تقويت اعتماد به نفس

 

عزت نفس از اصلي ترين عوامل رشد مطلوب شخصيت مي باشد و از جمله مفاهيمي است كه در چند دهه اخير مورد توجه پژوهشگران و صاحبنظران روانشناسي و علوم تربيتي قرار گرفته است. نياز به «عزت نفس» را انديشمنداني نظير: آدلر(۱۹۴۰)، آلپورت (۱۹۳۰) و ساليوان(۱۹۳۷) نيز پذيرفته اند. فريج (۱۹۶۸) و وارگو(۱۹۷۲) از عزت نفس به عنوان يك سپر فرهنگي در مقابل اضطراب نام مي برند. همچنين كوپر اسميت (۱۹۶۷) در تحقيق خود به اين نتيجه رسيد كه كودكان برخوردار از «عزت نفس بالا» ، افرادي هستند كه با احساس اعتماد به نفس و بهره گيري از استعداد و خلاقيت خود به ابراز وجود مي پردازند و به راحتي تحت تأثير عوامل محيطي قرار نمي گيرند

پوپ و همكارانش (۱۹۸۹) معتقدند كه وجود شكاف و فاصله بين «خود ادراك شده» و «خود ايده آل» از جمله عواملي است كه مشكلاتي را براي عزت نفس انسان فراهم مي كند.(بيابانگرد، ۱۳۷۳: ۲)

شخصيتي كه از عزت نفس بالايي برخوردار است خود را به گونه اي مثبت ارزشيابي كرده و برخورد مناسبي به نظريات مثبت خود و ديگران دارد. اما در مقابل كسي كه عزت نفس پاييني دارد، اغلب نوعي نگرش مثبت تصنعي نسبت به جهان پيرامون خود دارد. اين شخص اساساً فردي است كه غرور كمي در خود احساس مي كند (بيابانگرد، ۱۳۷۳: ۲۱ و۲۰)