قصه ی من و غم تو قصه ی گل و تگرگه
قصه ی من و غم تو قصه ی گل و تگرگه/ ترس بی تو زنده بودن ترس لحظه های مرگه/ ای برای با تو بودن باید از بودن گذشتن/ سر به بیداری گرفته ذهن خواب آلوده ی من/ همیشه میون قاب خالی درهای بسته /طرح اندام قشنگت پاک و رویایی نشسته/ کاش می شد چشام ببینن طرح اندام تو داره/ زنده میشه جون می گیره پا توی اتاق میذاره/
کاش میشد صدای باهات بپیچه تو گوش دالون/ طرف دالون بگرده سر آفتابگردونامون/ کاش میشد دوباره باغچه پر گلهای تو باشه /غنچه ی سفید مریم با نوازش تو وا شه/
کاش می شد اما نمیشه، نمیشه بیای دوباره /نمیشه دستات تو گلدون گلای مریم بذاره /کاش میشد اما نمیشه این مرام روزگاره/ رفتنت همیشگی بود دیگه برگشتن نداره...
+ نوشته شده در ساعت توسط علی حامدی
|