه حق و جلوگيرى از باطل و دفع گمراهى و ضلالت و بيرون راندن بشر از تاريكى‏هاى ذلّت و خوارى به سوى نور و فضائل و كمالات انسانيّت است.

Lebinدانشمند فرانسوى می گوید :در عظمت و جلال قرآن، همين بس كه گذشت چهارده قرن از نزول آن نتوانسته كوچك ترين خللى در آن ايجاد كند. اسلوب بيان و كلمات قرآن چنان تازه و شيرين است كه گوئى ديروز پيدا شده است.

Mardrice .Drفرانسوى می گوید : سبك قرآن بى گمان سبك كلام خداوند تبارك و تعالى است زيرا اين سبك كه مبتنى بر كنه وجودى است كه از آن صادر شده و محال است كه جز سبك و روش خداوندى باشد!!. حقيقت اين است كه نويسندگانى كه جنبه شك و ترديد آنان بيشتر بود، در برابر تأثير اين كتاب سر فرود آورده‏اند و فرمانروايى و نفوذ آن بر سيصد ميليون مسلمان روى زمين به (البته اين تعداد مربوط به سالهاى قبل است و امروزه آمار مسلمانان بيش از يك ميليارد مى‏باشد ) حدّى است كه مبلّغين ما را عموماً وادار به اعتراف نموده كه ممكن نيست حتى يك پيش آمدى را ثابت و محقّق كرد كه در آن يكى از مسلمين از دين برگشته باشد زيرا اين سبكى كه ابتدا گوش بدويان آن را شنيده، نثر بسيار تازه‏اى بود كه از حيث تنسيق بى نظير و سجع و جناس بسيار عالى داشته و در گوش هر كسي كه به لغت عربى آشنا بوده يك تأثير عميق مى‏بخشيد، به همين جهت از كارهاى بيهود و كوشش هاى بى نتيجه است كه انسان در صدد باشد تأثير فوق‏العاده اين نثر بى مانند را به زبان ديگرى ادا كند مخصوصاً با فرانسه كه دامنه‏اش تنگ است.

DEASTERIE .CHدانشمند و مستشرق فرانسوى (1853 - 1915 م) می گوید :محمد قرآن را دليل بر صدق رسالت خود آورد و هميشه تا به امروز سرى از اسرار بوده كه گشودن طلسم هاى آن ممكن نيست و به حقيقت اين سر مستور نمى‏رسد مگر كسي كه تصديق كند به اين كه مُنزِل از جانب خدا است.اگر كسى بگويد قرآن كلام خدا نيست بلكه كلام محمد است ما بر هر دو تقدير ناچار بايد اعتراف كنيم كه اين آيات بينات از يك نفر بدعت گذار صادر نشده است برخلاف عقيده كسي كه نبوّت آن حضرت را تكذيب كرده شايد اين عقيده به واسطه تنگى قافيه پيدا شده كه ما را مجبور مى‏كند پيامبر را كه در حقيقت مملوّ از امانت و صداقت است نسبت به كذب دهيم. چگونه ممكن است پيامبراين كتاب را به لغت فصيح تأليف كرده باشد با اين كه آن لغت در قرون وسطى مثل لغت لاتينى است كه غير ازمردمان عالم آن را نمى‏فهميدند.

دكتر موريس فرانسوى می گوید :محققاً قرآن بهترين و برترين كتابى است كه با قلم صنع و دست هنر ازلى براى بشر، ظاهر ساخته است . قرآن برترين كتابيست كه عنايت ازلى به سوى بشر فرستاد و آن كتابيست كه شك و ريب در آن راه ندارد.و بدون كوچك ترين اغراق و مبالغه يا تعصب بايد گفت از همه جهات معجزه است.

diteh Fenanدانشمندان ومستشرق فرانسوى (1823 - 1879 م) می گوید :قرآنى كه پيامبر محمد (ص) آورد غير كتب مقدّسه ديگر (مانند تورات و انجيل) است. اين قرآن تنها كتابى است كه امر به رفق و احسان مى‏نمايد.هر آينه شخصى به نام حسين كه از بنى سالم بود آمد نزد محمد (ص) و گفت: يا رسول الله من پدر و مادرى دارم هر دو مسيحى اند و ابا دارند كه در دين خدا داخل شوند و من آن ها را اجبار بر اين امر مى‏نمايم حضرت فرمود: لا اكراه فى الدّين كار دين با اجبار نيست و در اين باب آنچه در سوره كافرون لكم دينكم ولى دين اين كه دين شما براى شما و دين من براى من،و در سوره عنكبوت »ولا تجادلوا اهل الكتاب الا بالتّى هى احسن« آمده شما مسلمانان با يهود و نصارى و مجوس كه اهل كتابند جز به نيكوترين طريق بحث و مجادله مكنيد.

Paul Casanovaخاور شناس معروف فرانسوى (متوفى 1926 م) می گوید :هرگاه از محمد (ص) معجزه‏اى مى‏خواستند كه دليل صحت ادعايش باشد، وى قسمتى از قرآن را عرضه مى‏داشت و جلال و شكوه بى نظيرش شاهد آن بود كه ريشه و منشأ الهى و ملكوتى دارد و در حقيقت؛ حتى براى آن ها كه مسلمان نيستند، هيچ چيز عجيب‏تر از زبان قرآن نيست كه با بيان بس رسا و طنين دل‏انگيز و گوش نوازش، مردم آن روز را كه بسيار علاقمند به فصاحت بودند، مجذوب و شيفته كرده و وادار به تحسين مى‏نمود. وسعت سيلاب ها و طنطنه آهنگ و سجع و قافيه عجيبش بيشتر اوقات، بسيارى از مخالفين و مشركين را منقلب مى‏كرد.

دكتر ماردريلMARDRIL .DRفرانسوى می گوید :اسلوب قرآن اسلوبى است ملكوتى و آسمانى مولود فكر بشر و مخلوق زمينى نيست. آنچه راكه قرآن دارد هيچ كتاب ديگر نخواهد داشت.خدايا اين نغمات معنوى چيست؟ آه فهميدم، نبوت و نويد سعادت است كه از قلب مردى بزرگ و پيامبرى عالى مقام پرتو افشانى كرده، اسلوب قرآن را جز به قدرت خدائى و مافوق بشرى به چيز ديگرى نمى‏توان نسبت داد.در صورتى كه قرآن شعر نيست. ندانستم كه چيست! زيرا سخت است بگويم كه قرآن شعر است يا شعر نيست. پند و اندرز است، يا درّ و گوهر است از هر سخن، حتّى از گفته بودا و افلاطون فراتر و متين‏تر است.

منابع :

قرآن در نظر اروپائيان

تمدن و علوم اسلام

حقيقت اسلام در نظر ديگران

آنچه بايد از قرآن بدانيم

پاسخ ما به مشكلات جوانان

اسلام‏شناسى غرب

قرآن و ديگران

راه تكامل

ويژگيهائى از قرآن مجيد

تاريخ و علوم قرآن

نظريه دانشمندان جهان درباره قرآن و محمد

اعترافات دانشمند بزرگ جهان