لعنت به من

لعنت به این آشوب و جنگ

این بحث های خالی از احساس و درک

لعنت به این احساسِ ....

من با توام

باور بکن

لعنت به این دیوار و فهم

لعنت به این قلب مریض

.

لعنت به هرکس مثل من

عاشق شود

هر روز و هر شب مثل من

با یاد تو

از عشق تو

هر چه غزل با عشق را

از بر شود

لعنت به هر کس مثل من

معشوق را با یاد خود

ویران و حیران می کند

.

لعنت به این باران و ابر

لعنت به چشمهای من

لعنت به این قلبی که باز

از عشق جاری میشود

عشقی « حرام »

در پیش چشم بسته ات

در عشق و یادت هم تطاول می کنی ؟

این بار هم

این راه را

در خلوت نمناک خود

در اشتباه

با سرعتی از جنس نور

تکرار و حاشا می کنی.