1
|
پاییز است | |
|
هوا سرد است! به روى بینىام از سقف منزل مىچكد باران، زمین یخ، دست یخ، پا یخ، كمر یخ، سینه یخ، دل یخ غلط كردم اگر هنگام گرما "اوخ و اَخ" كردم خدایا! پاك، یخ كردم! ××× چراغى دارم اى یاران كه هر سالى در این ایام بارانى زمن چیزى عجایبناك و هشت الهفت! مىخواهد چراغم، "نفت" مىخواهد! چراغى مانده از اجداد من باقى - الا یا ایها الساقى! - دمش سرد است و آهش گرم اما حیف، خاموش است! ××× الا اى مرد نفتى، مرد روغنمال چركین جامه، در بگشا! منم، من! مرد سرما خورده بىحال منم، من! مرد هالوى كوپندار مشنگ بیخودى خوشحال! نباشد بشكهات خالى، زبانم لال! ××× هوا سرد است و جانسوز است یكى مىگفت: "روز اول هر سال نوروز است - و گرما مىرسد از راه..." صد و سى روز و اندى مانده تا نوروز صد و سى روز طاقت سوز به فكر نفت باید بود - از امروز! ××× على از من كتاب و كیف مىخواهد حسن كفش و ثریا دامن و مهرى جهاز و اصغرى قاقا! زنم از من لباس پشمى و زربفت مىخواهد در این احوال وانفسا چراغم نفت مىخواهد! ××× ستایش باد خیاطان ایران را كه ارزانى به ما بیچارگان كردند تنبان را مربا، لوله قورى، صنوبر، طبل تو خالى الك، دفتر، سماور، اشك! یعنى كشك! خداوندا! دلم، غمگین و لرزان است و پر درد است وزیر نفت و بنزینا! هوا سرد است! | |
+ نوشته شده در ساعت توسط علی حامدی
|