تقدیم به غزل دخترم
غزل (*) ، نگاه كن ببين كه شهر زير پائ ماست
نگاه كن از آسمان زمين چقدر بئ بهاست
ببين صداي بوق ها ، محله شلوغ ها
برائ ارتفاع ما چقدردور و بئ صداست
تمام شهر روشن است، زمين پراز ستاره هاست !
ببين كه ان ستاره ها چراغ تنگ كوچه هاست
ببين كه خانه هائ ما چه جعبه هائ كوچكي ست
تماممان عروسكيم ، بخند ، خنده ات رهاست
غزل ، مگر خدائ خوب ميان ابرها نبود ؟!
به او سلام كن ، بگو اتاق تازه ات كجاست
ميان قلب آسمان چقدر من شبيه توست
جدا از آن دروغ ها ،جدا از آنچه زير پاست
ببين چه خوب مئ پريم ، ببين كه بال مي زنيم
ولي عزيز نازنين ، زمين به انتظار ماست !
عروسك قشنگ تو ، ميان شهر مانده است
به او دوباره ميرسئ،كه خاك سخت باوفاست
به خاطر دويدنت ، نفس نفس كشيدنت
برائ نغمه هائ تو ، زمين تر از زمين كجاست؟
+ نوشته شده در ساعت توسط علی حامدی
|