غزل (*) ، نگاه كن ببين كه شهر زير پائ ماست

نگاه كن از آسمان زمين چقدر بئ بهاست

 

ببين صداي بوق ها ، محله شلوغ ها

برائ ارتفاع ما چقدردور و بئ صداست

 

تمام شهر روشن است، زمين پراز ستاره هاست !

ببين كه ان ستاره ها چراغ تنگ كوچه هاست

 

ببين كه خانه هائ ما چه جعبه هائ كوچكي ست

تماممان عروسكيم ، بخند ، خنده ات رهاست

 

 

  غزل ، مگر خدائ خوب ميان ابرها نبود ؟!

به او سلام كن ، بگو اتاق تازه ات كجاست

 

ميان قلب آسمان چقدر من شبيه توست

جدا از آن دروغ ها ،جدا از آنچه زير پاست

 

ببين چه خوب مئ پريم ، ببين كه بال مي زنيم

ولي عزيز نازنين ، زمين به انتظار ماست !

 

عروسك قشنگ تو ، ميان شهر مانده است

به او دوباره ميرسئ،كه خاك سخت باوفاست

 

Fly Away

   

به خاطر دويدنت ، نفس نفس كشيدنت

برائ نغمه هائ تو ، زمين تر از زمين كجاست؟