لعنت به من
لعنت به این آشوب و جنگ
این بحث های خالی از احساس و درک
لعنت به این احساسِ ....
من با توام
باور بکن
لعنت به این دیوار و فهم
لعنت به این قلب مریض
.
لعنت به هرکس مثل من
عاشق شود
هر روز و هر شب مثل من
با یاد تو
از عشق تو
هر چه غزل با عشق را
از بر شود
لعنت به هر کس مثل من
معشوق را با یاد خود
ویران و حیران می کند
.
لعنت به این باران و ابر
لعنت به چشمهای من
لعنت به این قلبی که باز
از عشق جاری میشود
عشقی « حرام »
در پیش چشم بسته ات
در عشق و یادت هم تطاول می کنی ؟
این بار هم
این راه را
در خلوت نمناک خود
در اشتباه
با سرعتی از جنس نور
تکرار و حاشا می کنی.
+ نوشته شده در ساعت توسط علی حامدی
|